تصویر/ بهار در آرامگاه حافظ - شیراز
در آستانه ایام نوروز با وجود بارش باران در روز های اخیر در شیراز ، مسافران برای بازدید از آرامگاه حافظ در این مکان حضور دارند.
كدخبر: 107903
1397/12/28

 

 

 

 

منبع:
برای درمان بواسیر بلوط بخورید
محقق مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان گفت: میوه بلوط در درمان بواسیر مفید است.
كدخبر: 107902
1397/12/28

به گزارش «پیغام»؛داریوش مهدی‌فر در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: بلوط از دیدگاه طب قدیم ایران میوه‎ای گرم و خشک بوده که از سال‌های گذشته استفاده می‌شده است.

وی با بیان اینکه آرد بلوط برای تهیه نان مورد استفاده قرار می‌گرفته است، افزود: آرد بلوط به همراه آب جوش برای درمان بواسیر نیز مفید است.

مهدی‌فر ادامه داد: همچنین در درمان اسهال، درد معده، نرمی استخوان، خون‌مردگی و... کاربرد دارد.

این محقق بخش تحقیقات منابع طبیعی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی لرستان گفت: میوه و پوست بلوط دارای تانن بوده و در صنایع چوبی استفاده می‌شود.

وی تصریح کرد: همچنین بلوط برای ناراحتی‌های گوارشی، جلدی و سوختگی و به عنوان پادزهر در مسمومیت‌های آلکالوئید فلزات به کار می‌رود.

مهدی‌فر از دیگر کاربردهای بلوط به استفاده در صنایع عکاسی، مرکب‌سازی و صنایع شیمیایی اشاره کرد و افزود: در صنایع غذایی به عنوان آنتی‌اکسیدان روغن‌های خوراکی و... از آن استفاده می ‎ شود.

منبع:
عکس/ جزیره شیف
جزیره شیف جزیره‌ای ماسه‌ای در دوازده کیلومتری شمال بوشهر است که از به‌هم پیوستن آب رودخانه‌ شاپور و دالکی به‌وجود آمده است. غالب جمعیت حدودا ۴۰۰۰ نفری این جزیره اهل سنت هستند و با زبان عربی صحبت می‌کنند.
كدخبر: 107901
1397/12/28

پیغام: جزیره شیف جزیره‌ای ماسه‌ای در دوازده کیلومتری شمال بوشهر است که از به‌هم پیوستن آب رودخانه‌ شاپور و دالکی به‌وجود آمده است. غالب جمعیت حدودا ۴۰۰۰ نفری این جزیره اهل سنت هستند و با زبان عربی صحبت می‌کنند.

به گزارش «پیغام»؛ شغل بیشتر مردم جزیره صیادی یا امور مربوط به ماهیگیری است و میگو یکی از محصولات معروف این جزیره است.

در گذشته جزیره شیف مکان مناسبی برای آمد و شد لنج‌ها و حمل‌ونقل کالا به جزایر و کشورهای اطراف خلیج‌فارس بوده ولی اکنون به دلیل ارتباط محدود ایران با این کشورها این تجارت از رونق افتاده است. این جزیره از حدود ده سال قبل و با احداث «جاده وحدت» به بندر بوشهر متصل شده است.

 

 

 

 

منبع:
حداقل دستمزد کارگران تعیین شد
پیغام: بعد از بیش از هشت ساعت چانه‌زنی، حداقل دستمزد 37 درصد و کل دریافتی کارگران با مزایای مزدی، 45 درصد افزایش یافت.
كدخبر: 107900
1397/12/28

به گزارش «پیغام» به نقل از ایلنا، جلسه شورای عالی کار با موضوع دستمزد بعد از بیش از 8 ساعت مذاکره، حداقل دستمزد کارگران را 15168822ریال تعیین کرد؛ حق اولاد برابر با 19719470 ریال و حق بن 1900000 ریال تعیین شد.

در توافق نهایی، حداقل دستمزد 37 درصد افزایش یافته است.

با این حساب با محاسبه حق مسکن 100 هزار تومانی و پایه سنوات 70 هزار تومانی، می توان گفت کل دریافتی کارگران با 45 افزایش به 20740769 ریال می‌رسد

منبع:
کشف نهنگ مرده در فیلیپین با ۴۰ کیلوگرم کیسه پلاستیکی در معده
پیغام: زیست‌شناسان دریایی و فعالان محیط‌ زیست در مجمع‌الجزایر میندانائو فیلیپین نهنگ مرده‌ای را یافتند که ۴۰ کیلوگرم کیسه پلاستیک در معده خود داشت.
كدخبر: 107899
1397/12/28

به گزارش«پیغام» به نقل از یورونیوز، در کالبدشکافی این نهنگ ۱۶ کیسه برنج، ۴ کیسه مربوط به پرورش موز و تعداد زیادی کیسه خرید کشف شد.

کالبدشکافی نشان می‌دهد که مرگ این حیوان در اثر «شوک معده» به خاطر بلعیدن میزان زیادی پلاستیک رخ داده است.

کارشناسان محیط‌ زیست بارها در مورد این مساله به دولت‌ها هشدار داده‌اند و از آنها خواسته‌اند تا فکری در مورد زباله‌های رها شده در دریاها و اقیانوس‌ها بکنند.

مصرف پلاستیک در کشورهای آسیای جنوب شرقی بسیار بیشتر از سایر نقاط جهان است. گزارش ارزیابی اقیانوس آرام در سال ۲۰۱۷ نشان داد که چین، اندونزی، فیلیپین، تایلند و ویتنام بیشترین میزان پلاستیک‌ را در اقیانوس‌ها و دریاها رها کرده‌اند.

دارل بلاتری، یک متخصص زیست‌شناسی دریایی و مالک موزۀ جمع آوری کننده استخوان در فیلیپین در این باره گفت: «مطالعات ۱۰ سال اخیر ما در فیلیپین نشان می‌دهد که حداقل مرگ ۵۷ نهنگ به دلیل انباشت مواد زائد مانند پلاستیک در معده رقم خورده است.»

تابستان گذشته نیز یک نهنگ مرده در سواحل تایلند یافت شد که به دلیل بلعیدن ۸۰ کیلوگرم پلاستیک که ۸ کیلوگرم وزن داشت به شوک معده دچار شده بود.

لاک‌پشت‌های دریایی، دلفین‌ها و ماهی‌ها از دیگر قربانیان پلاستیک‌های رها شده در سطح اقیانوس‌ها و دریاها هستند.

منبع:
بقایی و مشایی درتعطیلات نوروزی به مرخصی می روند
در این راستا تصمیم گرفتیم نامه‌ای را خدمت آقای رئیسی بنویسیم و از ایشان درخواست کردیم این محدودیت را بردارند و به این موضوع رسیدگی کنند.
كدخبر: 107898
1397/12/28

پیغام: وکیل مدافع حمید بقایی گفت که موکلش و اسفندیار رحیم مشایی مشمول بخشنامه رییس قوه قضاییه درباره مرخصی نوروزی زندانیان شده‌اند.

به گزارش «پیغام»؛ مهران عبدالله پور در گفت‌وگو با ایسنا، در این خصوص اظهار کرد: طبق بخشنامه صادره از سوی ریاست قوه قضائیه ۱۵ روز مرخصی به موکلین ما آقایان بقایی و مشایی تعلق می‌گیرد.

وی افزود: روز گذشته دادیار ناظر زندان به نقل از دادستان تهران به آقای بقایی گفته‌اند که شما و آقای مشایی نمی‌توانید به طور همزمان از این مرخصی استفاده کنید و به طور نوبتی و ۷ روزه می‌توانید به مرخصی بروید که آقای بقایی این موضوع را قبول نکردند.

عبدالله پور گفت: در این راستا تصمیم گرفتیم نامه‌ای را خدمت آقای رئیسی بنویسیم و از ایشان درخواست کردیم این محدودیت را بردارند و به این موضوع رسیدگی کنند.

وکیل مدافع بقایی افزود: با توجه به روز آخر سال درخواستمان را طی نامه‌ای به ریاست قوه قضائیه ارسال کردیم و منتظر پاسخ آن هستیم.

به گزارش ایسنا، پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، اعلام کرد پس از تأیید حکم دادگاه بدوی حمید بقایی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و قطعیت آن و همچنین ابلاغ حکم صادره، مأمورین پلیس ۲۲ اسفند ماه سال ۹۶ نسبت به دستگیری و معرفی محکوم‌علیه جهت اجرای حکم صادره از جمله ۱۵ سال حبس و چهل و سه میلیارد تومان جزای نقدی اقدام کرده و وی به زندان معرفی شد.

بر اساس این گزارش، حمید بقایی معاون اجرایی دولت دهم همچنین در شهریورماه سال ۹۷ از سوی شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کیفری دو ویژه رسیدگی به جرایم کارکنان دولت به ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.

اسفندیار رحیم مشایی نیز در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۹۶ در حال خروج از منزل بقایی بازداشت شد.

مهران عبدالله‌پور، وکیل مدافع اسفندیار رحیم‌مشایی در رابطه با علت بازداشت او گفته بود که موکلش احتمالاً به دلیل اقدام در خصوص آتش زدن حکم آقای بقایی دستگیر شده است.

منبع:
هدیه پسر تخم مرغی استرالیا به مسلمانان نیوزیلند
"پسر تخم مرغی" استرالیا گفته است پول‌هایی را که مردم این کشور برای دفاع او در دادگاه احتمالی به یک حساب ریخته‌اند، به خانواده مسلمانان نیوزیلندی قربانی حمله تروریستی جمعه گذشته، هدیه خواهد کرد.
كدخبر: 107897
1397/12/28

به گزارش«پیغام»به نقل از عصرایران به نقل از خبرگزاری آناتولی ترکیه، " ویل کونوللی " نوجوان 17 ساله استرالیایی روز شنبه گذشته و در واکنش به اظهارات نژادپرستانه یک سناتور استرالیایی علیه مسلمانان یک تخم مرغ به سمت او پرتاب کرد. این سناتور در توجیه حمله تروریستی به مسلمانان نیوزیلند مدعی شده بود که مهاجرت مسلمانان به استرالیا و نیوزیلند دلیل اصلی وقوع این حمله بوده است.

 

"ویل کونوللی" در واکنش به این اظهارات، از پشت سر تخم مرغی به سر او چسباند و این سناتور از فرط عصبانیت به صورت نوجوان سیلی زد. فیلم این درگیری به سرعت در شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها پخش شد و رسانه‌ها به این پسر نوجوان استرالیایی لقب" پسر تخم مرغی" دادند.

این نوجوان به مدت کوتاهی بازداشت و سپس آزاد شد اما وکیل این نوجوان گفته است به خاطر اینکه سناتور "فریزر آنینگ" پس از پرتاب تخم مرغ، این نوجوان زیر سن قانونی را کتک زده است، از او به دادگاه شکایت خواهد کرد.

پس از این حادثه یک حساب اینترنتی برای جمع آوری کمک‌های مردمی به این نوجوان اختصاص یافت و تا کنون بیش از 50 هزار دلار بابت کمک مالی مردمی به روند دادگاه احتمالی این نوجوان، به این حساب واریز شده است.

منبع:
اگر بابا زنده بود؛ FATF هرگز معطل نمي‌ماند
پسرم همراه من در انگلستان تحصیل کرد و برگشت. بین تهران و رفسنجان برای اداره باغ‌های پسته مامان در تردد هستم.
كدخبر: 107896
1397/12/28

به گزارش «پیغام»، روزنامه آرمان امروز نوشت: از میان سه فرزند پسر و دو دختر خانواده آیت‌ الله هاشمی، فائزه از همه سیاسی‌تر است، محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران هم به این امر اذعان دارد و به شوخی می‌گوید فائزه از همه ما مَردتر است.

فائزه هاشمی که در کارنامه خود سابقه نمایندگی مجلس را دارد بر این باور است که در بین برخی مسئولان، کم‌‌توجهی به حقوق عمومی و اخلاق و فرهنگ دیده می‌شود، به پایین هم سرایت می‌کند که از نظر او اوج چنین وضعیتی را می‌توان در دوران محمود احمدی‌نژاد مشاهده کرد.

هاشمی معتقد است اگر شرایط بخواهد همین طور پیش برود، بهتر است که با هر روشی، در چگونگی شرکت در انتخابات این پیام به گوش مسئولان اصلاح‌طلب و اصولگرا برسد که راه را درست بروند یا حداقل از یک جایی منحرف نشوند.

متن گفت و گوی روزنامه آرمان امروز با فائزه هاشمی را در ادامه بخوانید:

*در میان افراد ناامید از بهبود اوضاع، دو دسته دیده می‌شود؛ یا از جنگ می‌ترسند یا منتظر جنگ هستند. گروه‌های اپوزیسیون هم در این بین در خیال رسیدن به رویاهای خود هستند. چه موضوعی باعث شده که اقلیتی برای بیان نگرانی‌های خود به رسانه‌های خارجی روی آورده‌اند.

طبیعتا زمانی که نگاه من به خارج باشد، به این معناست که از داخل نتیجه نگرفته‌ام یا امیدی ندارم که از داخل نتیجه بگیرم و به ترامپ و امثالهم متوسل می‌شوم به این امید که بتوانم شرایط بهتری پیدا کنم.

در خصوص جنگ، به‌نظر من دلیلی ندارد جنگ بشود. من خیلی تلویزیون تماشا نمی‌کنم اما گاهی که می‌بینم، به حساسیت‌ها و نگرانی‌ها دامن زده می‌شود و با نشان دادن صحنه‌های هول‌آور چنین به‌نظر می‌سد که این حوادث قابل تکرارند؛ این سیاست برای بقاست. شما به انتخابات اشاره کردید، باید بگویم من نوعی، زمانی در انتخابات شرکت می‌کنم که از قِبل آن آینده بهتری داشته باشم؛ انتخابات را سمبلی برای توسعه، رشد، پیشرفت، آزادی، حقوق بشر و خیلی چیزهای دیگر ببینم. اگر در انتخابات شرکت کردم و نتیجه‌ای را که می‌خواستم حتی از اصلاح‌طلبان به دست نیاوردم، طبیعی است که دیگر نگران خواهم شد.

بنابراین اگر قرار است امیدبخشی کنیم، باید پیش از آن، آسیب شناسی واقعی و نه فرافکنی کنیم و بعد از آسیب شناسی راه‌حل ارائه بدهیم تا قبل از زمان انتخابات، اتفاقات مثبتی رخ بدهد، جامعه اراده برای تغییر را ببیند و انگیزه‌ برای رای دادن به وجود بیاید. البته قبل از هر انتخاباتی شنیده می‌شود که ما نمی‌آییم رای بدهیم، اما نزدیک به انتخابات دوباره شور و شعف انتخاباتی پیدا می‌شود؛ ممکن است بگوییم این بار هم آن شور زنده شود اما چیزی که از نظرسنجی‌ها می‌بینیم این است که امید مردم حتی نسبت به اصلاح‌طلب‌ها هم از بین رفته؛ این ناامیدی دلیل دارد و من حق را به مردم می‌دهم.

برای اینکه از عملکرد اصولگرایان راضی نبودیم، به اصلاح‌طلب‌ها برای ریاست جمهوری و مجلس، شورای شهر و سایر مسئولیت‌ها رای داده‌ایم. زمانی که از این اصلاح‌طلب‌های منتخب هم کم و بیش همان عملکرد اصولگراها را دیدیم، متوجه می‌شویم که برای هر دو این‌ها «در مسند بودن» مهم است.

البته به قدرت رسیدن، بد نیست و من آن را نفی نمی‌کنم؛ شما برای اینکه بتوانید موثر باشید باید به قدرت برسید به شرطی که شعارها، وعده‌ها و خواسته‌های رأی‌دهنده‌ها فراموش نشود. خب؛ حالا که اصلاح‌طلب‌ها به قدرت رسیدند به‌نظر باید کاری انجام می‌شد. درست است که ما می‌دانیم فشارها، موانع و محدودیت‌هایی از طرف بخش مهمی از اصولگرایان ایجاد می‌شود اما عملا جاهایی هم که اصلاح‌طلب‌ها قدرت داشته‌اند، عملکردی مشاهده نشده مگر در اندازه‌هایی محدود. پس وقتی قرار است به اصلاح‌طلب‌ها رای بدهم و اصلاح‌طلب‌ها همان رویه اصولگراها را داشته باشند چرا آنها را تایید کنیم؛ این سیاست‌ها منجر به مشکلات در جامعه می‌شود.

یعنی از رای من برای تائید خودشان استفاده می‌کنند. به عبارت دیگر رای من تاثیری در اصلاح شرایط ندارد و می‌خواهم بگویم گاه رای ندادن به برخی مساوی ناامیدی نیست و می‌تواند یک استراتژی و امید به آینده باشد. من با این روش می‌خواهم نشان دهم که مشکلی وجود دارد که فکر می‌کنم با این روش کمکی به حل آن خواهم کرد. نباید همه چیز را به سمت ناامیدی سوق دهیم.

درست است که می‌گوییم مردم دلسرد شده‌اند؛ بله مردم از فضای فعلی رضایت ندارند. خب، می‌توانیم یک استراتژی دیگر انتخاب کنیم و مسیر دیگری را برویم؛ این روشی برای پیام رسانی مردم است که اصلاح‌طلب‌ها و اصولگراها راه را اشتباه نروند یا حداقل از مسیر اصلی دور نشوند و سیاست‌هایشان را متناسب با شرایط عوض کنند. البته من در شرایط فعلی می‌گویم کناره‌گیری تاکتیکی ممکن است شرایط را عوض کند و اتفاقات مثبتی رخ دهد.

*به هر حال انتخابات برگزار می‌شود. در صورت عدم مشارکت قوی، نماینده چه کسانی وارد مجلس شده یا رئیس‌جمهور می‌شود؟
اصولگراها پایگاه رای ثابتی دارند و در هر شرایطی می‌آیند و رای می‌دهند بنابراین انتخاب می‌شوند. از آنجایی که اصلاح‌طلب‌ها عملکردشان نسبت به وعده‌هایی که داده‌اند یا نسبت به مشکلات مردم و آرمان‌های جامعه، عملکرد در حد انتظاری نبوده، ممکن است رأی‌شان پایین باشد و پیروز نشوند.

*با این روش صدای مردم شنیده می‌شود؟
به‌نظرم بله؛ البته ممکن است برخی گروه‌ها به‌روی خودشان نیاورند؛ این یعنی من به‌طور جدی نظر متفاوتی دارم. من نسبت به این شرایط انتقاد دارم و نمی‌توانم بینیم هر بار حضور جدی دارم اما باز همین اتفاقات تکرار شود.

*شما اصلاح‌طلب‌ها را نقد کردید؛ اصلاح‌طلب‌ها در واقع چقدر توان تغییر دارند؟ چند وقت پیش، آقای هاشم‌زایی نماینده مجلس، گفت که ایران، ملوک الطوایفی اداره می‌شود. او گفت دولت هیچ ‌نقشی ندارد و ما چند دولت داریم. این حرف درست است؟ و اگر دولت توان داشت و می‌توانست تغییراتی ایجاد کند، چه دلایلی مانع عملکرد موفقیت‌آمیزش شده است؟

این حرف کاملا درست است. به موانع و چالش‌های ناشی از بخش‌هایی خارج از حیطه اختیار رئیس‌جمهور اشاره کردم اما بخشی هم به خود دولت برمی‌گردد؛ بخشی به خود شورای شهر و شهرداری برمی‌گردد؛ بخشی هم به نمایندگان مجلس برمی‌گردد. بخشی هم به وزرا و سایر مدیران، برمی‌گردد. ما می‌دانیم کدام نهادها و چه افرادی چه تاثیری بر اقتصاد دارند اما بخش عمده‌ای از اقتصاد به دولت مربوط است؛ مثلا صدور بخشنامه‌های مکرر و بعضا در تضاد با هم و ایجاد سردرگمی به دولت مربوط است؛ یک روز واردات آزاد است؛ یک روز ممنوع است؛ یک روز صادرات آزاد است و روز دیگر ممنوع. من معتقدم که ما دچار سوء مدیریت شده‌ایم.

شایسته سالاری و چرخش نخبگان، عنصر فراموش شده در عرصه مدیریتی ماست. برای جایگاه‌های مدیریتی افراد مناسب انتخاب نشده‌اند؛ اما مدیر واقعی در تمام سطوح نداریم که بتواند تصمیم‌گیری درست و هماهنگی داشته باشد. در حال حاضر، منافع باندی و حزبی و قومی و قبیله‌ای هم مزید بر علت شده است. این روش گریبان اصلاح‌طلب‌ها را نیز مثل اصولگراها گرفته؛ هرچند که من معتقدم اصولگراها از اصلاح‌طلب‌ها اجرایی‌تر هم هستند.

*زمانی که بحث ناکارآمدی مسئولان وقت و نارضایتی پیش می‌آید، یک وجه مشترک میان مسئولان در ذهن، تداعی می‌شود؛ آنچه که در مورد همه روسای جمهور تاریخ پس از انقلاب، مصداق داشته و حالا به آقای روحانی رسیده؛ رئیس‌جمهور و تیمش در اواخر دوران مسئولیت‌شان در اذهان عمومی نامحبوب می‌شوند. آیا برنامه خاصی پشت این تخریب‌ها و توهین‌ها هست؟

تا حدودی طبیعی است؛ برای همه اتفاق می‌افتد. ابتدا تفاوتی را بگویم؛ بابا در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش نامحبوب نشد. اواخر دوره دوم او نه تنها توسط دولتی‌ها که حتی در سطح غیردولتی‌ها، جشن‌های سازندگی فراوان برگزار می‌شد که به‌نظر می‌رسید قدردانی از او بود.

همان گونه که تشییع جنازه بابا و مراسم‌ها و سالگردها و یادبودها نیز دولتی و حکومتی نبودند. بابا را به‌صورت گسترده‌ای یکی دوسال بعد از دوران ریاست جمهوری اش، به ناحق تخریب کردند که متاسفانه در این کار غیرصادقانه هم موفق شدند. برگردیم به سوال شما؛ معمولا افرادی که زیاد در قدرت قرار می‌گیرد، به‌خصوص وقتی مشکلات هم زیاد باشد. محبوبیت‌شان سیر نزولی پیدا می‌کند. تخریب‌ها را نیز به این اضافه کنید؛ رقبا بیکار نمی‌نشینند.

*تصور می‌کنید اگر آقای هاشمی در قید حیات بودند شرایط چطور بود؟ همین اندازه دچار مشکل بودیم؟ به‌عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با FATF چه می‌کرد؟ آیا این لوایح همین قدر معطل می‌ماندند؟

به‌نظرم اگر او بود، شاهد این همه بی‌سر و سامانی در امور اجرایی نبودیم. درست است که بابا قدرت اجرایی نداشت اما نفوذ، تاثیر و اقتداری داشت که برخی کارها انجام می‌شد.

اگر بابا بود احتمالا FATF در مجمع تصویب می‌شد و شاید به مجمع هم نمی‌کشید و پیش از آن تصویب می‌شد؛ نمونه‌اش «برجام» که در دوران حیات او تصویب شد. بعد از فوت بابا و تمام شدن آن دوره، مجمع در میان اعضای جدید تنها سه نفر اصلاح‌طلب دارد و بقیه اصولگرا هستند. دوره بابا -من فکر می‌کنم- با او برای انتخاب اعضا مشورت می‌شد و اعضا با همفکری ایشان با فراگیری بیشتری انتخاب و منصوب می‌شدند یعنی ترکیب فعلی مجمع نیز این طوری نمی‌شد.

حتی معتقدم نبود بابا، آقای روحانی را ضعیف کرده؛ درست است که آقای روحانی خیلی اهل مشورت نبود و شاید گاهی توصیه‌های بابا را هم گوش نمی‌داد اما همان وجود آقای هاشمی به آقای روحانی قدرت می‌داد. به این دلیل که صدای قوی دیگری هم شنیده می‌شد. آن مرد بحران‌ها رفته. این عقل و تدبیر حتی در بُعد خارجی هم تاثیر دارد. خود آقای روحانی گفت که دوران آقای احمدی‌نژاد هم شرایط کشور تا این حد دشوار نبود.

*جای خالی او چطور پُر می‌شود؟ آیا گزینه‌ای وجود دارد؟
اگر بود که پُر شده بود.

*شما در صحبت‌هایتان بیشتر مدافع مردم هستید؛ ممکن است صحبت‌ها یا موضع‌گیری‌هایی از سوی مردم ایراد شود که درست هم نباشد یا بر مبنای یک تحلیل نادرست یا عدم آگاهی باشد. نقش مردم و عملکردشان را تا چه حد موثر می‌دانید؟

مردم چطور باید آگاه بشوند؟ آنها اخبارشان را از کجا به دست بیاورند؟ عملکرد رسانه ملی عمدتا به‌نحوی است که نمی‌شود صددرصد اعتماد کرد. از آن سو برنامه‌ریزی و سیاستگذاری برای آموزش، تربیت و پرورش آیا درست بوده؟ ما به‌رغم شعارهایمان کمترین بودجه را به این بخش‌ها اختصاص داده‌ایم. در چنین شرایطی واکنش‌های احساسی هم قابل پیش‌بینی است. اوج ناهنجاری‌های عمومی، فرهنگی و اخلاقی، به دوره آقای احمدی‌نژاد برمی‌گردد.

زمانی که بی‌قانونی، بی‌توجهی به اخلاق صورت می‌گیرد، به پایین هم سرایت می‌کند. نمی‌گویم که قبل از آقای احمدی‌نژاد خلاف و بدی نبوده؛ حتما بوده و درباره میزانش هم صحبت می‌کنم که از این دوره و بعد از آن، عمومی و بدون قبح و علنی و فراگیر شد.

ناهنجاری‌ها آنچنان به جامعه سرایت کرد که اصلا نمی‌شود آن را جمع کرد. باید از خودمان بپرسیم چه کاری برای مردم باید انجام می‌دادیم که انتظار داریم همیشه عکس‌العمل، آگاهی و بینش آنها مطابق با خواسته ما باشد؟ پس ما باید از خودمان شروع کنیم؛ سیاست‌ها نیاز به ترمیم دارند؛ باید به مردم راست بگوییم؛ شفاف‌سازی کنیم؛ هزینه کنیم؛ آموزش بدهیم و البته در طول زمان که کم هم نخواهد بود، درست می‌شود. همه چیز از بالا به پایین جریان دارد. مردم آیینه حکومت‌اند. من نمی‌گویم واکنش‌های مردم در همه موارد درست هستند اما آنها را کمتر مقصر می‌دانم چون در این زمینه سرمایه‌گذاری و توجه لازم نشده است.

*مشکلات مردم که بیشتر می‌شود برخی‌ها به فکر مهاجرت می‌افتند؛ چه باید کرد؟
اکثر آنها که از ایران مهاجرت می‌کنند آرزویشان بازگشت است و اگر مجبور نباشند، نمی‌روند. بالاخره مشکلات معیشتی و فشارها و آینده جوانان و... بخشی از دلایل مهاجرت است. در همه دنیا، آدم‌ها دنبال آینده خوب برای خود و فرزندانشان هستند. افرادی که مهاجرت می‌کنند، مشقت پناهندگی را تحمل می‌کنند و قطعا دنبال خوشگذرانی نرفته‌اند. پیش از این هم گفتم که وقتی سیاست‌ها تغییر پیدا کرده و مشکلات حل شود، زمینه برای بازگشت فراهم می‌شود. همه چیز زنجیره وار به هم مربوط است.

*وقتی بحث مهاجرت و زندگی در خارج از کشور مطرح می‌شود، زندگی آقازاده‌ها و خانم‌زاده هم مطرح می‌شود و بنا به آنچه در شبکه‌های مجازی نشان داده می‌شود، تعدادشان هم کم نیست (البته از تعداد آقازاده‌هایی که داخل ایران زندگی می‌کنند، هنوز آماری به دست نیامده) فارغ از این، مردم مدام می‌گویند اگر مسئولان بر خوب‌بودن شرایط زندگی و معیشت در ایران تاکید می‌کنند، چرا فرزندان خودشان در ایران زندگی نمی‌کنند؟ در مورد این چه می‌گویید؟

زمانی که مردم عصبانی و ناراحت‌اند این پدیده آقازادگی بیشتر خودش را نشان می‌دهد. یا وقتی مسئولان ما می‌گویند مردم خارج نروند، سفر نروند و... خب؛ می‌گویند پس بچه‌های خودتان چرا می‌روند؟ من خارج رفتن آقازاده‌ها را نفی نمی‌کنم. اما حرف و عمل باید به خودم هم بخورد. نه اینکه خودم یکجور باشم حرف‌هایم یکجور دیگر.

مردم همین تناقضات و تعارضات را می‌بینند که این جور معترض می‌شوند. وقتی آقای ولایتی در شرایط دشوار اقتصادی به مردم می‌گوید از یمنی‌ها یاد بگیرید که لنگ می‌پوشند و نان خشک می‌خورند، خب، مردم تحت تاثیر قرار می‌گیرند و لیست همه پُست‌های او را درمی‌آورند. و یا آقای حداد عادل در این زمینه چیزهایی می‌گویند و به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند. در هر صورت، پاتک این فضای عمومی به آقازاده‌ها هم می‌خورد. البته این طور هم نیست که همه آقازاده‌ها الان خیلی شرایط خاصی داشته باشند یا در قدرت باشند؛ البته بعضی‌هایشان هستند اما خیلی‌ها هم نه.

*آقای احمدی‌نژاد که این روزها فعالیت‌های شبه انتخاباتی‌اش افزایش یافته؛ به شهرهای مختلف سفر می‌کند و علیه دولت فعلی سخنرانی‌هایی ارائه می‌دهد. مشابه این سفرها و سخنان را در آقای قالیباف هم مشاهده می‌کنیم؛ برای نمونه شهردار پیشین در یک برنامه تلویزیونی می‌نشیند و می‌گوید که تمام بدهی‌های شهرداری متعلق به شهردار فعلی است که حدود یک سال و نیم است سر کار آمده‌اند نه دوازده سال زمامداری من بر شهر. آقای احمدی‌نژاد هم همین آزادی بیان را دارد. این جریان‌ها و آزادی‌های اختصاصی‌شان را تا چه حد موثر یا با توجه به سابقه مدیریتی آنها، نامطلوب می‌بینید که بخواهند به قدرت بازگردند؟

به‌نظر من این بازگشت، خطرناک نیست چون مردم آگاهند. من خودم در فضای مجازی حضور ندارم اما می‌شنوم که هر حرفی که زده می‌شود، آن چنان سابقه و پیشینه و تاریخچه‌اش بیرون می‌آید که دیگر جایی برای تاثیرگذاری از طریق سیاست‌های پوپولیستی و عوام‌فریبی، نمی‌گذارد. صریح اگر بخواهم بگویم اینکه فکر نمی‌کنم دیگر کسی گول این حرف‌ها را بخورد.

ضمن اینکه مثلا آنهایی که در حال حاضر هستند، آیا عملکرد بهتری از این دو نفر دارند؟ یعنی اگر امثال اینها بیایند، اوضاع خیلی فرق می‌کند؟ در چهل سالگی انقلاب بسر می‌بریم، من معتقدم سوای ۱۰ سال ابتدایی انقلاب که وضعیت کشور هنوز به ثبات نرسیده بود، هشت سال آقای هاشمی و تا حدودی هم دوران اصلاحات، کشور تا حدودی مسیر خود را پیدا کرد و اگر می‌گذاشتند افکار آقای هاشمی ادامه پیدا کند، به یک ثبات نسبی دست پیدا می‌کردیم و دیگر فاصله زیادی تا توسعه یافتگی نداشتیم.

دور دوم آقای هاشمی نگذاشتند وی طرح تعدیل اقتصادی و بسیاری از برنامه‌هایش را پیش ببرد؛ هردو جناح هم چپ‌ها و هم راست‌ها؛ «سلام» از این طرف و «کیهان» آن طرف. بعد از آن از دوران آقای احمدی‌نژاد ما در سراشیبی انحراف از اهداف انقلاب، اصول کشورداری و حکمرانی خوب و مسیر توسعه افتادیم که همچنان هم ادامه دارد.

آقای روحانی هم نتوانسته کشور را از این شرایط بیرون بیاورد. با این شرایط بعید می‌دانم کسی دیگر یا جریانی دیگر بتواند. البته همانطور که گفته شد آگاهی رسانی از سوی مدیران و مسئولان جامعه ما معمولا مناسب نبوده و شاید افرادی که تنها رسانه‌شان همین صداوسیما باشد تحت تاثیر هم قرار بگیرند اما باز هم این فضای مجازی است که تاثیر بیشتری دارد و به هر حال، خواص ما، دانشجویان و روشنفکران ما و افرادی که اهل مطالعه‌اند، فکر می‌کنم این چیزها را می‌دانند.

*در چنین شرایطی چه باید کرد؟ بحث امید دادن به مردم در حرف آسان است و در عمل شاید غیرممکن.

مردم و مسئولان هر دو می‌توانند در تغییر وضعیت اثرگذار باشند. همه باید کوتاه نیامده و خواسته‌های خود را مطرح کنیم. اینکه می‌بینیم خرابکاری‌ها و یا اتفاقاتی رخ می‌دهد، یقین بدانید کار قاطبه مردم نیست. البته قبلا هم زمان‌هایی که به ته خط رسیدیم، تغییر سیاست را با بیشترین هزینه و کمترین منافع انجام داده‌ایم؛ خب چرا باید بگذاریم به آنجا برسد؟ همین الان باید به خاطر خواست مردم و دیدن نتایج آن، باید این کار را بکنیم.

از سوی دیگر مسئولان اگر خواسته‌های مردم و شرایط را نمی‌توانند ببینند حداقل می‌توانند از نظرخواهی استفاده کنند؛ در سیاست خارجی و سیاست داخلی. نگاهی به کشورهای توسعه یافته بیندازید؛ سر کوچک‌ترین مسائلشان رفراندوم برپا می‌کنند. رفراندوم در قانون اساسی ما پیش‌بینی شده و سوال این است که چرا اینقدر نظرخواهی از مردم را تابو کرده‌ایم؟ چرا همه چیز را به خط قرمز تبدیل کرده‌ایم؟ بالاخره کی باید از ظرفیت‌های قانونی استفاده کرد؟

*وقتی در برگزاری یک کنسرت آدم‌ها تجمع می‌کنند و آن را به لغو شدن می‌کشانند چطور می‌توان انتظار داشت که مسائل از مسیر صحیح آن حل شود؟

برجام چطور امضا شد؟ کسی موافق با برجام بود؟ جنگ چطور پایان پیدا کرد؟ گروگان‌های آمریکایی چطور آزاد شدند؟ بالاخره همه اینها به تنگنا رسیدند که به انجام رسیدند. حالا چرا این تنگنا از خارج باشد؟ خب؛ از خودمان باشد. همه باید با روش‌های مدنی مطالباتمان را بیان کنیم تا سیاست‌های کلی و رویه‌های غلط، وادار به تغییر شوند و این بیان مطالبات در قانون اساسی هم آمده بعد هم ما فضای مجازی را داریم؛ معجزه‌ای که فرصت خوبی را برای بیان مطالبات ایجاد کرده.

*بحث مطالبه‌گری مردم مطرح شد. شاید نام شما برای اولین بار با همین مطالبات به دورافتاده‌ترین شهرهای ایران هم رفت؛ مطالبه‌ای زنانه؛ طرح بحث دوچرخه سواری بانوان در دهه هفتاد، تابویی بود که شما آن را شکستید و در ازای آن با واکنش‌های شدید هم همراه شدید. فکر می‌کنید حتی در شرایط فعلی هم اگر کسی بخواهد مطالبه‌ای را به‌صورت جدی مطرح کند به یکباره تنها نمی‌شود؟

حمایت‌ها دو دسته هستند؛ مردمی و خواص؛ در مورد حمایت‌های مردمی یادم نمی‌آید که احساس تنهایی و بی‌کسی کرده باشم. مثال‌های آن را در ادامه خواهم گفت. و اما حمایت خواص؛ بین اصلاح‌طلب‌ها، همراهی که اعلان عمومی کند، کم و انگشت شمار بودند.

زمانی که روزنامه زن را بستند، بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلب‌ها و حتی حزب خودم، اول به اشتباهات این روزنامه به زعم خودشان اشاره کرده و سپس بسته شدن یک روزنامه را مطرح کردند؛ یعنی حمایتی که از حمله بدتر است.

البته امثال من با خودمان این مسائل را حل کرده‌ایم؛ اگر حمایت داشته باشیم که چه بهتر؛ اگر نداشته باشیم باز هم بر اساس اعتقادات و انگیزه‌های مردمی که داریم، به میدان می‌آییم. مخالفت‌ها با بحث دوچرخه سواری بانوان و تلاش برای برهم زدن سخنرانی‌ها سبب شد که من هرجا برای سخنرانی تبلیغات انتخابات می‌رفتم، پر از زنان و مردان و به خصوص جوانان دختر و پسر بود و اولین سوالشان درباره دوچرخه سواری بود. بخش عمده از رای من متعلق به همین جوانان طرفدار دوچرخه سواری بود.

یا بعد از سال 88، بعد از گذران 6 ماه زندان، در مقاطع مختلف در خیابان، مغازه، ماشین، جاهای عمومی و... بازخوردهای زیادی از مردم دارم؛ به خصوص بعد از فوت بابا که بسیار زیاد شده و مردم به من لطف دارند. همیشه حمایت‌های مردمی را داشته‌ام اما از اصلاح‌طلب‌ها و خواص کمتر و بعضی اوقات در حزب خودم اعتراض می‌کنند که چرا این حرف یا آن حرف را زدی؟ جالب اینکه اکثر حرف‌های من که مورد اعتراض قرار می‌گیرد، ظرف مدت کوتاهی توسط دیگران گفته می‌شود و مورد به‌به و چه‌چه قرار می‌گیرد و آن را در جلسات می‌آورند و کلی تحلیل می‌کنند و انگار چه حرف مهم و جدیدی زده شده. و مثل اینکه مرغ همسایه غاز باشد.

*قش زنان را چه برای تغییر شرایط خودشان و چه تغییر کلی شرایط، چطور می‌بینید؟ این جمله ممکن است زیاد شنیده شده باشد که زن‌ها دارای قدرتی نهانی بوده و می‌توانند تغییرات شگرفی ایجاد کنند. این درست است یا اینکه زن و مرد نداریم؟

در مجموع زن و مرد نداریم و همه می‌توانند این تغییر را ایجاد کنند اما خب، زن‌ها به‌نظر من مهم‌ترند. به این دلیل که زن‌ها در خانواده نقشی اساسی دارند؛ آنها تربیت‌کننده نسل هستند و با ارتباطاتشان در خانواده توانایی جریان‌سازی دارند و اگر خودشان آدم‌های روشن و اهل عمل باشند، طبیعتا آن را به بچه‌هایشان هم منتقل می‌کنند. ضمن اینکه الان زنان با تلاش و با پیگیری‌ها، مطالباتشان را خوب پیش می‌برند و البته هزینه‌های زیادی هم داده‌اند.

*بنای مهاجرت ندارید؟

هیچ‌وقت به مهاجرت فکر نکرده‌ام. ما در کشور خودمان هویت داریم و من فکر می‌کنم بیشترین سختی را هم در کشور خود داشته باشیم بهتر از این است که مهاجرت کنیم. من حدود پنچ سال انگلیس بودم برای درس خواندن. کارم که تمام شد نمی‌توانستم بیشتر بمانم و برگشتم. البته منظورم این نیست که کسانی را که مهاجرت کرده‌اند زیر سوال ببرم بالاخره هر کسی یک جوری فکر می‌کند به آن در حد امکان عمل می‌کند. و همه این‌ها محترم است یعنی مهاجرت را بد نمی‌دانم.

*به فرزندانتان هم همین توصیه را می‌کنید؟

توصیه‌ای ندارم. آنها خودشان بایستی تصمیم بگیرند. پسرم همراه من در انگلستان تحصیل کرد و برگشت. دخترم هم با همسرش می‌رود و می‌آید.

*این روزها مشغول چه کاری هستید؟
استاد اخراجی دانشگاه هستم. بین تهران و رفسنجان برای اداره باغ‌های پسته مامان در تردد هستم. به کارهای حزبی و اجتماعی و مدنی نیز مشغولم.

منبع:
تظاهرات «جلیقه زردها» ممنوع شد
به دنبال هجدهمین شنبۀ اعتراضات جلیقه‌ زردها در فرانسه بویژه در خیابان شانزه‌لیزۀ پاریس که با آتش زدن و تخریب تعدادی مغازه‌ همراه بود، دولت فرانسه برای برگزاری این اعتراضات دستورالعمل‌های جدیدی صادر کرد.
كدخبر: 107895
1397/12/28

به گزارش«پیغام» به نقل از یورونیوز، بر این اساس و بنا بر اعلام دولت فرانسه، در صورت تداوم حضور عناصر افراطی، راهپیمایی جلیقه زردها در برخی مناطق فرانسه از جمله در خیابان مشهور شانزه لیزه ممنوع خواهد شد.

ادوارد فیلیپ، نخست‌وزیر فرانسه روز دوشنبه در یک نشست خبری اعلام کرد: «ما راهپیمایی‌های افرادی که خود را "جلیقه زرد" می‌خوانند، در محله‌هایی که تا کنون بیشتر از این تظاهرات متاثر شده‌اند، به محض آنکه متوجه حضور عناصر افراطی و تمایل آنها به خرابکاری شویم ممنوع خواهیم کرد.

فکر می‌کنم بدیهی است که شانزه‌لیزه در پاریس، میدان پیی برلند در شهر بوردو و میدان کاپیتول در تولوز جاهایی باشند که ما برای پراکندگی فوری این تجمعات اقدام کنیم.»

نخست‌وزیر فرانسه همچنین در سخنرانی جداگانه‌ای از افزایش جریمه برای شرکت کنندگان در تظاهرات ممنوع شده خبر داد. به گفتۀ او مبلغ این جریمه که در حال حاضر ۳۸ یورو است، به ۱۳۵ یورو افزایش خواهد یافت.

پیش از این امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه در واکنش به وقایع روز شنبه ۱۶ مارس در خیابان شانزه‌لیزه گفته بود: «دیگر تمام شد. این نوع از صحنه‌ها دیگر نباید اتفاق بیافتد، به‌ویژه در این خیابان.» ماکرون وعده داد که دولتش تصمیمات محکمی در این رابطه اتخاذ کند.

نخست‌وزیر فرانسه نیز روز یکشنبه از عدم کارایی و اختلال در تدابیر امنیتی پلیس در جریان اعتراضات روز شنبه سخن گفت و افزود وضعیتی که روز شنبه شاهدش بودیم دیگر نباید اتفاق بیافتد.

احزاب اپوزیسیون فرانسه از مواضع مختلف، دولت را مورد انتقاد قرار داده‌اند. حزب راست جمهوریخواه فرانسه از تاخیر در تصویب قانون ضدخرابکاری انتقاد کرده است؛ قانونی که دست دولت را برای دستگیری بی‌ضابطۀ افراد باز می گذارد.

فرانسوا اگزویه بلمی، سرلیست جمهوریخواهان برای انتخابات پارلمان اروپا نیز از شکست دولت در برقرار نظم عمومی سخن گفت. از سوی دیگر احزاب چپ می‌گویند که تنها به دنبال پاسخ امنیتی به مطالبات جلیقه زردها بودن، تدبیر اشتباهی است.

برخی از رهبران جلیقه زردها نیز وزیر کشور فرانسه را مورد انتقاد قرار دادند و گفتند که آنها روز شنبه وضعیت را رها کردند و اقدامی برای کنترل خشونت‌ها نکرده‌اند. آنها خواستار پاسخگویی وزیر کشور در این رابطه شدند.

جنبش اعتراضی جلیقه زردهای فرانسه از حدود ۴ ماه پیش و در اعتراض به افزایش قیمت سوخت و کاهش مالیات ثروتمندان آغاز شد و با گسترش مطالبات، اکنون آنها خواستار انجام همه‌پرسی برای تصمیمات مهم سیاسی و اقتصادی در فرانسه هستند و معتقدند که دموکراسی در شکل کنونی آن پاسخگوی مطالبات آنها نیست.

منبع:
طرح آموزش رایانه ای" ICDL" برای سوادآموزان دوره انتقال اجرا شد
پیغام: معاون سوادآموزی اداره کل اموزش و پرورش استان گفت: طرح آموزش رایانه ICDL با هدف کاربردی نمودن سواد با مهارت های مورد نیاز سوادآموزان دوره انتقال در مناطق و شهرستان های استان اجرا شد.
كدخبر: 107894
1397/12/28

پیغام: معاون سوادآموزی اداره کل اموزش و پرورش استان گفت: طرح آموزش رایانه ICDL با هدف کاربردی نمودن سواد با مهارت های مورد نیاز سوادآموزان دوره انتقال در مناطق و شهرستان های استان اجرا شد.

به گزارش «پیغام»؛غلامرضا دانش فر، در نشست با مسئولین سواد آموزی مناطق و شهرستان ها و کارگاه آموزشی ICDL در شهر بوشهر استفاده از رایانه در برنامه های سواد آموزی را ضروری دانست و اظهار داشت: طی دو سال متوالی طرح آموزش ICDL برای بیش از 300نفر از سوادآموزان دوره انتقال به اجرا درآمد.

معاون سوادآموزی استان افزود:این طرح آموزشی به منظور کاربردی نمودن سواد با مهارت های مورد نیاز سوادآموزان  دوره انتقال اجرا شده است.

وی ادامه داد: طرح آموزشی رایانه در سال گذشته  برای 100 نفر از سواد آموزان دوره انتقال در شهرستان های بوشهر، دشتستان،گناوه،جم، کنگان و منطقه کاکی عملیاتی گردید.

این مقام مسئول اضافه کرد: همچنین در سال جاری نیز بیش از 200نفر از سوادآموزان دوره انتقال در سراسر استان تحت پوشش این طرح قرار گرفتند.

وی با اشاره به تامین مربی،کارگاه و تجهیزات توسط بنیاد ICDL ایران شعبه استان بوشهر، تصریح کرد: تاکنون تمام فرایند آموزش طرح آموزش رایانه زیر نظر بنیاد ICDL ایران شعبه استان بوشهر انجام گرفته است.

معاون سوادآموزی استان ارتقاء نگرش کار با رایانه را از جمله ضرورت های حتمی اجرای این طرح آموزشی دانست و بیان داشت: تلفیق سواد با مهارت های مورد نیاز زندگی، ایجاد و گسترش مهارت استفاده از رایانه توسط سوادآموزان باید در برنامه های  مختلف سواد آموزی مورد توجه جدی قرار گیرد.

در این نشست و کارگاه آموزشی ICDL بهرام بهنام نیا، رئیس اداره سوادآموزی معاونت سوادآموزی استان  آموزش دهندگان و مسئولین سواد آموزی مناطق و شهرستان ها را در جریان تازه ترین روش ها و چگونگی بهتر استفاده از رایانه در دوره های مختلف سوادآموزی قرار داد.

در ادامه جلسه حسین هنرمند، رئیس اداره سنجش و ارزیابی سوادآموزی استان در مورد مسائل ارزیابی و امتحانات پایانی سال توضیحاتی ارائه کرد.

 

منبع:
کشف 20 تن مواد مخدر در استان/ 35 خانه مبله پلمپ شد/برخورد با برهم زنندگان نظم وامنیت در چهارشنبه آخر سال
پیغام: فرمانده نیروی انتظامی استان بوشهر از کشف 20 تن مواد مخدر در استان خبر داد و بیان داشت: از این میزان کشفیات 15 تن توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر استان کشف و 5 تن در عملیات مشترک با سایر دستگاه های و پلیس سایر استانها کشف شده است.
كدخبر: 107893
1397/12/28

پیغام: فرمانده نیروی انتظامی استان  بوشهر از کشف 20 تن مواد مخدر در استان خبر داد و بیان داشت: از این میزان کشفیات 15 تن  توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر استان  کشف و 5 تن  در عملیات مشترک با سایر دستگاه های و پلیس سایر استانها کشف شده  است.

به گزارش «پیغام»، سردار خلیل واعظی در نشست با خبرنگاران به  تشریح عملکرد این فرماندهی در سال 97 و همچنین  اقدامات صورت گرفته  در خصوص چهارشنبه آخر سال پرداخت و اظهار داشت: 16 باند مواد مخدر در استان متلاشی شده که در این زمینه  124 قاچاقچی مواد مخدر،707 نفر خرده فروشی و 2300 نفر معتاد در استان دستگیر شدند که نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته است.

وی در ادامه افزود: در سال جاری  475 هزار تماس با پلیس 110 حاصل شده که از این میزان 155 هزار تماس منجر به  انجام عملیات  شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 31 درصد رشد داشته است.

سردار واعظی  بیان داشت: در خدمات گذرنامه ای در سال جاری 16 هزار و 976 جلد گذرنامه صادر وهمچنین بیش از 2 هزار گذرنامه اتباع خارجه تمدید شده است.

وی با بیان این که در بخش امنیت اخلاقی اقدامات خوبی انجام شده است، افزود:  تعداد150 خانه مبله در سطح شهر بوشهر شناسایی  شد که از این تعداد35 خانه مبله پلمپ شده است.

انهدام 78 باند مجرمانه سرقت در استان

سردار واعظی از انهدام 78 باند مجرمانه سرقت در استان خبر داد و گفت: 8 باند سرقت طلاجات درشهرستانها  منهدم شد و از این باند 214 فقره طلاجات کشف و 121 سارق شناسایی و دستگیر شدند.
و ی با بیان این که 92 محموله قاچاق کالا در استان کشف شده است، افزود: در سال جاری به ارزش 755 میلیارد  تومان کالای قاچاق در استان کشف شد که 151 درصد نسبت به سال قبل رشد داشته است.

تردد کامیون ها از 25 اسفند تا16 فروردین در جاده ای استان ممنوع است

فرمانده نیروی انتظامی با بیان این که 71 نقطه حادثه خیز در استان وجود دارد، بیان داشت: از این تعداد 41 نقطه  رفع نقص شده است که این امر در تامین امنیت شهروندان کمک شایانی خواهد کرد.

سردار واعظی  از ممنوعیت تردد انواع کامیون ها از 25 اسفند 97 خبر داد و یادآور شد: تردد کامیون ها ، تریلر وهمه سایل نقلیه سنگین از ساعت 7 صبح تا ساعت 24  روز16 فروردین در محورهای اصلی  ممنوع است.

کلاهبرداری و برداشت غیر مجاز اینترنی دو جرم با بیشترین فراوانی  در استان

این مقام مسئول به افزایش کشفیات جرائم سایبری اشاره کرد و گفت: کلاهبرداری و برداشت غیر مجاز اینترنی دو جرم با بیشترین فراوانی  در استان است  که کشفیات خوبی در این زمینه کسب شده است.

وی با بیان این که 17 درصد  در کشفیات قتل افزیش داشته ایم، گفت: در سال گذشته 30 فقره قتل کشف شده در حالی که در سال جاری 25 مورد قتل در استان رخ داده  که همه آن کشف شده است که اختلافات خانوادگی و شخصی  بیشترین عامل قتل ها در استان است.

استقرار70 پایگاه موقت درمکان‌های پر ازدحام استان

وی به تشریح اقدامات صورت گرفته توسط پلیس استان درخصوص چهارشنبه آخر سال پرداخت وافزود: سازماندهی نیروها در سطح شهر انجام شده است، هیچکس به اندازه پلیس از شادی مردم خوشحال نمی شود و پلیس به دنبال این است که شادی متعلق به همه باشد.

فرمانده نیروی انتظامی استان بوشهرخاطر نشان کرد: با برنامه ریزی های انجام شده پلیس با برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی جامعه در چهارشنبه آخر سال برخورد خواهد کرد.

وی ادآور شد: برای تامین نظم، امنیت و آرامش جامعه در چهارشنبه آخر سال و ایام نوروز با همکاری نیروهای انتظامی، بسیج و تمام نیروها و امکانات لازم فراهم  شده است.

سردار واعظی بیان داشت: برای ایجاد نظم در استان علاوه بر پاسگاه و کلانتری های موجود  بیش از 70 پاسگاه و پایگاه موقت درمکان‌های پر ازدحام استان برای ایام نوروزمستقر می شوند.

وی خاطر نشان کرد: پلیس راه و راهور استان در سال جاری رتبه برتر استانی در بین دیگر استانهای کشور در حفظ جان مردم و نظم ترافیکی  کسب کرده است.

مجهز شدن لباس پلیس به دوربین در استان

فرمانده نیروی انتظامی استان بوشهر از مجهز شدن  پلیس به دستگاه  تلفن هوشمند خبر داد و اظهار داشت: این دستگاه کارکردهای مختلفی دارد  که در حال حاضر 3 کارکرد، سیستم ناظر،ثبت تخلفات راهنمایی و رانندگی  از طریق پیامک  و استعلام خودرو سرقتی فعال شده است.

سردار واعظی  با بیان این که پلیس راه به سیستم ردیاب برای شناسایی خودروهای سرقتی مجهز شده است، افزود: همچنین سیستم داشبورد فرماندهی نیز در پلیس استان فعال شده است و این سیستم  آمار و اطلاعات لازم را در اختیار فرمانده انتظامی و پلیس های تخصصی قرار می دهد.

این مقام مسئول همچنین از مجهز شدن لباس پلیس به دوربین در استان خبر داد و اظهار داشت:  به منظور رعایت حقوق شهروندی در استان همه کلانتری ها،پاسگاه ها و گشت های انتظامی  در استان به این لباس مجهز می شوند.

وی اضافه کرد: سامانه پلاک‌ خوان در خودروهای گشتی نیروی انتظامی نصب شده و به این وسیله به صورت هوشمند استعلام‌ها در خصوص خودرو‌های مسروقه و تحت تعقیب پلیس انجام می شود.

 

منبع:
ممنون آقای رئیس جمهور...
سال 75 هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت به بوشهر سفر کرده بود، سیدحسن شجاع شاعر دشتستانی شعر بلند محلی " بعد مقام رهبری، تو ای کشور تو گپ تری، سی انقلاب شیر نری، ای هاشمی، ای هاشمی و...» را می خواند، ندیمی بوشهری استاندار وقت برای هاشمی ترجمه می کرد. اما در سفر روحانی، وقتی شاهرخ سروری مجری باسابقه دشتستانی شعری محلی برای رئیس جمهور خواند،
كدخبر: 107892
1397/12/27

حسن محدث‌زاده: رئیس جمهور در واپسین روزهای زمستان در حالی برای ششمین بار مهمان هوای بهاری جنوب استان بوشهر شد که بازی باران، هوا را بهاری تر کرده بود.

حسن روحانی در بیست و ششمین روز اسفند در ورزشگاه شهدای بندر کنگان در جمع مردم جنوب استان حضور یافت و برای آنها سخنرانی کرد. فرصت شنیدن صحبت های رئیس جمهور و تماشای اجتماع مردمی را از نزدیک داشتم. آنچه می خوانید نکاتی از حواشی این برنامه است:

1- ساعت 9 و 10 دقیقه صبح وارد بندر کنگان شدم. بر خلاف تصور، شهر بوی سفر رئیس دولت کشور نمی داد. هر چند بنرهایی در نقاط مختلف شهر برافراشته شده بود اما غرفه های فروش سبزه و سمنو و ماهی قرمز بیشتر به چشم می آمد.

2- فضای وسیعی در کنار ورزشگاه برای پارکینگ وسائل نقلیه آماده شده بود. برای اولین بود که می دیدم در یک اجتماع بزرگ مردمی، کسی دغدغه و نگرانی پارکینگ ندارد. دم آقایان گرم.

 

3- در مسیر تعدادی دختر دبیرستانی دیدم که راه برگشت پیشه کرده بودند. قابل حدس بود که جیم زده‌اند تا به گشت دوستانه شان برسند. گفتم به دریا می روید؟ همگی شاد و شنگول تایید کردند.

4- آسمان به شدت کبود بود و هر آن، آماده بارش شدید باران بود. گزینش روز بارانی برای تجمع مردم در فضای باز، نهایت کج سلیقگی است. ما به این برنامه ریزی ها عادت کرده ایم!!!

5-  به ورودی ورزشگاه برای بازرسی بدنی که رسیدم، باران به شدت شروع به بارش کرد. جمعیتی که جلوتر بودند و در اتاقک بازرسی قرار داشتند، ترجیح می دادند که بازرسی بدنی آنها طولانی‌تر شود تا نفرات پشت سر، بیشتر در باران بمانند!! عده ای هم پناهگاهی به جز سردر ورزشگاه پیدا نکرده بودند. در آن لحظات، جغرافیای کوچک سردر ورزشگاه، به قیمت بهشت ارزش یافته بود!

6-  فندک ممنوع، بطری آب‌ معدنی ممنوع، پاور بانک موبایل ممنوع، میوه ممنوع و حتی چتر هم ممنوع!!! خیلی‌ها برای در امان ماندن از باران، مسلح به چتر شده بودند اما توسط نیروهای امنیتی‌ها، خلع سلاح شدند. با این همه برخورد ماموران صبورانه و خوب بود. چهار اتوبوس را برای تحویل گرفتن وسایل ممنوعه مردم در نظر گرفته بودند.

7- از اتاقک بازرسی که رد شدم، نوازش شدید باران را با تمام وجود حس کردم. هر کسی به دنبال گوشه ای برای پناه بود. ماموری بیسیم به دست با صدای بلند فریاد زد که به سالن ورزشی بروید. اطرافم را نگاه کردم که راه رسیدن به سالن را پیدا کنم. متوجه شدم که در محاصره دیواره های گونی ساز داربستی هستیم. مامور به سرعت، هم قسمتی از دیوار را پاره کرد و هم حلقه محاصره. مردم به سختی و کندی از بین داربست ها فرار می کردند به سمت سالن. انگار بخشی از یک فیلم جنگی در حال ضبط بود.

8- بعد از اتمام باران، توسط دوستی، کارت جایگاه ویژه دریافت کردم. برای ورود به جایگاه ویژه، لیست ممنوعه‌ها گسترده‌تر بود حتی موبایل.

9- جایگاه ویژه را با قالی فرش کرده بود اما شیطنت باران باعث شده که قالی ها از حیز انتفاع خارج شوند و مسئولان هم مجبور شوند بر روی چمن بنشینند. قسمت جلوی جایگاه ویژه، ویژه تر بود و قالی های خیس نشده ای را پهن کردند تا مدیران رده بالاتر جلوس کنند.

10- مردی سنگین وزن و عریض اندام با پرخاش، تلاش می‌کرد از داربست‌ها بالا بیاید و خود را به جایگاه ویژه برساند. چهار مامور حفاظتی مامور شده بودند که مانع او شوند. از سوی دیگر جایگاه، پسر نوجوانی توانست وارد محوطه شود که با واکنش سریع حفاظتی ها روبرو شد. او هم کم نگذاشت و دو دوستش که قبل از او زیرکانه وارد جایگاه شده بودند، را لو داد. هر سه اخراج شدند.عاقبت دوستی با دوست باب یا ناباب؟

11-  تعدادی خانم و آقا کاوری پوشیده بودند که بر روی آن "ارتباطات مردمی ریاست جمهوری" نقش بسته بود. آنها گونی به دست، مسئول گردآوری نامه های مردم بودند اما به جز یک گونی که تا نیمه، نامه گیر شده بود، بقیه گونی ها پر از تهی بودند. اوضاع مردم خیلی خوب است یا مردم از نامه نوشتن ناامید هستند؟

12- قرار بود رییس جمهور ساعت ده ورزشگاه کنگان باشد اما دیر کرده بود و حوصله ها داشت سر می رفت. حسن غلامی کمدین معروف استان، مدیر جمع آوری حوصله های سر رفته بود تا آقای رئیس برسد!

13- یک گروه موسیقی محلی را به جای اینکه در سِن قرار دهند، به جایگاه ویژه تبعید کرده  بودند تا برنامه زنده اجرا کنند. جایی که از دید بسیاری از مردم پنهان بود.! دو دختر دبیرستانی یکی مانتویی و دیگری چادری، دست در گردن هم، همراه با موسیقی محلی می رقصیدند. به سودای خود مشغول بودند و زغوغای جمعیت فارغ.

 

 

14- وقتی که مجری اعلام کرد که دقایقی دیگر رئیس جمهور وارد ورزشگاه می شود، سرود انتخاباتی او با صدای حجت اشرف زاده پخش شد. « در این بهاران که گل شکفته که لاله خفته به زیر باران/ در این خموشی که نای خسته که می شکسته ز جور طوفان/ ز شب چه خواهی طرب چه جویی به دل چه گویی ز هجر یا ران/ بیا سحر شو ز شب به در شو سپیده باش و سیه بگردان» روحانی هم در این سرود می گفت: ما راه خود را انتخاب کرده ایم...راه ما آزادی است...

15- رئیس جمهور با 50 دقیقه تاخیر وارد ورزشگاه شد. خیلی عادی و قابل پیش بینی. وقتی دست هایش را بالا برد تا به احساسات مردم پاسخ دهد، قبای باز شده اش بدجور تو ذوق می زد.

16- سال 75 هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت به بوشهر سفر کرده بود، سیدحسن شجاع شاعر دشتستانی شعر بلند محلی " بعد مقام رهبری، تو ای کشور تو گپ تری، سی انقلاب شیر نری، ای هاشمی، ای هاشمی و...» را می خواند، ندیمی بوشهری استاندار وقت برای هاشمی ترجمه می کرد. اما در سفر روحانی، وقتی شاهرخ سروری مجری باسابقه دشتستانی شعری محلی برای رئیس جمهور خواند، روحانی فقط نگاه می کرد و استاندار غیربومی هم گویا توانایی ترجمه نداشت. روحانی فقط لبخند می زد. فقط لبخند...

17- با شروع سخنرانی رئیس جمهور ترجیح دادم از جایگاه ویژه به جایگاه عادی بروم. تعدادی از مردم همزمان با شروع قسمت اصلی برنامه، در حال خارج شدن از ورزشگاه بودند گویی که با سوت شروع بازی، تماشاگران ورزشگاه را ترک کنند.

18- هر چند در روز یکشنبه 26 اسفند 97 فلرها خاموش بودند! اما این خموشی ناشیانه باعث نشد که آسمان دود زده ی منطقه از چشم روحانی غافل بماند. او دستور داد که کمیته ای برای حل بحران محیط زیست تشکیل شود. باز هم تشکیل کمیته!

19- برای اشتغال بومی‌ها که یکی از خواسته های اصلی مردم استان است، روحانی فقط به نفتی ها توصیه کرد که بومی را هم ببینند. خیلی ممنون آقای رئیس جمهور!!

20- روحانی گفت که تورم بیش از 20 درصد است اما دولت توان افزایش حقوق بیش از 20 درصد را برای ثابت بگیران ندارد. مردم دوست دارند که مسئولان صادقانه حرف بزنند. همین که روحانی می پذیرد تورم بیش از 20 درصد است و توجیه نمی کند، خود گام مهمی است.

21- وقتی روحانی گفت که دولت ساخت پنج سد را در دست اقدام دارد، صدای کسی را شنیدم که به شوخی گفت: آقای روحانی، ابرها حواسشان به سدهایی که می سازی، هست؟

22- سخنرانی تمام شد. روحانی رفت. مردم هم رفتند و ورزشگاه کنگان ماند با انبوهی از زباله‌های میراث ما.

منبع:عصر ایران
دیوانگی با استاد علیرضا قربانی
من کتابِ "دیوانگی و عاقلی" را در جست و جوی انسان و زندگی، در حال و هوای تیترازِ رویاییِ سریالِ "مدار صفر درجه" نوشتم. تقریبا، قبل از این که هر یادداشتی را بنویسیم، این ساز و آواز را گوش می دادم و در حیرت و سکوتی و در حال و هوای دیوانگی شروع به نوشتن می کردم...
كدخبر: 107891
1397/12/27

من کتابِ "دیوانگی و عاقلی" را در جست و جوی انسان و زندگی، در حال و هوای تیترازِ رویاییِ سریالِ "مدار صفر درجه" نوشتم. تقریبا، قبل از این که هر یادداشتی را بنویسیم، این ساز و آواز را گوش می دادم و در حیرت و سکوتی و در حال و هوای دیوانگی شروع به نوشتن می کردم...

استاد علیرضا قربانی، خواننده این تیتراز است و در آلبومِ خویش نام این اثرِ ماندگار را "من عاشق چشمت شدم" گذاشته است... من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی. چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی...

 

جمعه شبِ دهم اسفند ماه که در آیین افتتاح سالن 700 نفری لیان در بندر بوشهر بود و وزیر وزیر ارشاد میهمانِ ما بود، کنسرت استاد قربانی هم به این مناسبت برگزار شد. بعد از اجرا، دیدار و گفت و گویی خصوصی و دوستانه با این خواننده مهربان و فرهیخته داشتم درباره کتاب دیوانگی و عاقلی که در سال 1391 نوشتم، و همچنین در حال و هوای کارهای ایشان گفتم و تاثیری که این موسیقی  بر زندگی ام داشته است و کتاب را تقدیمش کردم. جناب قربانی، خیلی خوشحال شد و مهربانی ها کرد و با صمیمیتِ هر چه تمام تر با هم خندیدیم و عکس یادگاری گرفتیم و شماره تماس را از من گرفت و خلاصه این که آن شب هم دیدار دو دوست بود و به قول شمس تبریزی واقعا که: "غرض از آفرینش دیدار دو دوست است."

شعر این ترانه تیتراز مدار صفر درجه را زنده یاد دکتر "افشین یداللهی" سروده و استاد "فریدون خلعتبری" آن را تنظیم و آهنگسازی کرده است.
این روزها هم وقتی که در حال و هوای دیوانگی هستم، یعنی وقتی که روحم از این همه عفونت و حماقت و پلشتیِ حاکم بر زمین و زمان می گیرد و این همه پستی و رذالت و دروغ و ریا و تملق از اشرف مخلوقات می بینم و وقتی می بینم چگونه، برخی از انسان ها به هوایِ آب و نانی و پُستی و مقامی بسیار اندک، چقدر پَست و سفله می شوند...
وقتی که این ها را می بینم و دیگر دلم نمی خواهد برای یک ثانیه هم نفس بکشم... در این فضای سرد و سنگین و دلتنگی است که دوباره و چند باره و چندین باره به سراغِ افشین یداللهی می روم، به سراغ فریدون خلعتبری و به سراغ انفاسِ قدسی استاد علیرضا قربانی و با همه وجودم به این ترانه و آهنگ و آواز جان می سپارم:
"وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی"

منبع:
کُپُن عید!
خدا را شگر، ما هُی مث موشک داریم عقب عقب، میریم جلو.
كدخبر: 107890
1397/12/28

خدا را شگر، ما هُی مث موشک داریم عقب عقب، میریم جلو.
بُوِی غلومرضا با چیلِ فِچ اومد داخل سِرا، با دِلخِشی گفت: الحمد دِلله کُپُن عید گرفتم. کپن مهمونا هم دادنمون، هرمهمونی اومد عید دیدنی کپنش هم، با خوش میاره، اگه ما هم رفتیم مهمونی، کپنمون با خومون می بریم.
دیگه اصلا هیچکه مِنمِنه عید نداره.
گفتم: اخپلاسگرا هم کپن اخپلاسشون می گیرن؟ بوی غلومرضا گفت: سر تراشیده، ای حرفا نزن، می ری تو گونیا. بعد، بیس و چن سال پشت سرهم او خنک می خوریا. دهن واپیچیدت ببند که شَر سیمون دُرُس نشه.
خو، ای گذشت، تا بخیر و خوشی، عید شد و دی مَحدِلی و دومادا و عروسا و پُسرا و بچه هاشون، اومدن سی عید مبارکی. سلامی و علیکی و ماچ ماچکی و بعدش نشسیم. چُی و آجیل و شیرینی و بِسکوت اوردیم نهاشون و کپناشون اسدیم که چیاشون بخورن، دوماد کوچیکوشون، کپن نداشت، نه آجیل، نه بسکوت، نه چی، نه شیرینی، نه هیچی، ندادیمش، شوم هم ساخته بیدم . خورش حَرف داشتیم با سالاد وعده الکی.
از همه کپن اسدیم و بشقاب پر کردیم نهادیم نهاشون، باز دیدیم دومادِ کوچیکو، کپن نداره، دوارتِی، سی خوردن هیچی گیرش نیومد.
خلاصه از زور گُشنی، غش کرد افتاد ری زمین، بردیمش شفاخونه، اونجا گفتن: سُرُم ریش وصل کنن.
دکتر گفت: بی زحمت کپن سُرُمش بیدین، باز سیل کردن تا کپن سرم هم نداره.
گفتیم: چه بید بکنه ای بدبخت؟
یکی از اوهَل در اومد گفت:مقاومت.
ای سیش می گن، زندگی مقاومتی.

منبع:
پلمپ یک کافه به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی در بوشهر
پیغام: دادستان عمومی و انقلاب بوشهر گفت :یکی از کافه‌ها در سطح بوشهر به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی در این استان پلمپ گردید .
كدخبر: 107889
1397/12/27

پیغام: دادستان عمومی و انقلاب بوشهر گفت :یکی از کافه‌ها در سطح بوشهر به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی در این استان پلمپ گردید .

به گزارش «پیغام»؛ علی حسن پور دادستان عمومی و انقلاب بوشهر اظهار داشت: به دنبال وصول گزارشی مبنی بر عدم رعایت شئونات اسلامی در یکی از کافه‌ها در سطح بوشهر دستور لازم در خصوص پلمب این واحد صنفی و همچنین تعقیب کیفری عوامل ترویج دهنده اینگونه اعمال خلاف صادر شد.

دادستان عمومی و انقلاب بوشهر افزود: به ضابطین دادگستری ابلاغ شد در صورت برخورد با هر گونه عوامل ترویج دهنده ابتذال خصوصا در ایام تعطیلات نوروز در اماکن مختلف اعم از رستوران‌ها، کافی شاپ‌ها و ... مراتب فورا جهت دستور پلمب و تعقیب کیفری به دادسرا اعلام کنند.

حسن‌پور گفت: ضمناً به همه متصدیان کافه‌ها و رستوران‌ها و اماکن تفریحی و برگزارکنندگان مراسم جشن‌ها تذکر داده می‌شود از فراهم کردن موجبات بروز اینگونه ناهنجاری‌ها خودداری کنند در غیر این صورت برخورد لازم قانونی صورت خواهد گرفت و استناد به داشتن مجوز از مراجع ذیربط توجیهی برای اینگونه حرکات نبوده و اقدام دستگاه قضایی در این خصوص قاطع خواهد بود .

منبع:
آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان
دعای سرکارخانم دکتر مریم پرهیزکاری، به همسر نخبه و بزرگش چنین بود:« آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان.»
كدخبر: 107888
1397/12/27

اسکندر احمدنیا- شاعر و نویسنده

بعد از غروب هفدهم اسفندماه جاری دو اتفاق مبارک در سالن تازه رونمایی شده ی ارشاد اسلامی صورت پذیرفت، یکی تجلیل از دکترخواجه، از اساتید پرسابقه وفرهیخته ی بوشهری به عنوان چهره ی ماندگار استان و دکترعباس عاشوری نژاد که بیش ازسی سال است که در بوشهرزندگی پرثمری دارد. دکترعاشورنژاد در این مدت می شود گفت که نه تنها در عرصه ی تدریس، بلکه در برخورد با  اقشار گوناگون این  شهر و حتی به سبب اداره ی انجمن حافظ  شاعر کهکشانی ایران و فارسی زبانان جهان، محبوب خاص و عام این شهر و استان است، انسانی که به عنوان شهروند افتخاری مورد تجلیل قرارگرفت،که به  نظر اکثریت مردم جا داشت که این مرد بزرگ، به عنوان چهره ی ماندگار معرفی می شد، این خبر خوب را همه شنیده اند، اما آنچه بسیاری از جمله نگارنده را تحت تاثیر قرارداد  و تبدیل به خاطره ای  ماندگار شد، تجلیل همسر بزرگوار شان سرکارخانم دکتر پرهیزکاری بود، از همسر نامدار و دوست داشتنی‌اش.

این خانم فرهیخته که خود نیز از بزرگان و مدرسان در سطح دانشگاه های بوشهر است به شکلی  تعلیمی و عاطفی، چنان محبوب دلپذیر و شریک زندگی خود را وصف نمود که جمعیت حاضر را سکوتی احترامانه و نجیب فرو برد، زیباترین بخش این تعاریف واقعی، بیان آرزویی بود که دعاگونه خانم دکتر از درگاه خالق یکتا، روانه ی جان های مخاطبینی نمود که غرق در زیبایی آفرینی کلام او بودند، با وجود اینکه این نشست زیبا هم با تاخیر شروع شد و هم دیر پایان یافت هرکسی را که از کنارم عبور می کرد و خارج از نشست می شد از این اتفاق انسانی زمزمه هایی داشت با آرزوی موفقیت به آقای دکتر عاشوری نژاد و خانواده بزرگشان آرزوی ظهور بیشتر چنین فرهیختگانی که در عرصه دیار ما کم هم نیستند از خداوند آفریننده مسألت دارم.

و اما آرزوی دعا گونه ی، سرکارخانم دکتر مریم پرهیزکاری درپایان سخنان، دعای ایشان از همسر نخبه و بزرگش چنین بود:« آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان.»


هیچ بهشتی
صداقتش مثل تو
نیست
که هر صبحِ هر فرصت
به دیدن تو
می آیم
نارنج های تو
استخوان نوشیده اند
که بوی آبلیموی خاییز را
زنده می کنند
و دست بسته ی چوپانی را
که سگش مجنون شبگردی گرگها
شده است
برای خوردن یک فالوده ی سه ریالی
در کافه ی (حیدرک)
باز
و بازِ روی همین زمین
و راستی بی تعجب
قبول کن
آب لیمو و فالوده
چه حالی می دهد
وقتی ک نوشش کرده ای
در کاسه ای چینی
با قاشقی براق
و گرمت نخواهد شد
در آفتابی
که می دود
بر سر و کولت
حتا در شب بوشهر

 

منبع:
آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان
دعای سرکارخانم دکتر مریم پرهیزکاری، به همسر نخبه و بزرگش چنین بود:« آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان.»
كدخبر: 107887
1397/12/27

اسکندر احمدنیا- شاعر و نویسنده

بعد از غروب هفدهم اسفندماه جاری دو اتفاق مبارک در سالن تازه رونمایی شده ی ارشاد اسلامی صورت پذیرفت، یکی تجلیل از دکترخواجه، از اساتید پرسابقه وفرهیخته ی بوشهری به عنوان چهره ی ماندگار استان و دکترعباس عاشوری نژاد که بیش ازسی سال است که در بوشهرزندگی پرثمری دارد. دکترعاشورنژاد در این مدت می شود گفت که نه تنها در عرصه ی تدریس، بلکه در برخورد با  اقشار گوناگون این  شهر و حتی به سبب اداره ی انجمن حافظ  شاعر کهکشانی ایران و فارسی زبانان جهان، محبوب خاص و عام این شهر و استان است، انسانی که به عنوان شهروند افتخاری مورد تجلیل قرارگرفت،که به  نظر اکثریت مردم جا داشت که این مرد بزرگ، به عنوان چهره ی ماندگار معرفی می شد، این خبر خوب را همه شنیده اند، اما آنچه بسیاری از جمله نگارنده را تحت تاثیر قرارداد  و تبدیل به خاطره ای  ماندگار شد، تجلیل همسر بزرگوار شان سرکارخانم دکتر پرهیزکاری بود، از همسر نامدار و دوست داشتنی‌اش.

این خانم فرهیخته که خود نیز از بزرگان و مدرسان در سطح دانشگاه های بوشهر است به شکلی  تعلیمی و عاطفی، چنان محبوب دلپذیر و شریک زندگی خود را وصف نمود که جمعیت حاضر را سکوتی احترامانه و نجیب فرو برد، زیباترین بخش این تعاریف واقعی، بیان آرزویی بود که دعاگونه خانم دکتر از درگاه خالق یکتا، روانه ی جان های مخاطبینی نمود که غرق در زیبایی آفرینی کلام او بودند، با وجود اینکه این نشست زیبا هم با تاخیر شروع شد و هم دیر پایان یافت هرکسی را که از کنارم عبور می کرد و خارج از نشست می شد از این اتفاق انسانی زمزمه هایی داشت با آرزوی موفقیت به آقای دکتر عاشوری نژاد و خانواده بزرگشان آرزوی ظهور بیشتر چنین فرهیختگانی که در عرصه دیار ما کم هم نیستند از خداوند آفریننده مسألت دارم.

و اما آرزوی دعا گونه ی، سرکارخانم دکتر مریم پرهیزکاری درپایان سخنان، دعای ایشان از همسر نخبه و بزرگش چنین بود:« آرزو می کنم از در خداوند، که به فرزندانم هم همسری بدهد، همانند پدرشان.»


هیچ بهشتی
صداقتش مثل تو
نیست
که هر صبحِ هر فرصت
به دیدن تو
می آیم
نارنج های تو
استخوان نوشیده اند
که بوی آبلیموی خاییز را
زنده می کنند
و دست بسته ی چوپانی را
که سگش مجنون شبگردی گرگها
شده است
برای خوردن یک فالوده ی سه ریالی
در کافه ی (حیدرک)
باز
و بازِ روی همین زمین
و راستی بی تعجب
قبول کن
آب لیمو و فالوده
چه حالی می دهد
وقتی ک نوشش کرده ای
در کاسه ای چینی
با قاشقی براق
و گرمت نخواهد شد
در آفتابی
که می دود
بر سر و کولت
حتا در شب بوشهر

 

منبع:
سخن در پرده می گویم،چوگُل ازغنچه بیرون آی
نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است،جشن آفرینش،یگانگی،همدلی و نوع دوستی، از آنجا که خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست می دارد پس آفرینش جهان می باید در بهترین زمان روی داده باشد که آن زمان، فصلی جز بهار نیست.
كدخبر: 107886
1397/12/27

حسین حشمتی

نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است،جشن آفرینش،یگانگی،همدلی و نوع دوستی، از آنجا که خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست می دارد پس آفرینش جهان می باید در بهترین زمان روی داده باشد که آن زمان، فصلی جز بهار نیست.

ایرانیان باستان این ایام را جشن می گرفتند و بلافاصله پس از آن جشن نوروز برپا می شد همچنان که در این زمان، نیایش گردش سال بلافاصله پس از پخش شدن مارش آغاز سال نو ازصداوسیمای ملی دعای تحویل سال توسط حضرت امام خمینی(ر،ه) و رهبر معظم کنونی انقلاب اسلامی ایران خوانده می شود و پس از آن است که جشن های نوروز آغاز می شود.

درمیان فرهنگ هایی که نزد ملل مختلف جهان رواج دارد حقیقتا کمترفرهنگی می توان یافت که همچون فرهنگ ایرانی سرشار از جشن ها و آئین های شادمانه و متنوعی باشد که نه تنها در خود آن کشور بلکه مردم سرزمین های دیگر نیز آنها را پاس می دارند.
شایان توجه این که جشن های نوروزی نه تنها در ایران بلکه در کشور های دوست و همسایه ای همچون ترکمنستان،افغانستان،آذربایجان،تاجیکستان،ارمنستان وحتا بعضی از استانها و مناطق کشور ترکیه رواج دارد و مردم آن کشورها با اینکه ملیت ایرانی ندارند اما چون از نظر دین و فرهنگ و خوی و منش ایرانی با ملت ایران همسان می باشند لذا جشن ها و آئین های ایرانی را به موقع و با جزئیاتی که ایرانیان انجام می دهند برپا می دارند و این آئین باستانی از آنچنان جذابیتی برخوردار است که روسای جمهور کشورهای همزبان روزهای اول و دوم فروردین را به صورت گردشی میهمان همتای خویش می شوند و مردم آن کشورها دُرُست مانند ایرانیان مراسم زیبای نوروزی شامل، خانه تکانی،سبزه ریزان،سمنوپزان،چهار شنبه سوری ومیر نوروزی را برگزار می نمایند.

درخصوص وجه تسمیه جشن های نوروزی کاتبان متون کهن چنین نگاشته اند که جمشید جم در نخستین روز از فروردین که طبیعت دراعتدال قراردارد بر دیوان انسان نما و زورگویان زمان پیروز گشت و پیروزی خود را جشن گرفت و از همان زمان بود که ایرانیان آن روز را گرامی داشتند و نوروز نامیدند و تا امروز که به روایتی بیش از شش هزار سال از آن رویداد تاریخی می گذرد همچنان پابرجاست و سابقه تاریخی و جذابیت زمانی آن تا آنجاست که سازمان ملل متحد نوروز را جشن جهانی نامیده وهم اکنون نه تنها در میان مردم کشورهای هم زبان و همسایه بلکه در اغلب کشورهای جهان شناخته شده و اجرا می شود. چهارشنبه سوری یکی از مراسم جذابی است که بخصوص در میان جوانان از محبوبیت خاصی برخوردار می باشد به این ترتیب که در آخرین چهارشنبه سال با پریدن از روی شعله کوتاه سه کُپه ی گیاه گون وگفتن، سرخی تو ازمن،زردی من ازتو، برای خود آرزوی سلامتی و به روزی می کنند.

یکی دیگر از مراسم بسیار زیبا و پندآموز نوروزی که با گذشت قرن ها و احتمالا فراهم نبودن زمینه و فرصت اجرا به فراموشی سپرده شده اما هنوز دربعضی از روستاهای آذربایجان و قزوین به صورت محدود اجرا می گردد آئین میرنوروزی است که به گمان نگارنده، مجلس قانونگذاری دانش آموزان رشته متوسطه که چندسالی است به صورت نمادین انجام می شود با الهام گرفتن ازآن آئین بوده است به این دلیل که میر یا حاکم موقت که از میان توده ی مردم عادی انتخاب می شده وظایف مهمی برعهده داشته که رسیدگی به دادخواهی شاکیان و همچنین قانونگذاری در امور شهر و روستا ازآن جمله بوده است که با استفاده از امکانات مادی و معنوی که مردم شهر در اختیار میر و وزیرانش قرار می داده اند می توانسته اقداماتی عملی در جهت فراهم ساختن رفاه واسایش و شادمانی مردم فراهم سازد، تشابه مجلس دانش آموزی امروز با مراسم میر نوروزی در این است که آن میر به وضعیت معیشتی و عمومی مردم توجه می کرده و باوضع قانون صوری مشکلات آنان را رفع می نموده که مجلس دانش آموزی کنونی نیز همان وظایف صوری را به گونه نوین تمرین می کند.

درخصوص سابقه تاریخی و تبین لزوم اجرای مراسم میر نوروزی به صورت(سوپاپ اطمینان)همین بس که لسان الغیب حافظ شیراز ی دریکی از بهارانه سرایی های خویش چنین فرموده است که: سخن در پرده می گویم،چوگُل ازغنچه بیرون آی// که بیش از پنج روزی نیست حُکُم میر نوروزی،

فرارسیدن نوروز سال ۱۳۹۸ شمسی بر تمامی ملت بزرگ ایران مبارک باد.

منبع:
مطهری: اگر با تحويل سال نو، محصوران همچنان در حصر باشند، خلف وعده صورت گرفته است
بايد به وعده‌اي كه از سوي مقامات ارشد نظام درخصوص «رفع حصر در نوروز 97» مطرح شده، اميدوار بود؛ چراكه به‌گفته او، علت تكذيب خبر از سوي سخنگوي دستگاه قضا، صرفا «بي‌اطلاعي» نسبت به اصل خبر بوده و درنتيجه، اگرچه تنها چندروز بيشتر تا فرارسيدن نوروز97 نمانده اما همچنان بايد اميدوار بود كه چنان‌چه وعده داده‌اند، عمل كنند و مرتكب «خلف وعده» نشوند
كدخبر: 107885
1397/12/27

به گزارش «پیغام» اعتماد نوشت: 25 اسفندماه 96، تنها چند روز مانده به نوروز 97، علي مطهري، نايب‌رييس مجلس بر موضعي درخصوص «حصر» تاكيد كرد كه از به نتيجه رسيدن بيش از 7 سال تلاش و پيگيري او و ديگر همكفرانش در مجلس و بيرون مجلس همزمان با فرارسيدن نوروز97 حكايت داشت و مي‌گفت كه اگر با تحويل سال نو، محصوران همچنان در حصر باشند، «خلف وعده» صورت گرفته است؛ خبري كه اگرچه از ماه‌ها پيش‌تر مطرح شده بود اما تنها چندروز پيش از آن روزِ اسفندماه 96 بود كه با واكنش رسمي مسوولان قضايي روبه‌رو شد و به اين اعتبار، غلامحسين محسني‌اژه‌اي، از تريبون سخنگوي قوه قضاييه، در صحت آن ترديد كرد.

مطهري همان روز و در بخش ديگري از آن اظهارات مطبوعاتي اما تاكيد كرده بود كه همچنان بايد به وعده‌اي كه از سوي مقامات ارشد نظام درخصوص «رفع حصر در نوروز 97» مطرح شده، اميدوار بود؛ چراكه به‌گفته او، علت تكذيب خبر از سوي سخنگوي دستگاه قضا، صرفا «بي‌اطلاعي» نسبت به اصل خبر بوده و درنتيجه، اگرچه تنها چندروز بيشتر تا فرارسيدن نوروز97 نمانده اما همچنان بايد اميدوار بود كه چنان‌چه وعده داده‌اند، عمل كنند و مرتكب «خلف وعده» نشوند كه البته اكنون، در آستانه نوروز 98 به نظر مي‌رسد بايد بپذيريم كه چنين شده است.

حالا يك سال از آن روزهاي اسفند 96 گذشته و نه‌تنها ديگر كمتر كسي همچون يك سال پيش، از «حصر» و گشايش آن مي‌گويد، بلكه اين موضوع بيش از هر زمان ديگر، در گوشه ذهنِ افكار عمومي رنگ باخته و نگراني اصلي اينكه، ديگر اين واژه نامانوس «نااميدي» تنها مختص بحث حصر و گشايش در وضعيت سياسي كشور نيست، بلكه انگار رگه‌هايي از آن در بحث‌ها و مساله‌‌هاي ديگر رسوخ كرده و هر روز هم بيشتر از قبل، عموميت مي‌يابد.

احتمالا حالا شما هم شبيه به ما، وقتي از اينجا، در آستانه نوروز 98 به گذشته نگاه مي‌كنيد، اين‌طور مي‌پنداريد كه از آغاز اين روزهاي تلخ و اين ماه‌هاي سخت، سال‌ها گذشته و حالا مدت‌هاي مديد است كه همگي، صرفا درگير صفوف طويلِ نان و برنج و گوشت و مرغيم. اما واقعيت آن است كه نقطه آغاز اين دشواري‌ها، شايد به تعبيري همان بحبوحه زمستان 96 و بهار 97 باشد و همه اين تلخي‌‌ها از وقتي به كام‌مان نشست كه زمستان 96 گذشت و جاي خود را داد به اين سالِ سختِ نود و هفت.

تا پيش از آن، اما اوضاع هرگز چنين نبود. اوايل 96 تا پايان ارديبهشت‌ماه و حتي تا آخرين روزهاي تابستان آن سال كه هنوز همگي، اميدوار بوديم و حتي، چنانچه رييس‌جمهور منتخب در سخنراني‌هاي انتخاباتي‌اش وعده مي‌داد، گمان مي‌كرديم حالا كه آراي روحاني از مرز 20 ميليون گذشته، پس بايد بيش از 4 سال نخست، به تدبير روحاني اميد ببنديم.

اما آنگاه كه زمستان 96 از راه رسيد، نوبت رسيد به يكي از سردترين فصول سياست ايراني. فصلي از اعتراضات معيشتي مردم در بيش از يكصد شهر و شهرستان در سراسركشور كه ثمره‌اش، ميوه‌اي تلخ بود به ‌نام «نااميدي»! احساس گنگ و مبهمي كه يك سال تمام كنارمان و همراه با تك‌تك‌مان زندگي كرده و حالا تنها اميدمان در آغاز سال نوي خورشيدي، اينكه اين «نااميدي» منحوس، عمري بيش از همين يك سال نداشته باشد؛ اميد به اينكه مگر با پايان اين سالِ سختِ نود و هفت، بار ديگر «اميد»، تنها «تدبيرِ» راهگشاي مشكلات مملكت باشد و بار ديگر، همگي، «اميد»مان معطوف شود به «تدبير» در امور و شكستنِ حصر مشكلات.

منبع:
نرد‌ه‌زدگی؛ بلای جای مسؤولان
در ایران عادت شده است؛ آنهایی که نام مسؤول را یدک می‌کشند، باید همیشه جای خوب و راحت داشته باشند.
كدخبر: 107884
1397/12/27

 مصطفی داننده: نشستن کارگران شهرداری برازجان بوشهر روی زمین در حالی که مدیران دور میز نشسته بودند، حسابی سروصدا کرد. شهردار برازجان هم بعد از انتشار این تصاویر زننده گفت:« با توجه به این‌که در مراسم غافلگیرکننده امروز، بنده یک مهمان بودم، بابت اتفاق ناخواسته پیش آمده عذرخواهی می‌کنم. امروز کارمندان، کارگران و پاکبانان عزیز و زحمتکش شهرداری برازجان، میزبان این مراسم بوده و قطعا خود آنها شایسته تقدیر و تشکر بودند. من دست این عزیزان را می‌بوسم و هرگز و هرگز در ذهنم برای خودم جایگاهی بالاتر از این زحمتکشان متصور نبوده و نیستم.»

عذرخواهی آقای شهردار قابل تقدیر است اما چه خوب بود که ایشان همان لحظه از صندلی نرم خود بلند شود و یا دستور می‌دادند تعدادی صندلی به مجموعه اضافه کنند.

گویی در ایران عادت شده است؛ آنهایی که نام مسؤول را یدک می‌کشند، باید همیشه جای خوب و راحت داشته باشند.

 

سخنرانی‌های عمومی را ببینید، مردم مثل دانه‌های بلال، فشرده در کنار هم  ایستاده‌اند و مسؤولان شهری و استانی در حصار ایجاد شده توسط میله‌ها به راحتی نشسته‌اند و حتی بچه‌های خود را هم جا داده‌اند.

آنها به راحتی از درهای ویژه وارد می‌شوند و مردم باید برای ورود به یک سخنرانی هفت خوان رستم را رد کنند.

واقعا خون این مسؤولان از مردم رنگین تر است؟ مسؤولانی که نه ترافیک می‌بینند نه سختی نشستن در سخنرانی‌های عمومی را درک می‌کنند، حتما خون رنگین‌تری دارند و از ما بهتران هستند.

جنابان مسؤول حتی در نمازجمعه هم جایگاه ویژه دارند. آنها حاضر نیستند در صفوف نماز هم کنار مردم بنشینند.

نرده‌زدگی یکی از دردهای امروز جامعه ایران است. باور کنید در سال‌های نه چندان دور  مسؤولان و روحانیون از بزرگ و نامی و تا طلبه‌های ساده در میان مردم بودند و با آنها زندگی می‌کردند بدون اینکه کسی بخواهد میان آنها و مردم فاصله ایجاد کند.

به نظر می‌رسد مسؤولان در این کشور خیلی خود را جدی گرفته‌اند و فکر می‌کنند تنها رستم‌های این جامعه هستند که می‌توانند کوه‌ها را جابه‌جا کنند. البته عملکردشان نشان می‌دهد هنر مدیریت و مسؤول بودن هم ندارند. در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر می‌شوند.

بسیاری از آقایان و خانم‌ها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند یا اینکه در جایگاه ویژه بنشینند  لذت می‌برند. وگرنه چه اشکالی دارد آنها حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفت‌وگو کنند.

تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست. می‌بینیم که حتی در بسیاری از شهرها کسانی که عضو شورای شهر هم هستند سعی می‌کنند برای خود دم و دستگاه همراهان ایجاد کنند.

به جز سران کشور که حفاظت از آنها امر عقلانی است، بسیاری از افراد احتیاج به محافظ  و جایگاه خاص ندارند و می‌توانند راحت و بدون هیچ مشکل و ترسی به میان مردم بروند.

منبع:
بازگشت به بالا