کد خبر : 6427       بازدید : 4455 تاریخ : 1392/09/13  
گفت و گو با " مهران قائدی پور" نوازنده ی کمانچه و مدیرهنری گروه موسیقی همنوا:

گروه همنوا را فراموش نکنید، ما باز خواهیم گشت

پیغام: گروه همنوا برای زنده نگاه داشتن موسیقی ملی ایران در استان بوشهر برنامه های مدونی را همیشه دنبال کرده است.شما اگر به کارنامه گروه بنگرید از سال تأسیس تاکنون یازده کنسرت رسمی و اجراهای متعدد جنبی در سطح استان داشته که با استقبال بی نظیر مواجه شده ولی متأسفانه اکثریت مردم فکر می کنند فقط گروه های موسیقی محلی بوشهر هستند

پیش آغاز: مهران قائدی پور – متولد 1361 بوشهر – از سال 1371 به موسیقی گرایش یافت . وی در آغاز با حسین فیاض بخش به آموختن اصول نوازندگی ویولن پرداخت ، در سال1374 نزد علی اکبر هنرور به آموختن تکنیک های این ساز ادامه داد و سپس در سال 1375 در محضر اردشیر کامکار، نوازندگی کمانچه را برگزید. این هنرمندجوان و توانمند در سال 1376 به عنوان نوازنده ی کمانچه، همکاری اش را با گروه موسیقی " همنوا" آغاز کرد و در کنسرت های خزان، مژده دیدار یار، طرب انگیزان ، بر تاریک سپیده ، جنگ وصلح ، بزرگداشت زنده یاد ایرج بسطامی ، در ستایش انسان، بزرگداشت زنده یاد پرویز مشکاتیان و یادمان زنده یاد پرویز مشکاتیان با این گروه به هنرنمایی پرداخت . در " باغ آینه" با این نوازنده ی ارزنده ی کمانچه به گفت و گو نشستیم  تا راز ِ مانایی " همنوا" را با دوستداران موسیقی ملی درمیان نهد:

گروه همنوا در چه سالی با چه اهدافی و با کدام یک از هنرمندان عرصه ی موسیقی شکل گرفت ؟

 -  این گروه در سال 76 با حضورعلیرضا سعید نیا، اصغر غلامی و بابک دشتی نژاد آغاز به کار کرد  و در ادامه دیگر اعضا نیز جذب شدند. بازسازی آثارگذشتگان (دوره ی قاجار) ، بازخوانی آثار متأخری که در مرکز حفظ و اشاعه تولید شده ونیز اجرای قطعات ساخته شده توسط اعضای گروه ازهدف "همنوا" است.

 

 

در این سال ها چه کنسرت هایی برگزار شد؟  

-اولین کنسرت رسمی همنوا، در سال 78 کنسرت "مژده ی دیدار یار" بود در دو قسمت که قسمت اول بازخوانی برخی آثارمربوط به گذشتگان بود و دردستگاه اصفهان آثاری از شیدا و... اجرا گردید و در قسمت دوم در دستگاه چهارگاه آثاری از بابک دشتی نژاد مانند قطعه دمام و تصنیف مژده دیدار یار اجرا شد.

 پاییز 79 دومین کنسرت این گروه  با عنوان "خزان" در بر گیرنده ی ساخته هایی از استادان حسین علیزاده، فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان، ابوالحسن صبا و نیز آثاری از بابک دشتی نژاد و رضا حیدری  که ازاعضای گروه بود ، در دستگاه های شور و دشتی اجرا شد. شایان ذکر است که استقبال از این کنسرت در مقایسه با کنسرت های دیگر اجرا شده دربوشهر بی سابقه بود. سپس همنوا در اسفند ماه همان سال کنسرت دیگری با نام "طرب انگیزان" را اجرا کرد که در دستگاه افشاری بود و بازساخته هایی ازاستادان گذشته  و نیزآثاری از بابک دشتی نژاد و محمد خدادادی را در بر داشت. ضمناً همنوا برای اولین بار "خیام خوانی" همچنین قطعاتی از ساخته های محمد خدادادی با نوازندگی نی تکی ایشان به همراه گروه را  در ترکیب با سازبندی ملی ایرانی اجرا کرد.
در سال 80 همنوا با ترکیبی جدید، کنسرت "جراحت جدایی"، ساخته بابک دشتی نژاد را اجرا کرد که این کار در زمان 1 ساعت برای سنتور، کوبه ای(تنبک،دف،دمام)و چهارخواننده ساخته شده بود. قطعات آن برگرفته ازمرکب خوانی در نوا، شور، مخالف سه گاه، اصفهان و مقام داد و بیداد (ساخته استاد حسین علیزاده)، بر روی اشعاری از شاملو ، سعدی و منوچهر آتشی بود.
در سال 81 ، بابک دشتی نژاد و من ، کنسرت دو نوازی سنتور و کمانچه  را اجرا کردیم که همه ی آثار اجرا شده ، ساخته استاد اردشیر کامکار بود و برخی از آنها توسط بابک دشتی نژاد برای سنتور و کمانچه تنظیم شده بودند.

در سال 82 کنسرت بعدی گروه با عنوان "جنگ و صلح" اجرا شد که در دستگاه سه گاه بود و آثاری از استادان علی اکبر شهنازی، درویش خان و پرویز مشکاتیان اجرا شد. مجدداً در همین سال در بزرگداشت ایرج بسطامی و به مناسبت حادثه دلخراش زلزله بم کنسرتی به اجرا درآمد که تمام عواید این کنسرت به زلزله زدگان بم اختصاص یافت.
در سال 83 کنسرت بعدی گروه در دستگاه همایون و با عنوان "درستایش انسان" با یادی از شاعر بوشهری زنده یاد عبدالباقی دشتی نژاد به اجرا درآمد و در آن کنسرت اشعاری هم از سروده های ایشان خوانده شد. آثار اجرا شده در آن کنسرت یا ساخته و یا تنظیم بابک دشتی نژاد بودند، مانند تصنیف درنا و سرخوشان مست.

در سال 85 همنوا باز با ترکیبی دیگر به روی استیج رفت که در آن اجرا نوازنده ی توانمند کمانچه رضا پرویز زاده به عنوان نوازنده مهمان در کنار بابک دشتی نژاد و غلامرضا وزان و رشید شاه حسینی، قطعاتی از ساخته های بابک دشتی نژاد در دستگاه های همایون و شور را اجرا کردند. تصنیف درنا بر روی شعری از عبدالباقی دشتی نژاد نیز دراین کنسرت با این ترکیب اجرا شد.
در سال 87 همنوا بزرگداشت استاد پرویز مشکاتیان را در بوشهر برگزار کرد که این بزرگداشت سومین بزرگداشت استاد در زمان حیات ایشان بود و نیز پیام استاد به همین مناسبت هر شب در سالن پخش شد. این کنسرت پنج شب اجرا شد که شب سوم مصادف با تولد استاد بود. ازآثاری که از ایشان در دستگاه شوراجرا شد  می توان به خزان، تصنیف لحظه دیدار و تصنیف هست شب اشاره کرد.
در سال 89 کنسرت " بیداد" - که یادمان استاد مشکاتیان بود- توسط همنوا اجرا شد  و ساخته های استاد مشکاتیان  در دستگاه همایون با قطعاتی مانند بیداد، رازو نیاز و تصانیف همنشین درد و یاد باد به اجرا درآمد.
باید اضافه کرد که همنوا به طور مستمر از موسیقی بوشهر استفاده تماتیک کرده و از این موسیقی همیشه وام گرفته و خواهد گرفت. این گروه از آوازهای گوناگون، ریتم ها و هر عنصری که شاکله موسیقی بوشهر است  بهره می گیرد.
 آیا در طول این سال ها اعضای گروه تغییر کرده اند؟

- بله. گروه همنوا ابتدا با 3 نفر- که هسته تشکیل دهنده ی این گروه بودند - شروع به کار کرد. سپس در دوره های مختلف آقایان: اسماعیل مهیمنی، احسان سهرابی، عباس محمدی، رضا درخشی، نواب داد، غلامرضا وزان، رضا زال پور، رضا رضازاده، حماسه و حسام حق پرست، محمد خدادادی،امیر احمد پور، روزبه مهیمنیان، محمد امین جهانگیری، رضا حیدری، اسماعیل بختیاری آزاد، مهدی شریفیان،  مسعود تاجدینی و محمد هنرور با گروه همراهی کرده اند و نیز دیگر هنرمندانی که شاید نام شان از قلم افتاده باشد و از این بابت عذر خواهی می کنم.

برخی مطرح می کنند که وقفه چند ساله  در فعالیت گروه را باید گواهی بر پایان کار همنوا دانست. مایلم در این باره توضیح دهید.

- گروه همنوا طبق برنامه ریزی هایی که دارد ، پیش می رود و با تمرینات مداوم ، پایداری خود را حفظ کرده است.اگر گروه به فروپاشی رسیده پس چگونه همچنان در اجراهای جنبی فعالیت دارد؟ به عنوان نمونه می توانم به اجرای گروه در بزرگداشت مانایاد استاد همایون خرم و همچنین اجراهای دیگر در شهرهای مختلف استان بوشهر اشاره کنم. پس گروه همچنان به کار خود ادامه می دهد ولی مشکلاتی تأسف بار و دور از انتظار در جامعه موسیقی بوشهر رخ داده که همگی از این بابت به مرز افسردگی رسیده ایم و متأسفانه هیچ فردی هم جوابگو نیست .

 با توجه به این که تمرینات تان تداوم دارد، پس چرا از سال89کنسرتی را برگزار نکردید؟

-  گروه همنوا برای زنده نگاه داشتن موسیقی ملی ایران در استان بوشهر برنامه های مدونی را همیشه دنبال کرده است.شما اگر به کارنامه گروه بنگرید از سال تأسیس تاکنون یازده کنسرت رسمی و اجراهای متعدد جنبی در سطح استان داشته که با استقبال بی نظیر مواجه شده ولی متأسفانه اکثریت مردم فکر می کنند فقط گروه های موسیقی محلی بوشهر هستند که اجازه اجرا ندارند ، در حالی که ما بارها به اداره ارشاد مراجعه کرده وخواستار برگزاری کنسرت شده ایم ، ولی اداره ارشاد بوشهر برای کنسرت گروه همنوا مجوز صادر نمی کند، حتی طرح کنسرت های فصلی بنابه ایده سرپرست گروه آقای بابک دشتی نژاد به این اداره ارائه شد ولی اداره ارشاد بوشهر گویی سالن مجتمع فرهنگی را فقط برای سمینارهای ادارات و سازمان ها  و در راستای درآمدزایی ساخته نه برای حمایت از هنرمندان و ارائه ی هنر آن ها ! دیر زمانی ست این نکته به اثبات رسیده که مدیران جابه جا می شوند اما هنرمندان همیشه در جایگاه خود قرار دارند. ای کاش وزارت ارشاد برنامه مدونی را پی ریزی می کرد تا هر شخصی که مدیریت اداره ارشاد شهرستانی را به عهده می گیرد نتواند سلیقه ای تصمیم گیری کند. نمی دانم چه کسانی پشت پرده هستند و چرا خودشان را به مردم معرفی نمی کنند تا ما بدانیم مسئول این فاجعه کیست. حتی در کنسرت آخرمان به شکل خلاقانه ای ! پوسترهای ما در سطح شهر به سمت جوی ها روانه شد که البته در آن سال سرپرست گروه آقای دشتی نژاد مصاحبه ای در این زمینه انجام داد. اداره ارشاد بوشهر  باید از گروه همنوا حمایت کند چون کارنامه هنری این گروه گواه زنده نگاه داشتن موسیقی ملی در سطح استان است .افراد مختلفی  در جامعه به اعضای گروه می گویند چرا گروه همنوا از هم پاشیده شده و دیگر فعالیتی نمی کند. طرح همین سؤال از طرف مردم گواه این  است که گروه مسئولیتی سنگین در قبال مردم هنردوست بوشهر دارد. این لطف را دراستقبال از کنسرت های "همنوا" همیشه از سوی فرهیختگان و اقشار مختلف مردم با فرهنگ و هنردوست بوشهر شاهد بوده ایم. اداره ارشاد برای زنده نگاه داشتن موسیقی ملی ایران در سطح استان باید از این گروه حمایت کند زیرا ما همیشه با عشق به موسیقی پرداخته ایم و زیر نظر اداره ارشاد بوشهرهمیشه فعالیت های خود را ادامه داده ایم . گروه همنوا همیشه در پوسترهای تبلیغاتی و بروشورها اعلام کرده که این گروه زیر نظر اداره ارشاد است، البته این عنوان را می نوشتیم تا بتوانیم مجوز کنسرتی بگیریم وگرنه اداره ارشاد به جز این که به ما مجوز دهد هیچ عمل مثبت دیگری را برای گروه انجام نداده ، حتی – به جز یکی دو مورد- مبلغ هر شب سالن مجتمع فرهنگی - که متعلق به هنرمندان است - را بابت اجرای کنسرت از ما می گرفت! در هر صورت ما زیر نظر اداره ارشاد هستیم و این اداره  را مسئول این فاجعه می دانیم و کم کاری هایی که در این زمینه داشته مگر این که قانون جدیدی آمده باشد که صدور مجوز کنسرت را به ارگان دیگری محول کرده باشند. اگر به این صورت است اداره ارشاد به ما اعلام کند تا ما برای دریافت مجوز از آن ارگان اقدام کنیم. 

عکسی خاطره انگیز با حضور زنده یادان عبدالباقی دشتی نژاد ، ماشا رضازاده و ضیاء جمالی همراه با برخی از اعضای گروه موسیقی همنوا- سال 1380

 

آیا گروه همنوا درخواستی کتبی را به اداره ارشاد برای صدور مجوز کنسرت ارائه داده است؟

- خیر، قدم اول را با درخواست شفاهی از مدیریت امور هنری ارشاد برمی داشتیم .اگر درخواست شفاهی ما مورد قبول واقع می شد - که همیشه مورد قبول بود - شروع به پیگیری روال اداری صدور مجوز می کردیم، اما در حال حاضر حتی قدم اول را هم نمی توان برداشت.

قصد ندارید آلبومی از قطعات اجرا شده توسط همنوا را عرضه کنید؟

- اگر مسائل مالی حل شود و مورد حمایت مالی قرار گیریم ، آماده نوازندگی برای آلبوم هستیم ، البته اگر مجوزی صادر شود!

در کنسرت هایی که اجرا شده،  استقبال مردمی را چگونه دیدید؟

- گروه همنوا بر اساس برنامه های تبلیغاتی اش توانست موفق عمل کند. در آن زمان هنوز شرکت های تبلیغاتی به این گستردگی فعالیت نمی کردند .ما اولین گروه موسیقی بودیم که از پوستر تبلیغاتی و بنر برای کنسرت موسیقی در استان استفاده کردیم. ناگفته نماند که این پوستر ها را در چهار کنسرت اول، خودمان بر روی دیوارها می چسباندیم .

ای عشق همه بهانه از توست              من خامشم این ترانه از توست

اولین حرکت های خلاقانه تبلیغاتی در استان را این گروه پی گرفت و توانست مردم بوشهر را با موسیقی حرفه ای ملی ایران بیشتر آشنا کند. مردم را به سالن آوردن یک بخش است و تلاش برای تداوم حضورشان در سالن هم بخشی دیگر. گروه همنوا توانست این مهم را به خوبی انجام دهد. کنسرت های گروه به حدی شلوغ می شد که مجبور به تمدید کنسرت در همان شب و شب های دیگر می شدیم  . مردم بوشهر به آسانی می توانند موسیقی را درک کنند به این خاطر که از بدو تولدشان با موسیقی آشنا می شوند . جمله معروف "موسیقی زندگی ست" را به وفور درفرهنگ اجتماعی مردم بوشهر می توان یافت . شاید به خاطر درک بالای جامعه از موسیقی ست که مجوزی برای اجرای موسیقی در بوشهر صادر نمی شود!

با توجه به اهمیت حضور مدیر هنری در گروه و تمرکزی که باید بر روی کار داشته باشد چرا شما که از نوازندگان گروه هستید این مسئولیت را پذیرفتید؟

- این هم یکی دیگر از معضلات اجتماعی موسیقی ماست. متأسفانه مدیر هنری در سطح کشور خیلی کم داریم که آن ها هم شاید در این رشته تحصیل نکرده باشند و کار خود را به صورت تجربی پیش می برند. در کشورهای مختلف دنیا، یک رشته تحصیلی در این زمینه وجود دارد. اما من بعید می دانم که حتی یک گرایش دانشگاهی در این زمینه داشته باشیم ، من هم فقط این اسم را یدک می کشم و از سر ناگزیری ست.

برنامه هایی که برای آینده در نظر دارید؟

- پژوهش در حوزه موسیقی ملی ایران و موسیقی بوشهر و اشاعه آن توسط سازهای ملی ایران. البته در حوزه موسیقی ملی ایران چند سالی ست که قدم های بسیار مثبتی برداشته شده ولی در موسیقی بوشهر با ارج نهادن به تمام تلاش هایی که در این حوزه از جانب هنرمندان مختلف شده، پژوهش تاریخی فرهنگی نیاز به تجزیه و تحلیل دارد. امیدوارم نخبگانی که در رشته پژوهش موسیقی تحصیلات عالیه دارند بیشتر به این موضوع بپردازند.

از روند پیگیری تأسیس آموزشگاه موسیقی بگویید؟

- برای صدور مجوز آموزشگاه باید از تهران اقدام کنیم و در این سال ها صبر کردیم تا بتوانیم سطح هنری خود را بالاتر برده و هدفمندتر و تأثیر گذارتر عمل کنیم. البته گویی برای بوشهر دیگر مجوزی صادر نمی کنند ولی همچنان پی گیریم زیرا اعضای گروه همنوا در عرصه یادگیری موسیقی ملی ایران بسیار تلاش کرده اند و هر کدام از ما نزد استادان بنام تحت آموزش قرار گرفته ایم . متأسفانه ما در آموزشگاه های بوشهر شاهد تدریس بعضی ازافراد در حوزه موسیقی ملی هستیم که حتی شیوه ی  در دست گرفتن ساز را هم بلد نیستند و برخی صاحبان آموزشگاه ها نیزمثل بقالی با آموزشگاه هاشان رفتار می کنند، مثلاً اگر یک معلم خوب در آموزش ساز ویولن در بوشهر هست و از ایشان برای تدریس در آموزشگاه شان استفاده می کنند، باید حتماً سازهای دیگری هم برای تدریس بیاورند که متأسفانه مدرسان شان نه نوازنده ی خوبی هستند و نه معلمی خوب . بوشهر در مرحله اول نیاز به مدرس موسیقی خوب دارد نه آموزشگاه موسیقی. چندین آموزشگاه در بوشهر مشغول به فعالیت هستند اما به ندرت شاهد خروجی مطلوبی از این آموزشگاه ها هستیم ، فقط کسب و کار و درآمدزایی شده. درست است درآمدزایی بخشی از زندگی آدمی ست ولی باید در مسیر خدمت صحیح به مردم باشد، مخصوصاً در موسیقی که رشته ای بسیار تخصصی ، حساس ، ظریف و انسانی ست. ما نباید نفس انسانی موسیقی را زیر سؤال ببریم.

کلام ناگفته؟

- مردم بوشهر همیشه گروه همنوا را حمایت کرده اند ، بابت حمایت شان سپاس گزاریم و این حمایت را ارج می نهیم. گروه همنوا را فراموش نکنید. ما باز خواهیم گشت.

گفت و گو : امید غضنفر

نظـــرات شمـــا