کد خبر : 119139       تاریخ : 1399/07/28 28:43
در سوگِ شاد
جستاری در حق بر آموزش شهروندان؛

در سوگِ شاد

رسول سعادت نیا وکیل پایه یک دادگستری این بار در یاداشتی تحت عنوان «در سوگِ شاد» حق بر آموزش شهروندان را یادآور شد و نوشت:آوار خبرهای ناگوار چنان است که بر سخت جانی خود حیرانم. چگونه همچنان نفس در این اوضاع آشفته و بحران انسانیت در تن خسته و ملول برمی‌آید نمی‌دانم؟!

آوار خبرهای ناگوار چنان است که بر سخت جانی خود حیرانم. چگونه همچنان نفس در این اوضاع آشفته و بحران انسانیت در تن خسته و ملول برمی‌آید نمی‌دانم؟!

خبر کوچ‌های پیاپی همکاران و هم اندیشان و هموطنان در هجوم بی رحمانه کرونا مگر کم بود که در چشم به هم زدنی کوچ خسرو آواز ایران نیز طومار جان علاقمندان به گستره هنر سرزمین کهن تبار را در هم نوردید؟!

هنوز در این سوگ جانسوز، نفس آکنده از آه است که خبری دیگر از راه می‌رسد و بر زنده ماندن خود خجل می‌شوم.

خبری که ضرب‌آهنگ حضورش خانواده‌های ایرانی را در تیررس خود قرار داد. "دانش آموز یازده ساله دیّری در حسرت برخورداری از حداقل امکانات تحصیلی، خود را به طناب دار می‌آویزد؟!"

سامانه‌ی شاد را به سوگ می‌نشاند و نوشته‌ای به عنوان معلم دانش آموز در فضای مجازی دست به دست می‌شود و آموزش و پرورش برای تبرئه خود متوسل به جوابیه و تکذیبیه در فضای مجازی می‌گردد!؟

همچنان فضای رسانه ها در مه آلودی درستی و نادرستی واقعه، واقعیتِ انکار یا انکارِ واقعیت گیج و منگ است که خودکشی جوانان ١٥ ساله و ٢١ ساله نیز کنگان و جم را درمی‌نوردد. و بُغضی بی‌امان به حلقوم مردمان دیار چنگ می‌زند.

در هیاهوی دهشتناک به تنگ آمدن‌های نسل جوان، تورم لگام گسیخته، پله‌های صعود را یکی پس از دیگری طی می‌کند. ندارها ندارتر و داراها داراتر می‌گردند و ضرب‌آهنگ رکوداقتصادی و سقوط انسانیت لحظه به لحظه نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شود.

ضربان آهنگی که از درب تحریم و ضعف مدیریت بر این خاک زرخیز سایه افکنده است و طنین سوگ‌خیز آن خانه به خانه پیش می‌رود و هر آبادی را به ویرانه تبدیل می‌کند. 

نمی‌دانم باید بگویم پسرم شرمنده‌ام که متوقعانه چشم به موبایل هوشمند دوخته بودی و در حسرت یک گوشی، حلقه ی دار را گریزگاه خود یافته‌ای؟!
نمی‌دانم دغدغه کلاس درس و امکانات حداقلی تو را فریاد بکشم یا دستان خالی پدری را که بر بستر بزرگترین قطب گاز جهان پای سفره خالی شرمسارانه بُغض کرده است!؟

چگونه بُغض سرکش خود را فرو بغلتانم و بر داعیه‌داران پرادعا یادآور شوم مگر نه این است که اصل سی ام (٣٠) قانون اساسی می‌گوید «دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد.» پس چرا و به چه علت هر روز نارساتر از دیروز به تعهدات خود نسبت به مردم، بی محابا به هیچستان‌شان برده و به تماشایشان نشسته‌اید؟

مگر نه این است که بر اساس ماده ١٠٤منشور حقوق شهروندی «شهروندان از حق آموزش برخوردار بوده و آموزش ابتدایی اجباری و رایگان از تعهدات بدیهی دولت است.» باید از خود پرسید آیا به درستی و راستی در اجرای تکالیف مکتوب در قانون اساسی عمل شده است؟! 

باید یاد بگیریم به جای انکار واقعیات و جوابیه و تکذیبیه، با دوراندیشی ضمن انجام تکالیف خود برابر میثاق ملی عمل نموده تا مانع بروز چنین حوادث تلخ و جانکاهی شویم.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=119139

نظـــرات شمـــا

بوشهر پژوه گفت:
آوردن جند "منبع" و"ارجاع" در یک انشاء از نوع قطعه ی ادبی : نوشتار را به جستار دگر گونه نمی کند!!دیگر این که :"حق برآموزش شهروندان" و"سوگ ِ شاد" بیشتر رنگ و روی روزنامه نگارانه دارند! توفیق یار باد !
1399/07/30