کد خبر : 79264       تاریخ : 1395/09/28 10:05:51
عجب روزگاری شده

عجب روزگاری شده

رفتم خونه دی علی عبدشا، دیدم قیلونش چاق کرده وسی خوش دید می کنه .

رفتم خونه دی علی عبدشا، دیدم قیلونش چاق کرده وسی خوش دید می کنه .
گفتم: چتن دی علی؟ گفت: والله چه بگم، یه هل اخبار میارن که رئیس ولات، زمینی که از تو دس دریی یا، در اوردن، همش بخش بهر کرده سی قوم و آشنا ...
سی خوم می گم ای چه کاریین که کردن؟ بعدش می گم به مو چه مربوطن،خوش رئیسن می فهمه چه بکنه، بعد می گم ایخو نشد که بشه، می ولات بی صاحبن که هر کی هل خوش بکشه سی خوش؟
یه خبر دیگه هم اوردن که چه بله رئیس غلمل هم قول داده که مالی خوش تو بلدیه استخدام کنه، خو آخه اگه سفره پهنن بید همه پاش نشسه باشن، نه ای که دوتا نشسه باشن ده تا سیل بکنند واو دهنشون چرچر بیاد، بخدا عجب روزگاری شده، آدم گیج وگلهلوون که آخرش می خواد چه بشه؟ می عدل علی نبید، نپه شد؟
مو در اومدم گفتم: دی علی می فهمی چنن؟
گفت: نه .
گفتم: ددی جونی، بحال مو وتو چه فرقی می کنه، تو بشین قیلونت بکش .
گفت: نه نمی شه خو، الانم خبراوردن که می خوان صفر پیلا کم کنن، گفتم: بازم سی مو وتو فرقی نداره، فقط بار مسئولا سبکتر می شه، اولا سیل می کردیم تا یه رقمیین جلوش هم مشتی صفر یین ، غصه می خوردیم که چه خبرن ای پیلا کجا می ره؟ چش می کنن؟ حالا دیگه غصه نداره سبکتر شده ، بارمسئولا هم کمتر .
دی علی دهنش ناد دم نی قلیون وفرق زد وگفت : قررررررررررر،عجب  تنباکین، خدا را شکر تنباک ریالیین نه تومنی .
 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=79264

نظـــرات شمـــا