کد خبر : 88931       تاریخ : 1396/05/07 11:14:53
سونامی طلاق درحال ویران سازی خانواده هاست و عُقلا درخواب غفلتند!؟
دل نوشته ای درباره طلاق

سونامی طلاق درحال ویران سازی خانواده هاست و عُقلا درخواب غفلتند!؟

مصیبت بارترین بخش این فاجعه ی اجتماعی، فراوانی وشیوع آن درمیان اغلب قریب به اتفاق خانواده هاست تا آنجا که مصداق این سونامی ویرانگررا درمیان فامیل وآشنایان هم می توان سراغ گرفت وبا کمال تاسف وتعجب دید وشنید که زن وشوهرهایی پس از گذشت چند دهه از ازدواج ازهمدیگرطلاق گرفته ویا درشُرُف انجام آن هستند ..

 

حسین حشمتی
درسال های کودکی ما، وقتی خانم بزرگ درگوشی با والده صحبت می کرد وگاهی گوشه ی لبش را به دندان می گزید وبا بال چارقد ململ سفید، اشک گوشه ی چشمش را می گرفت می فهمیدیم احتمالا گرفتاری بزرگی برای یکی از اعضای خانواده پیش آمده است که بچه ها نباید درجریان قراربگیرند چون چشم وگوششان بازمی شود، پدراما این ملاحظه را نداشت وبه محض این که از چند وچون قضیه ی به تعبیر خودش« مولمه» با خبرمی شد به سراغ تلفن هندلی سرسرای خانه می رفت وپس از چند بارچرخانیدن دسته ی تلفن از« کاریر» می خواست شماره تلفن24 را برایش وصل کند و پس از اتصال با قاطعیت خاص خودش به طرف می گفت به حق خدا، اگر این نقل صحت داشته باشد دیگرنه من ونه تو،همین که گفتم وگوشی را می کوبید روی دستگاه، به دنبال این اولتیماتُم بود که یکساعت بعد عموجان به اتفاق عیال به خانه ما می آمدند ودراتاق مهمانخانه با آقا داداش دیدارمی کردند وما، دراتاقک پستو که دری هم به مهمان خانه داشت می شنیدیم که قضیه به جدایی عموجان از خانمش مربوط می شود،اتفاقی که پدرآن را ننگی برای خانواده می دانست و پس ازساعت ها گفتگو به هر ترفندی که شده عمو را ازانجام آن کاربازمی داشت وبه خانمش هم می گفت، زن باید با لباس سپید عروسی به خانه ی شوهربرود وبا کفن سپید ازآنجا به خانه آخرت نقل مکان کند و به یقین می توان نوشت که همین آموزه ها وهنجارهای اجتماعی درسایر خانواده ها نیزبه شدت رعایت می شد وچنین بود که ازدواج ها معمولا تا هنگام مرگ زن وشوهرها ادامه داشت.
درزمان نسل بعدی ها هم پای بندی زنان ومردان آن زمان به عقد نکاح همچنان پا برجا بود و به ندرت پیش می آمد که بنا به دلائلی همچون بچه دارنشدن یا سایرموارد کاربه طلاق بکشد ودرشرایط  اضطراری با تجدید فراش مرد،سروته قضیه را درز می گرفتند.
حالا اما با گذشت چند دهه ازآن دوران طلایی آرامش وقداست خانواده، اوضاع دگرگون شده، انگارزلزله ای20 ریشتری بنیان و اساس خانه وخانواده را برانداخته و نه تنها آداب معاشرت،همیاری و مساعدت اجتماعی ازبین رفته بلکه شاخصه هایی همچون، عشق، صداقت وصمیمیت و...درمیان اکثرتشکیل دهندگان خانواده وجود ندارد تا آنجا که به اندک بهانه ای سازطلاق کوک می شود و پس از گذشت یک مدارای چند ماهه که به طلاق عاطفی معروفست با کشدارشدن اختلافات واهی میان طرفین عضو جامعه ی مرد سالار، کار به طلاق اجباری می کشد ودرمیان قشرتحصیل کرده وتقریبا مرفه جامعه، طلاق توافقی صورت می گیرد!.
مصیبت بارترین بخش این فاجعه ی اجتماعی، فراوانی وشیوع آن درمیان اغلب قریب به اتفاق خانواده هاست تا آنجا که مصداق این سونامی ویرانگررا درمیان فامیل وآشنایان هم می توان سراغ گرفت وبا کمال تاسف وتعجب دید وشنید که زن وشوهرهایی پس از گذشت چند دهه از ازدواج وداشتن فرزندان20 ساله وبالاترازهمدیگرطلاق گرفته ویا درشُرُف انجام آن هستند و،واویلاتراین که وقتی می خواهی پا درمیانی وریش سفیدی کنی درمی یابی که زمان این موعظه ها گذشته است؟! وعلت ها هم اغلب به موضوع بیکاری  مردها به عنوان نان آوران خانواده برمی گردد که توان تامین معیشت عائله تحت تکفل خود را ازدست داده اند.
به عقیده صاحب این قلم معضل عدم اشتغال مردان متاهل به مسئله ی مهم بدسلیقگی وندانم کاری بدنه ی دولت ها برمی گردد که یکی از آنها، برون سپاری امورعمرانی وخدماتی به بخش خصوصی فاقد صلاحیت است که باعث گردیده، نیروهای متقاضی شغل به پیمانکاران مراجعه کنند وبا امضای قراردادهای یک طرفه  یا سفید امضا، مقدرات خود وخانواده هایشان را به کار فرمایانی بسپارند که با گذشتن چندین ماه ازشروع کار، مواجب آنان را نمی پردازند واگرگوچک ترین اعتراضی هم بکنند نه تنها به استناد همان قراردادها،اخراج می شوند بلکه دستمزد کارکرد گذشته آنان نیزسو خت می شود وبهانه ها هم بسیاراست که یکی از دم دست ترین آنها،عدم پرداخت صورت وضعیت ها توسط دستگاه های طرف قرارداد می باشد.
نگارنده قصد ندارد دولت مستقررا تنها مقصراین بحران عظیم اجتماعی معرفی نماید چون غیرازروسای قوای سه گانه که طبق قانون اساسی متولیان اصلی اداره امورکلان کشورهستند،دست اندرکاران حوزه های فرهنگی،اجتماعی و...که بعضا بودجه های کلانی بابت انجام فعالیت های خود دریافت می نمایند آن چنان درگیرمسایل حاشیه ای وبخشی نگری شده اند که از وظایف اصلی خویش غافل مانده وتدبیروتمشیت امور را از وظایف دولت ها می دانند وشاید دُرُست بگویند اما سئوال بی جواب این است که پس آنان چه کاره اند؟


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=88931

نظـــرات شمـــا