کد خبر : 97262       تاریخ : 1396/11/18 11:30:14
تهران زشت/ تهران زیبا

تهران زشت/ تهران زیبا

این روزها که سرما تا مغز استخوان اثر می گذارد و برف های باقی مانده ازهفته ی قبل هنوز در بعضی ازخیابان های اصلی وفرعی کلان شهر تهران باقی مانده است انگار مردم ترجیح داده اند بیشتر با وسائل نقلیه عمومی مخصوصا مترو سفرهای درون شهری خود را انجام دهند

حسین حشمتی

اقامت چند ماهه درپایتخت ایران مخصوصا برای اهالی رسانه فرصتی است تا ضمن انجام کاراصلی، ازکنار حوادث و رویدادهای جالبی که دراین ابر شهر می گذرد بی تفاوت نگذرد و 

نگارنده نیز با همین انگیزه موارد زشت و زیبایی را که به نظر می رسد خواندنی باشد به رشته تحریر بکشد وعنوانش را هم « تهران زشت، تهران زیبا» بگذارد.
روایت اول
این روزها که سرما تا مغز استخوان اثر می گذارد و برف های باقی مانده ازهفته ی قبل هنوز در بعضی ازخیابان های اصلی وفرعی کلان شهر تهران باقی مانده است انگار مردم ترجیح داده اند بیشتر با وسائل نقلیه عمومی مخصوصا مترو سفرهای درون شهری خود را انجام دهند و به همین دلیل است که ایستگاهها درتمام ساعات کاری مترو به اصطلاح جا برای سوزن انداختن وجود ندارد تا انجا که صدها مسافر درصف های نامنظم مترصدند تا به محض توقف و بازشدن دربها به شیوه ی فشار دوسویه از جلو عقب جهت پیاده و سوار شدن هجوم بیاورند و بیچاره مسافران سالمندی که در میان سیل جمعیت تا حد خورد شدند استخوان تحت فشار قرار می گیرند و به صورت خودجوش به جلو رانده می شوند تا بلاخره به  سالن مترو برسند واین زمانی است که جوانان برومند صندلی ها را اشغال کرده و خنده کنان زیر چشمی نگاهی به پیران سرپا مانده می اندازند و انگار نه انگار که به حکم ادب باید حرمت آنان را پاس داشته و صندلی خود را تعارف کنند، بخش تراژدی موضوع اما زمانی است که عده ای ارازل و اوباش شیطنتشان گل می کند و دور یک سالمند ایستاده حلقه می زنند و شوخی شوخی به جیب های لباسش دست درازی می کنند تا پول یا تلفن همراه درجیب هایش باشد بردارند و به روش« شیرش ده» دست به دست به نفری که نزدیک  درب ایستاده می رسانند تا دراولین ایستگاه به بیرون بپرد و بقیه اعضای باند با فریاد بگیرش بگیرش عقب او بدوندد و دریک لحظه از ایستگاه خارج شوند، بخش شرم آور ماجرا اما بی تفاوتی مامورین ایستگاه است که در پاسخ به ایستگاه مال باخته او را راهنمایی می کنند تا به کلانتری برود وشکایت کند واین یعنی « شهر هرت».

 

روایت دوم
این دیگر قابل کتمان نیست  که ابرشهر تهران چند سالی می شود که دچار آلودگی هوا از نوع بسیار شدید می باشد تا آنجا که نسخه های مدعیان متخص وفوق تخصص دراین رشته راه به جایی نبرده و از آنجایی که آب پاشی های هوایی دولت  کریمه ی سابق با هزاران میلیارد تومان هزینه  نیز کمترین نتیجه ای دربرنداشته است. لذا تعطیلات اجباری مدارس و دانشگاه ها در دستور کار دولت بود اما این روزها می بینیم که با بارش برف و باران نیمه  سنگین مدارس و دانشگاها و بعضا ادارات را هم تعطیل می کنند، حالا کار به جایی رسیده که دانش  آموزان و اولیای آنان آنقدر به  این تعطیلات رسمی عادت کرده اند که اگر نزولات آسمانی پیش بینی نشده ای به هر اندازه که باشد ببارد، خودشان با استفاده از « حق شهروندی!» آن روز را بی خیال می شوند تا مسِولان ذیربط به احترام خواست مردم  با صدور اطلاعیه ای تعطیل خود خواسته را رسما اعلام نمایند و همین است که با هر باد و باران و نسیم ملایمی مدارس تا اطلاع ثانوی تعطیل شوند تا نونهالان بوستان های علم ودانش هرولهکنان فریاد شادی سر دهند که « فتیله هر روز تعطیله»
روایت سوم
نمی دانم بعضی از زنان ودختران تهرانی یا تهران نشین که اغلب هم از قشر به اصطلاح تحصیل کرده وشاغل در رشته های نان وآبدار هستند چه شده است که تمایل شدیدی به کشف حجاب پیدا کرده اند تا آنجا که علاوه برانداختن روسری دور گردن داخل اتومبیل هایشان که آن محیط را به چهار دیواری اختیاری تعبیر می کنند، بعضا درحین پیاده روی در پارکهای بزرگ وپر تردد ناگهان به روی نیمکت های سیمانی یا چوبی می روند و رو سری سفید را از سر برمی دارند و دور سر می چرخانند و شعارهای نامناسب می دهند که اگرچه مقامات مسئول در قوه قضائیه ازجمله رئیس دادگاه انقلاب  تهران این قبیل زنان را قانون شکن خوانده و گفته با آنان برخورد قانونی خواهد شد اما گویا جماعت موسوم به دختران خیابان انقلاب بیدی نیستند که ازاین تهدیدها بلرزند وهمچنان به هنجار شکنی های غیر منطقی خود ادامه می دهند.

روایت چهارم
درروایت اول اشاره ای داشتم به استقبال تهرانی ها از مترو برای سفرهای درون شهری وحوادث ناگواری که توسط  بعضی از مسافرنمای ناجوانمرد روی می دهد و باعث می شود که تعدادی از مسافران آسیب پذیر ترجیح می دهند از دیگر وسائل نقلیه همچون تاکسی های معروف به « اسنپ» که رانندگان تحت پوشش این شرکت ظاهرا «بی صاحب» هم قانون مندند وهم کرایه های مناسب برای فاصله های دور می گیرند، نگارنده به دلیل سروکار د داشتن با بیمارستانها و درمانگاه های دور ونزدیک هر روز هر روز ازآنها استفاده می نماید، فرایند کار به این ترتیب است که پس از طی مراحل پذیرش الکترونیکی، متقاضی ضمن کسب  اطلاع از نوع وشماره اتومبیل وهمچنین نام وعکس رانندگان داوطلب، درنزدیک ترین فاصله زمانی، اتومبیل مورد نظر ورودش را از طریق تلفن درب منزل اعلام می کند و پس از استقرار مسافر درماشین، راننده با روشن کردن سیستم جی،پی،اس که توسط شرکت در تلفن همراهش راه اندازی شده، اتومبیل را از طریق صوتی تصویری به سوی مقصد راهنمایی می کند تا از نزدیک ترین و کم ترافیک ترین مسیر مسافران را به آدرس درخواست شده برساند وانصافا مدیران کمنام این شرکت مشهورتا کنون خوش درخشیده اند وضمن به کارگیری هزاران راننده مالک اتومبیل واجد شرایط، وایجاد امنیت سفر و دریافت سود مناسب ازهر سفر،هم اکنون میلیونها مسافر را در روز جا به جا می نمایند، انتخاب این موضوع  به این خاطر است که معاونت حمل ونقل شهرداری بوشهر نیز با بررسی و کسب اطلاعات بیشتر دراین زمینه، بستر استفاده از این روش را درمرکز استان فراهم سازد و با سامان دهی آژانس های تاکسی تلفنی درسطح شهر وحذف اتحادیه تاکسی داران  شهر که ظاهرا مدافع رانندگان است اما در واقع هیچ نقشی جز اخذ درصدی از درآمد آژانس ها ندارد ترتیبی بدهد که وضعیت تاکسی رانی ومسافرتهای درون شهری سروسامانی به  خود بگیرد واین کار شاقی نیست اگر معاون مربوطه در امور حمل ونقل شهرداری با هماهنگی سایر ادارات ذیربط تصمیم بگیرند و به مرحله ی اجرا بگذارند.

 

  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=97262

نظـــرات شمـــا