کد خبر : 97265       تاریخ : 1396/11/18 11:34:25
طنز/ جادور عشق

طنز/ جادور عشق

طشت اووی اُوردم، یه بشکه ی اُووی هم نهادم کِرش، یه پاکت شیر خشک هم نهادم اوهَل ترش، بعد گفتم :عزیزدلم، قربونت برم، درد وبلات بخوره تو سرم، زیر پات خاکم کنن، بیو عزیزم .


طشت اووی اُوردم، یه بشکه ی اُووی هم نهادم کِرش، یه پاکت شیر خشک هم نهادم اوهَل ترش، بعد گفتم :عزیزدلم، قربونت برم، درد وبلات بخوره تو سرم، زیر پات خاکم کنن، بیو عزیزم .
بوی غومضا گفت: ئی غلطا چنن می کنی؟ تو ای سن وسال، خر پیر اوسار رنگی.
گفتم:عزیزدلم، عاشقیت پیری وجوونی نمی شناسه، بیو پات بیل تو اوو، تا سی یه سالی شارژت کنم .
بوی غومضا گفت: زنیکه نفهم مو امروز، صبا هسم، تو میخوی سی یه سال شارژم بکنی؟
دسش گرفتم کشون کشون بُردمش نشوندمش ری کرسی، گفتم :عزیز دلم پات بیل تو اووگفت: سیچه ؟ گفتم: سی باد کیچه .
نشس ری کرسی، سر قضا تا پاش نهاد تو اوو، برقا رفت .
پاش ماشتم ماشتم .گفتم نکنا، کرسیکو بلند میشه می خورم ری زمین .
در پاکت شیر خشک واز کردم، دوتا کاسه،سه تا کاسه شیر خشک رختم تو اوو،بعد گفتم: حالا بلند شو راه برو .
بوی غومضا گفت: نمیتونما،پام تو شیر خشک گیر کرده.
یه دفه برق اومد،بوی غومضا گفت : چم کردی ،پام گیر کرده؟ گفتم :هیچی والله ،شیر خشک تو اوو رختم که سی یه سال شارژبشی.
گفت: خونه خراب گچ رختی ها .
اومد که بدوه وبگیرتم بزنتم،تلهپشتی خورد زمین .


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=97265

نظـــرات شمـــا