کد خبر : 97993       تاریخ : 1396/12/22 13:18:25
ناسیونالیست به سبک جواد آقای خیابانی!

ناسیونالیست به سبک جواد آقای خیابانی!

جواد خیابانی در گزارش بازی استقلال و العین اصرار داشت این بازی را به رقابت دو تیم ملی ایران و امارات ارتقا دهد و با تحقیر مدام حریف احساسات ناسیونالیستی تزریق کند. فوتبال اما تنها یک بازی است نه کمتر نه بیشتر و باشگاه عربی همان اعراب نیست...

 سروش بامداد- «این یک گل ملی است. این ایران و امارات اند که با هم بازی می کنند نه استقلال و العین....آسیا باید به فوتبال ایران ببالد....آسیا باید بداند که ایران می تواند میزبان تیم های عربستانی هم باشد همان طور که در آرامش میزبان تیم های اماراتی است...»

چنان که حدس می زنید این جملات از دهان جواد خیابانی گزارشگر بازی استقلال- العین در ورزشگاه آزادی در شامگاه 21 اسفند 1396 خارج شده است.

اگر بخواهیم جملات غیر منطقی او را نقل و دست مایه ریشخند کنیم محدود به این چند فقره نیست و بخشی هم به خاطر سرعت و هیجان و فضای استادیوم قابل بخشودگی است مثل آنجا که گفت: «داریوش شجاعیان می تونست یک گل آسیایی بزنه اما نتونست. شاید هم نخواست.»

گل آسیایی دیگر چیست پدر جان؟ حالا اگر می گفتی گل اروپایی تا از سطح بالاتر فوتبال حکایت کند باز یک چیزی. اما آسیایی دیگر چه صیغه ای است؟!

یا مگر می شود هم بتوانی و هم نتوانی؟ و مگر می شود بازیکن فوتبال بتواند گل بزند و تیم خود را جلو بیندازد اما نخواهد؟!

نمی خواهم مته به خشخاش بگذارم و سوتی های جواد خان خیابانی را ردیف کنم که از نویسنده این سطور نیز ممکن است اشتباهی در نوشتن و نقل نکته ای تاریخی سر بزند با این تفاوت که امکان اصلاح و تصحیح دارد و او ندارد و در شبکه های اجتماعی دست به دست و باز نشر می شود.

همچنین می دانیم او تلقی افراطی از ایران دوستی و گزارش هیجانی و واژه حماسی دارد و وقتی تیم مقابل، عربی باشد از خود بی خود می شود و تصور می کند تمام بار ناسیونالیسم ایرانی بر دوش اوست و همه ناکامی های تاریخی را می توانیم با گذار توپ گرد از خط دروازه حریف جبران کنیم.

باز خوب است که خیابانی رنگ و انگ ملی می دهد که در فوتبال و البته درباره بازی های ملی و نه باشگاهی مسبوق به سابقه است.

نسل ما گزارشگری به نام «کوتی» را به یاد دارد که وقتی در مسابقه ایران و عربستان به نفع ما پنالتی شد و بازیکن ما قصد ضربه داشت فریاد می کشید الله اکبر و از یاد برده بود که روی پرچم تیم مقابل هم دو شعار اصلی اسلام نوشته شده و کافر نیستند و روزنامه جمهوری اسلامی هم انتقاد کرد و نوشت این که توپی در یک بازی از یک خط بگذرد یا نگذرد چه ربطی به دعای مادران ما و اراده الهی دارد؟ بازی، بازی است و نباید فراموش کنیم که مسابقه فوتبال یا هر ورزش دیگر بازی است نه جدال حق و باطل و اگر برد ما علامت حقانیت ما باشد باخت ما که کم هم اتفاق نمی افتد نشانه بطلان ما باید باشد لابد!

گزارشگر تلویزیون ایران اصرار داشت برد استقلال تا قبل از دریافت گل تساوی را نشانه برتری فوتبال ملی قلمداد کند اما وقتی خبردار شد در جایی دیگر ذوب آهن به هجوم های یک تیم عربی دیگر نه نمی گوید و یکی پس از دیگری گل می خورد دیگر نمی گفت بازی ها ملی است.

باشگاه، باشگاه است و تیم ملی، تیم ملی. صد هزار نفر برای استقلال تهران به ورزشگاه آزادی رفتند نه برای تیم ملی فوتبال. چرا که اگر به خاطر تیم ملی بود و رنگ تیم مطرح نبود همان ها باید به تماشای بازی های پرسپولیس هم بروند و بر عکس.

دولتی یا شبه دولتی بودن استقلال و پرسپولیس جناب خیابانی را دچار این توهم کرده که همان تیم ملی اند تا جایی که گل بازیکن سنگالی استقلال را هم ملی می داند.

بازیکنان باشگاه ها خصوصا در اروپا از ملیت های مختلف هستند و بعضا مالک باشگاه نیز اهل همان کشور نیست و مثال های مشهور متعدد است. البته که در چارچوب یک فدراسیون مشخص مثلا انگلستان یا ایتالیا فعالیت می کنند و به دولت خودشان مالیات می پردازند اما داستان باشگاه از تیم ملی جداست کما این که در ایران بارها شاهد جدال مربیان تیم ملی با مربیان باشگاهی بوده ایم.

نه می خواهم حاشیه پردازی کنم و نه جملات قصار گزارشگران را بیاورم. جواد خیابانی حد اقل صدایی کاملا استاندارد دارد و با گزارشگری و اجرا آشناست و اگر فکر نکند گزارشگری فوتبال مثل خلق شاهنامه فردوسی و حماسی است بخشی از مشکل حل می شود و از این حیث بر مزدک میرزایی که مدام آب دهان قورت می دهد و فعل را بلافاصله نمی آورد و تکمیل جمله را به تاخیرمی اندازد برتر است.

دایره واژگان خیابانی از عادل فردوسی پور هم گسترده تر است که می کوشد ضعف مفرط خود در این عرصه و صدای نامتناسب با یک گزارش رسانه ای را با اطلاعات متنوع و تسلط به زبان انگلیسی جبران کند.

البته که عادل فردوسی پور در زمینه های تخصصی فوتبال همتا ندارد اما هم او کلمات را جویده جویده ادا می کند و در مقام دانای کل پند و اندرز می دهد و به رغم اشتهار به جسارت جرات ندارد سراغ موضوع حق پخش تلویزیونی برود و می داند عبور از این خط قرمز به بهای از دست دادن برنامه 90تمام می شود و مدیران حامی او در صدا و سیما و خصوصا اصغر پورمحمدی در این یک فقره شوخی ندارند.

پس ای نوشته چه می خواهد بگوید اگر نه حاشیه ای است بر گزارش های ورزشی تلویزیون؟

آدمی از غریزه و احساس و خرد تشکیل می شود و از برنامه های مختلف تلویزیونی این احساس در می گیرد که مجریان و کارشناسانی که در حوزه های متنوع فعالیت می کنند یا دعوت می شوند انگار با عقل مخاطب سر و کار ندارند و بیشتر در صدد تحریک و تهییج احساسات یا جنبه های غریزی غیر عقلانی اند.

در برنامه های سیاسی گاه سعی بلیغی نشان می دهند که شعور مخاطب را دست کم بگیرند و این جواد خیابانی عزیز هم که سوژه ما شده بد نیست بداند:

استقلال یا پرسپولیس همان تیم ملی فوتبال ایران نیستند و فوتبال همان ایران نیست.

تماشاگران برای تشویق تیم باشگاهی می روند و این ادعا که مردم پرچم ایران در دست دارند و بازیکنان نشانی از ایران با خود دارند خیال پردازی است چون بازی تیم ملی نیست و معلوم نیست چرا اصرار دارد بازی باشگاهی را بازی ملی معرفی کند و چرا نمی فهمد اگر پیروزی استقلال که البته به تساوی بدل شد، بُرد ملی باشد و شایسته جشن و سرور ملی آنگاه باخت سنگین ذوب آهن در همان دقایقی که او دُر افشانی می کرد لابد جای سوگ واری دارد! چرا نمی فهمد و چرا در این رسانه 1800 میلیارد تومان بودجه سالانه دارد ولی مدام اپ ها را تبلیغ می کند کسی نیست که این فهم را منتقل کند؟

این که صد هزار نفر در روز غیر تعطیل برای تشویق تیم مورد علاقه یا تماشای یک بازی فراتر از رقابت های داخلی به ورزشگاه بروند ربطی به علایق حماسی و ملی ندارد و تنها در چارچوب منطق فوتبال قابل تفسیر است و این را هم اگر جواد ما بداند بد نیست اما دو نکته اصلی تر که بد نیست بداند اینهایند:

انقلاب هوش تعریف رسانه را تغییر داده و انحصار صدا و سیما را شکسته و همه در حال رصد کردن و داوری اند.

هوادار استقلال برای تشویق تیم خود به ورزشگاه می رود. مربی خارجی دارد و بازیکن خارجی نیز.

طرفدار پرسپولیس هم برای تشویق تیم خود به ورزشگاه می رود. آن تیم هم مربی خارجی دارد و بازیکن خارجی نیز.
سال ها پیش فروغ فرخ زاد سروده بود: نام آن پرنده که از قلب ها گریخته ایمان است و انگار نام پرنده ای که از قاب رسانه رسمی گریخته اگر هم عقل نباشد درک الزامات رسانه ای در دنیای مدرن است..../عصر ایران


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=97993

نظـــرات شمـــا