کد خبر : 10369       تاریخ : 1393/01/04 22:52
آدم زرنگ

آدم زرنگ

دی نعمت می گفت: نعمتو از کوچیکی زرنگ بید.توهمو کوچیکی، خارک و رُطب هم که می نهادم نِی بچه ها بخورن، نعمتو هَپِرو می کرد بیشتر خارک و رُطبا سی خوش ورمی داشت. یه کُشه هم هِسک هِسک می کرد، خوش انداخت داخل سرا....

دی نعمت می گفت: نعمتو از کوچیکی زرنگ بید.توهمو کوچیکی، خارک و رُطب هم که می نهادم نِی بچه ها بخورن، نعمتو هَپِرو می کرد بیشتر خارک و رُطبا سی خوش ورمی داشت. یه کُشه هم هِسک هِسک می کرد، خوش انداخت داخل سرا. گفتم: چتن ننه؟ چتن نعمتو؟ چه شده جون؟ تا ماشاالله سی یه تاکسینی گفته در بست، تاکسیکو هم اُوردتش تا دم سرا ، پیل تاکسی نداده ودَهر رفته اومده خونه. ماشاالله زرنگ باشی بِچم از همو کوچیکی معلوم بید. تاایکه رفت  تواداره.حقوقش پونصد تِمَن بید، اما نُوم خدا صد برابر درآمد داشت. بعد یه مدتی نُوم خدا ماشاالله پیلی به هم زد، افتاد تو کار بازار. ازاداره هم دراومد. تو بازارم ماشاالله خیلی زرنگ بید، سی خوش ماشین آخرین سیستم اسد، یه خونی خوبی تو بهترین جُی شهر، سی خوش دُرُس کرد.عاشق یه دختر بازارینی شد بازاریکو وعضش توپ توپ بید، ارث ومیراث خوبیم هم از ئی بازاریکو گیرش اومد، چند تکه زمین، چند دهنه دکون. زمینا همش کرد آپارتمان وفُرخت. دیگه نعمت ما شده بید پیل دارشهر. ماشاالله نُوم خدا اینجام، زرنگی نشون داد، اومدن با چند نفر کار قاچاق کردن.همه دیگه احترامش می نادن.قربون بچم برم، اوسالی نذری داشت، بیستا دیگ گُتا آش بار نهاده بید.

یه دفعه هم نمی فهمم کومو آدم خیر نیدی اومد گولش داد، نُوت چاپ کردن. نمیفهمم کی لوشون داد، بچم نوم خدا زرنگ بازی دراُورد و یه مدتی رفت خارج کشور. وقتی سر وصدا خوسید دوارتی واگشت وافتید تو کار تجارت. همی جور روزبه روز ثروت ری ثروت سیش می ومد. اُما یه آدم خیر نکردِی دُمش بهتون زد که کار خلاف می کنه. یه رو گرفتنش، انداختنش زندان. اما ماشالله زرنگ بید بعد یه مدتی از زندان در اُومد.

گفتم:دی نعمت، حالا نعمت چه می کنه؟ گفت:بچم ماشاالله زرنگن ،هَنی کار می کنه همه اداراه ها می شناسنش واحترامش میلن. دورش بگردُم نُوم خدا خیلی زرنگن.

نُوت: اسکناس

هَپِرو: قاپ زدن

زمستان1392

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=10369

نظـــرات شمـــا