کد خبر : 15438       تاریخ : 1393/04/02 14
عشق مردم مرا به زندگي بازگرداند
گفت و گوي اختصاصي با استاد «ايرج شمسي‌زاده» پس از بهبود:

عشق مردم مرا به زندگي بازگرداند

پیغام: پس از اين روند رنجبار، زماني كه پزشك معالج‌ام خبر بهبود كامل را با من در ميان نهاد، از شادماني پنداري بال گشودم و در رؤيايي با شكوه به سمت دوستان و آشنايان‌ام پرواز كردم.يكي از مهم‌ترين عواملي كه باعث شد اين بيماري طاقت فرسا را تاب بياورم، مهرِ و همراهي مردمِ بزرگِ استان بود.

پیغام: سال 92 خبر بيماري شاعر بزرگ هم اقليمي استاد «ايرج شمسي‌زاده» موجب نگراني خيل دوستداران اين شاعر محبوب و مردمي شد. پزشكان متخصص با انجام آزمايشاتي بيماري را «سرطان» تشخيص دادند و از آن پس روند درمان استاد تحت نظر پزشكاني مجرب آغاز شد؛ روندي كه دردهايي طاقت‌فرسا را در پي داشت. از شرايط استاد با خير بودم كه به يكباره در يكي از روزهاي اخير پيامي شادي بخش بر صفحه‌ي موبايل‌ ها حاوی خبر بهبود استاد شمسي‌زاده نقش بست و ديگر بار معجزه‌يي همين حوالي رخ داد. با انتشار اين خبر مسرور كننده   دبیر سرویس ادب و هنر " پیغام" در تماس با شاعر سترگ‌مان گفت و گويي به انجام رساند كه در پي مي‌خوانيد:
آغاز بيماري و تشخيص پزشكان
مهرماه سال 92 به دليل بالا بودن ميزان قندخون، به توصيه‌ي آقاي دكتر «خلج» بزرگوار ـ متخصص داخلي ـ در بيمارستان اميرالمؤمنين گناوه بستري شدم. در معاينات و سونوگرافي ـ كه توسط آن دكتر گرامي انجام گرفت- مشخص شد كه كليه‌ي چپ من لبريز از سلول‌هاي سرطاني شده و به كبدم نيز سرايت كرده است. با پيگيري برادرزاده‌ي عزيزم آقاي دكتر «احمد شمسي‌زاده» به منزل دوست نازنينم آقاي «عليرضا سرداري» در اهواز رفتم. با بررسي‌هاي كامل آقاي دكتر شمسي‌زاده، لزوم بيرون آوردن كليه ی چپ تأيید شد. ايشان مرا به آقاي دكتر «عليرضا تدين» ـ دوست و هم دوره‌ي قديمي‌شان كه پزشكي ماهر و شايسته است ـ معرفي كرد. سپس در شيراز با پيگيري آقای دكتر تدين، هم كبد من توسط آقاي دكتر «راسخ» در فراپرتو RF و سوخته شد و هم كليه‌ي چپ‌ام توسط آقاي دكتر تدين بيرون آورده شد.
ادامه‌ي معالجات و روند شيمي درماني
پس از آن جراحي دشوار، به آقاي دكتر «نوراني خجسته» براي انجام مرحله‌ي «شيمي درماني» معرفي شدم. در اين مرحله از قرصي به نام Nexavar استفاده مي‌كردم كه درونم را مشتعل مي‌كرد و مرا تا مرز جنون مي‌كشاند و درد وحشتناك معده مرا تا آستانه‌ي قالب تهي كردن مي‌بُرد. اين قرص را به تجويز پزشك، 14 روز در ماه استفاده مي‌كردم. دارويي نيز قبل از اين دارو به نام Zoloda مصرف مي‌كردم كه تقريباً عوارض‌اش مشابه همين قرص بود. در اين مرحله وزن من از 75 كيلو به 50  كيلو رسيد. پس از اين روند رنجبار، زماني كه پزشك معالج‌ام خبر بهبود كامل را با من در ميان نهاد، از شادماني پنداري بال گشودم و در رؤيايي با شكوه به سمت دوستان و آشنايان‌ام پرواز كردم. يكي از مهم‌ترين عواملي كه باعث شد اين بيماري طاقت فرسا را تاب بياورم، مهرِ و همراهي مردمِ بزرگِ استان بود.
 

 

 

سپاس و قدرداني
از مهر ماه سال گذشته تا لحظه‌ي بهبود، تمامي پزشكان معالج‌ام تركيب ارزشمند "دانش" و "تجربه"‌شان را بزرگوارانه و بي‌دريغ براي بهبود من به كار گرفتند. اين بزرگان ارجمند حق عظيمي برگردن من دارند. از تلاش و زحمات‌شان سپاس‌گزارم و اميد كه پاسخ گوي الطاف‌شان باشم. در مقابل عظمت و بزرگي مردم شريف استان كه مرا با يادآوري دوست عزيزم آقاي «محمد افتخاري» در صدا و سيماي بوشهر مورد لطف و محبت قرار دادند و در برابر دوستان عزيزم از بوشهر، گناوه، برازجان و ديگر نقاط استان و خارج از استان سر تعظيم فرود مي آورم. از اعضاي خانواده و فرزندان و بستگان‌ام به ويژه همسر بزرگوارم، برادر و برادرزاده‌هاي بي‌نظيرم و نيز دوستان بي‌مانندم كه با من همراهي كردند قدرداني مي‌كنم. از آقاي مهندس «حمزه‌ي افشون» كه خانه و امكانات‌شان در شيراز را در اختيار من و خانواده قرار داد و نيز از دوست بي‌بديلم آقاي «هادي نصري استهباناتي» كه با ياوري خويش مرا همراهي كرد و در گناوه از دوست و همراه قديمي آقاي «بهزاد بهزادي» كه با تأييد خويش مرا براي تهيه‌ي داروي كمياب آخرين، روانه‌ي تهران كرد، همچنين از آقاي دكتر «الله كرم افتخاري» دوست و همشهري و استادي كه روزي دانش‌آموز من بوده و زحمات تهيه و ارسال داروي كمياب Nexavar را بر عهده گرفتند و تا روز آخر يك لحظه از ياري ايشان بي‌نصيب نبودم سپاس بي‌پايان دارم. از آقاي دكتر «رمضاني» مدير كل بيمه‌ي سلامت استان بوشهر كه در تأمين دارو و دفترچه‌ي بيماري خاص از هيچ كمكي دريغ نكردند سپاس گزارم. از عزيزان گناوه‌يي، دانشگاهيان، شاعران و ساير اقشار ارجمند كه براي من مراسم بزرگداشت بر پا كردند قدرداني مي‌كنم. همچنين از دست اندركاران رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات وزين استان بوشهر و تمامي اهالي قلم و هنر و فرهيختگان اين اقليم كهن كه نوروز مرا بهروز ساختند، به عيادت‌ام آمدند و حامل پيام مهرآمیز جناب آقاي استاندار بودند سپاس‌گزارم.
عزيزان ا... اگر از همه نام نمي‌برم براي اين است كه مثنوي هفتاد من كاغذ شود و اگر موردي را فراموش كرده‌ام ناشي از اين حس شعف و شادماني است كه شما سروران و بزرگواران را دارم و نیز به دليل شور و هيجان ناشي از مهر بي‌دريغ شمايان. دوستدار همه‌ي بزرگواراني كه نام برده يا نبرده‌ام يا ياد كرده و نكرده‌ام؛ سپاس، سپاس، سپاس.
كلام ناگفته ...
آن چه مرا به زندگي باز گردانده عشق شما مردم ديار جنوب است كه همه‌ي تاب و توان من از آن سرچشمه گرفته و باعث شده براي هميشه به زندگي عاشقانه نگاه كنم.

گفت و گو: امید غضنفر


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=15438

نظـــرات شمـــا