کد خبر : 1571       تاریخ : 1392/05/29 13
کودکان؛ بی پناه ترین قربانیان آسیب های اجتماعی

کودکان؛ بی پناه ترین قربانیان آسیب های اجتماعی

راضیه عقیلی مهر

روزانه اخبار متعددی از کشف و دستگیری باندهای قاچاق کالا، مواد افیونی، اسلحه، دستگیری تعدادی اراذل و اوباش در درگیری ها و ارتکاب جرائم توأم با خشونت، تجاوز به عنف، دستگیری مجرمان سایت های مجازی، کشف جرائم سازمان یافته و دستگیری اخلال گران اقتصادی و سایر جرائم، در شهرها، از رسانه های متنوع پخش و منتشر می شود و اذهان عمومی را از ارتکاب چنین جرائمی متأسف و نسبت به آینده نگران می کند.  

دنبال کردن این گونه حوادث، شاید از یک سو مسئولیت پذیری و هوشیاری و سرعت عمل ضابطین انتظامی و دادگستری را در برقرار کردن امنیت مردم و جامعه نشان دهد. اما از سوی دیگر علل و انگیزه ی مورد نظر فرد یا افراد مرتکب را با علامت سوالی بزرگ مقابل آن، در ذهن تداعی می نماید. در وقوع بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و انحرافات اخلاقی عوامل بسیار شایعی دخیل و مؤثرند از جمله، وضعیت معیشتی خانواده به عنوان بنیادی ترین محیط تربیتی و پرورشی افراد، بیکاری، اعتیاد، شرایط بد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگي که در افراد به تناسب محیط زیستی و ظرفیت شخصیتی شان، متغییر است و فراهم کننده ی اراده و انگیزه، برای ارتکاب جرم از سوی مجرمین است.

فهم این مسئله چندان دشوار نیست که صَرف هزینه های گزاف مادی و معنوی برای کشف، ضبط، دستگیری و زندان مجرمان و جایگزینی احساس امنیت به جای ناامنی، در مقابل ارائه ی سیاست پیشگیرانه ی جرم با ارائه ی آموزش و فرهنگ سازی، فراهم کردن شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی برای همه ی مردم و به طور یکسان، تسهیلات و امکانات رفاهی در همه ی شهرها و روستاها، می تواند باصرفه تر و بهینه تر از صدمات مادی و معنوی ناشی از ارتکاب جرم از سوی فرد باشد که به بدنه ی یک اجتماع وارد می كند و آثار اغلب جبران ناپذیر آن برای سال های بسیار بر سلامتِ روح و روان جامعه سایه می اندازد.  

بدون شک پایه ی شکل گیری و رشد شخصیتی افراد در جوانی و بزرگسالی از دوران طفولیت و در دامان والدین شکل می گیرد، «جامعه شناسان معتقدند فرد از بدو تولد دارای شخصیت است و با رشد جسمی و روانی در ادوار مختلف زندگی، شخصیت تکامل پیدا می کند. هرگاه استعداد، قابلیت و ذوق هر فرد تحت شرایط محیط پرورش یافته و تربیت شود، فرد شخصیت ویژه ای پیدا می کند.»(1) اما اگر رشد شخصیتی فرد از بدو تولد در جهت مثبت و تکامل انسانی به دلایلی قابلیت نمود نیابد به جای شکل گیری همین شخصیتِ ویژه در درونش به انسانی با عقده ها و خلاء های عاطفی بسیار تبدیل شده، سلامت جسمی و روحی او به خطر می افتد و میزان آسیب پذیری فرد را بالا می برد و بالطبع واکنش های خشونت بار او را در ارتکاب جرم به دنبال دارد. چنین فردی برای خاموش کردن آتش کینه و انتقام خودش نسبت به جامعه ای که بی تفاوت از کنارش گذشته و او را با فقر و تنگدستی رها کرده، اقدام به ایجاد ناهنجاری و ناامنی می کند.   

دیدن کودکان، در گوشه های ورودی مراکز خرید شیک و مدرن؛ یا کنار پیاده روها و خیابان های شلوغ با لباس های مندرس و چهره های کثیف و زرد در حال فروختن شاخه های گل نرگس، کتاب دعا و یا گدایی لذت خرید نوروزانه و آرامش درونی را از یاد می برد و ذهن را به آینده ی موهوم و خطرناک این قبیل کودکان بی گناه در دوران جوانی و سرکشی می کشاند. هنگام تردد در مراکز خرید و پاساژها اگر با دقت نگاه کنیم، برخی از آن ها را می بینیم که وزنه ای برای وزن کردن مردم، روبروی شان گذاشته اند، در حالی که مشغول نوشتن مشق و خواندن درس روی زمین لخت و خاکی هستند، گاهی در همان حالت از فرط خستگی و به احتمال زیاد گرسنگی به خواب می روند و رؤیای دلپذیر و فراموش شده ی کودکی را با آن بازی ها و شیطنت هایش می بینند. اینان کودکانی اند که لذت کودکی را بدون آن که بخواهند و قدرت تغییر داشته باشند؛ در ناملایمات زندگی و شلاق دردناک فقر و فلاکت خانواده هایشان از دست می دهند و در قلب شان به جای پرورش محبت، همدردی و همبستگی و درستی، از کودکی تا آینده ی بزرگسالی، عقده ی بی نیازی همسالانشان را می پرورانند که در آغوش گرم و نرم والدین شان با لباس های تمیز و با ظاهری زیبا از کنار آن ها می گذرند.

اینان کودکانی اند که کار و شرایط بد زندگی شان آنان را از فرصت های دوران طفولیت، استعدادها و هویت شان محروم می سازد و رشد جسمی و روحی شان را به خطر انداخته و یا به اخلاق کودک لطمه می زند. این کودکان بی تردید در معرض آسیب های اجتماعی بیشتری قرار دارند و خیلی زود در دام ناهنجاری های اجتماعی می افتند.

اگر از همه ی کودکان سرزمین مان، آینده ی روشن و روبه پیشرفت می خواهیم باید تدبیر و اتخاذ سیاست های اقتصادی و فرهنگی صحیح از سوی دولتمردان، حمایت قانون و ضابطان انتظامی و قضایی، پشتیبانی و مشارکت مردم را به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر برای حل این مسئله، هم بخواهیم.     

پی نوشت: 1ـ دانش، تاج زمان، مجرم کیست، جرم شناسی چیست، 1388، انتشارات کیهان 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=1571

نظـــرات شمـــا