کد خبر : 1729       تاریخ : 1392/06/02 05:29:08
بی گناهی کودکان، زیر شلاقِ خشم والدین

بی گناهی کودکان، زیر شلاقِ خشم والدین

اغلب مرتکبان جرائم و قربانیان آسیب های اجتماعی در محیط های خانوادگی متزلزلی رشد یافته اند که در آن والدین به دلایلی از جمله عدم شناخت کافی یکدیگر قبل از ازدواج، بیکاری و عدم آگاهی، از روابط مناسب اخلاقی و روانی برخوردار نبوده اند.

دو ماه پیش، زمانی که فاطمه،دختر بچه ای 6 ساله در شهر بوشهر در خانه ای ناامن، مورد شکنجه ی جسمی، روحی و جنسی فردی بیمار قرار می گرفت؛ کدام مرجع انتظامی و قضایی، کدام سازمان و مسئولی و کدام رسانه، از روزهای تلخ این کودک بی گناه و بی دفاع خبر داشت؟ اکنون این کودک در حالی که با نواقص جسمی و اختلالات روحی ناشی از این اتفاق دست به گریبان است، باید برای ادامه ی زندگی در انتظار آینده ی مبهمی باشد که شاید آسیب جسمی اش به مرور زمان برطرف شود اما آسیب روحی و روانی آن اتفاق، ذهن معصوم اش را به خود درگیر کرده و تا پایان عمر آزار خواهد داد.

انتشار خبر این حادثه و دیگر حوادث شبیه به آن در مورد کودک آزاری با انواع و اقسام شکنجه ها که اغلب از سوی والدین طفل و یا نزدیکان کودک انجام می شود، تنها زمانی فرصت ظهور می یابد که قربانیانش در فجیع ترین وضعیت جسمی و روانی قرار می گیرند و یا به کام مرگ می روند. عدم توانایی جسمی و عدم بلوغ فکری طفل در مقابله ی با آزار و اذیت والدین اش موجب می شود تا کودک خود را محق در تنبیه و آزار آنان ببیند بنابراین این گونه مسائل کمتر به اطلاع جامعه می رسد و حتی در مواردی اگر هم نمود بیرونی می یابد، از سوی مسئولان مرتبط برچسب امنیتی می خورد و بررسی و پی گیری وضعیت این کودکان در لابه لای مسائلی همچون نواقص حقوقی و عدم حمایت اجتماعی از سوی نهادهای مسئول در هاله ای از ابهام فرو می رود.

بی گمان آنچه که حساسیت افکار عمومی را نسبت به جرم کودک آزاری برمی انگیزد، توجه به این مسئله است که والدین این کودکان باید از وضعیت روانی مناسبی برخوردار نباشند و یا بنا به شرایط معیشتی، بیکاری، مشکلات اقتصادی، عدم آگاهی، انحرافات اخلاقی و مهم تر از آن اعتیاد به مواد افیونی دست به اَعمال جنایتی نسبت به کودکان شان می زنند. ذهن معصوم این کودکان تا پایان عمر تازگی جنایت وارد شده بر آنان را از یاد نخواهد برد. «بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگ ترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود.» مصداق این بررسی در بزرگترین پرونده ی جنایی پاکدشتِ تهران سال 83 بود که در آن فردی معروف به «بیجه» به بیش از 17 کودک تجاوز کرده و آنان را به قتل رسانده بود. او انگیزه ی جنایت اش را مورد تجاوز واقع شدن خودش و انتقام از بی تفاوتی جامعه عنوان کرده بود.    

آزار کودک تنها به آسیب های جسمی ناشی از سوختگی، کتک زدن، شکستگی استخوان و موارد دیگر منتهی نمی شود. بلکه توهین و تحقیر کودک را نیز باید کودک آزاری و نوع دیگری از آسیب روحی قلمداد کرد. در قانون مدنی ایران آمده که با زنده متولد شدن انسان، فرد، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود به این منظور که حمل (نوزاد) نیز دارای حق تمتع است، مشروط بر آن که زنده متولد شود. در واقع این قانون اهمیت حقوق اجتماعی انسان ها را از بدو تولدشان تا پایان عمر مورد توجه قرار می دهد اما در قوانین دیگری این حق با جایز دانستن «تنبیه» از سوی والدین نسبت به کودکان در ماده 1179 قانون مدنی نادیده انگاشته می شود. یا با اعمال قانون عدم قصاص پدر یا جد پدری در ماده 301 قانون مجازات اسلامی در صورت قتل فرزند، که البته این حق برای مادر فرزند وجود ندارد، علاوه بر جرم زایی، شأن و منزلت انسان ها کم اهمیت جلوه می کند. عمده ترین نقص قانون ما در حمایت از کودکان از آنجاست که به وضعیت و شرایط خاص جسمی و روحی شان توجه نمی شود. قانون گذار در بند 5 ماده 1173 ق. مدنی تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف را از شرایط عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین عنوان می کند تا موجب سلب حضانت هر یک از والدین شود و یا با ذکر موارد دیگر از جمله اعتیاد به مواد مخدر، فساد اخلاقی، ابتلا به بیماری های روانی در این ماده تأیید و اثبات آن را به عهده ی نزدیکان طفل می گذارد در حالی که شرایط پیچیده ی این جرائم و ارتکاب رفتارهای سوء که در محیط خانواده به عنوان حریم خصوصی و از سوی پدر و مادر طفل به عنوان سرپرستان قانونی و اصلی وی انجام می گیرد، چگونه می تواند فرصت حضور بیابد؟ هر چند که در لایحه ی حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که سال 81 تصویب شد، تا اندازه ای به اهمیت حقوق این قشر پرداخته شد و در آن همه ی افراد جامعه به محض دیدن چنین جرایمی به عنوان مدعی العموم حق شکایت یافتند اما با وجود نواقص کلی در قوانین که چند مورد آن در مطالب فوق ذکر شد، این لایحه ی حمایتی نیز زیر فشار نواقص و ابهام ها فرو می رود.     

کودک را باید شناخت؛ رفتار اغلب کودکان در محیط خانواده و با الگو پذیری از رفتار والدین شکل می گیرد. اگر اشتباهی از کودک سر می زند، باید این اشتباه را تفکیک کرد که آیا ناشی از رفتار سوء والدین بوده که اینجا والدین مقصرند نه کودک و یا ناشی از نابالغی و عدم رشد کودک است که دارد مسیر طبیعی رشد و زندگی را می پیماید و این قسم از اشتباهاتش در مراحل تکامل فکری و رشد جسمی اش تکرار نخواهد شد. تنبیه تنها راهکار مناسب برای تربیت کودک نیست. چه تنبیه مورد نظر قانون که حدودش را مشخص نکرده و چه تنبیه عرفی بنا به خواست والدین، روش های نامناسبی اند که شأن و شخصیت انسانی کودک به جای تربیت و پرورش یافتن تنزل می یابد و موجب خشم و کینه ی فراموش نشدنی او در دوران جوانی و بزرگسالی نسبت به والدین و جامعه اش می شود. اجازه دهیم کودکان مان کودکی و شیطنت کنند آنچه به شخصیت کودکان شکل می دهد، رفتار والدین شان است نه تنبیه.

پروفسور کاتوزیان در کتابی با عنوان «نظام حقوقی ایران» به بررسی مبحثی پیرامون تصویب و تغییر قوانین می پردازد. او معتقد است که آنچه که می بایست در نظام حقوقی حرف نخستین را بزند، اخلاق و مذهب است. او اعتقاد دارد آنچه که باید تعیین کننده ی خوب بودن یا بد بودن قانون باشد، عرف و رویه ی رفتاری جامعه نیست، بلکه اخلاقی مبتنی بر عدالت است. چه بسا ممکن است رفتاری در میان مردم یک جامعه عرف و باب شود مانند تنبیه کودکان، در حالی که این رفتار در نظام ارزش ها، بد تلقی شده است. این جا قانون است که می بایست مقابل این عرف بایستد هر چند که این مقابله در نگاه عرف، بد تلقی شود اما در نظام ارزش ها خوب تلقی می شود.

اغلب مرتکبان جرائم و قربانیان آسیب های اجتماعی در محیط های خانوادگی متزلزلی رشد یافته اند که در آن والدین به دلایلی از جمله عدم شناخت کافی یکدیگر قبل از ازدواج، بیکاری و عدم آگاهی، از روابط مناسب اخلاقی و روانی برخوردار نبوده اند. هنگامی که حوادثی چون کودک آزاری اتفاق می افتد، انگیزه ی تلاش و مدیریت پیگیرانه ی مسئولان ما برای بهبود وضعیت مضاعف می شود شاید اگر درصد کمی از این تلاش برای پیشگیری، حمایت، ارائه ی آموزش و فرهنگ سازی به روان جامعه می شد، موثرتربود. اخبار ارائه شده ناشی از بهبود و درمان وضعیت جسمی فاطمه ی 6 ساله است اما از وضعیت روحی او با کدام درمان می توان مطمئن شد؟ مجرمان این پرونده با گذراندن دوران حبس و پرداخت خسارات مادی و یا معنوی از زندان آزاد خواهند شد اما در این پرونده معلوم نیست حضانت فاطمه با وجود نقص قانون و بی تفاوتی پدرش به چه کسی یا کسانی واگذار خواهد شد؟ حضانت فاطمه برعهده ی بهزیستی باشد به صلاح او است یا خویشان اش؟

raghilimehr@yahoo.com


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=1729

نظـــرات شمـــا