ما ، در جهان پيچيده امروز، بي ياري روانشناسان به دشواري مي توانيم نقش انساني خود را ايفا کنيم يعني به دشواري مي توانيم مناسبات انساني با خويش و ديگران را برقرار نماييم.

" /> ما ، در جهان پيچيده امروز، بي ياري روانشناسان به دشواري مي توانيم نقش انساني خود را ايفا کنيم يعني به دشواري مي توانيم مناسبات انساني با خويش و ديگران را برقرار نماييم.

" />
کد خبر : 232       تاریخ : 1380/02/16 21:30
 واقع بيني

واقع بيني

ما ، در جهان پيچيده امروز، بي ياري روانشناسان به دشواري مي توانيم نقش انساني خود را ايفا کنيم يعني به دشواري مي توانيم مناسبات انساني با خويش و ديگران را برقرار نماييم.

ما ، در جهان پيچيده امروز، بي ياري روانشناسان به دشواري مي توانيم نقش انساني خود را ايفا کنيم يعني به دشواري مي توانيم مناسبات انساني با خويش و ديگران را برقرار نماييم. همان طور که گفتم ما امروز در شرايط بسيار دشواري قرار گرفته ايم يعني آن چنان در محاصره انتظارات سودجويانه و اغلب غير انساني ديگران قرار گرفته ايم که خود حقيقي خود را به دست فراموشي سپرده ايم و ناخواسته وارد بازي اي شده ايم که در نهايت هيچ سودي به حال خويش و بشريت نخواهد داشت. يکي از اين مکاتب راهگشا، مکتب گشتالت است اينک مبحث کوتاهي از ديدگاه يکي از بنيانگذاران اين مکتب به نام فريتز پرلز مي خوانيم: اگر بتوانيم به واقع‏بيني برسيم،تحول شگفت انگيزي بوقوع‏ مي‏پيوندد." ناگهان احساس مي‏کنيم که جهان روبروي ماست..."هدف درمان و رشد،از دست دادن هرچه بيشتر"ذهن‏"و رسيدن به‏"حواس‏" خويش است آنگاه به جاي اوهام، ترس‏ها،و تعصبات،خويشتن و جهان همان لحظهء خويش را تجربه مي‏کنيم.
براي انجام اين هدف بايد يک‏"پيوستار هشياري‏" ايجاد کنيم تا بتوانيم‏ به مهمترين کار خويش در زندگي،يعني:اتمام‏"موقعيت‏هاي ناتمام بپردازيم. برايايجاد اين‏"پيوستار هشياري‏" ناگزيريم به آنچه در پيرامون ما مي‏گذرد،آگاه‏ باشيم.نبايد حتي براي لحظه‏هاي هشياري خود را به اين مکان و اين زمان از دست‏ بدهيم.
بهرحال،هشياري ما به‏" اين مکان و اين زمان‏" مي‏تواند ناخوشايند و تهديد کننده باشد،چون ممکن است چيزهايي را ببينيم که نمي‏خواهيم ببينيم.آنگاه‏ ممکن است بکوشيم از طريق گريز به گذشته يا آينده،با تحليل فکري،با اشتغال ذهن‏ در تداعي آزاد و بي‏هدف و در نتيجه تجربه نکردن هيچيک از اينها،هشياري ناخوشايند موجود را دچار وقفه سازيم. پرلز اين راه هاي اجتناب از هشياري موجود را"دور افتادن‏"
مي‏خواند و آن را به صورت دوري جستن يا گريز از واقعيت توصيف کرده است.دور افتادن‏ نشانه هراس از واقعيت است.بيشتر ما ترجيح مي‏دهيم از وضعيت‏هاي ناخوشايند دوري‏ جوئيم و بنابراين از انواع سلاح‏ها و نقابها استفاده مي‏کنيم، اما با اين کار،پيوستار هشياري خويش را دچار وقفه مي‏سازيم،و توجه خود را از" اين مکان و اين زمان‏"پس‏ مي‏زنيم.اين‏" هراس از واقعيت‏" دشمن رشد انسان است.بايستي صرفنظر از آن که‏ مسئله تا چه اندازه دردناک است مجددا توجه و تمرکز خويش را بر حال معطوف نمائيم.


  منبع: http://www.peigham.ir
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=232

نظـــرات شمـــا