کد خبر : 2836       تاریخ : 1392/07/04 10:24:36
 بازگشت

بازگشت

منوچهر آتشی

مگر نه این همه راه آمدم نشانی خانه ی خویش از تو بپرسم؟

بپرسم: از کدام کوچه به میدان کوچک شهر می رسم به

سلام های بی سؤال

و کدام کودک مرا

به سمت نخل کهن سالی می برد

که مثل همیشه نخستین شنونده ی آواز بامدادی نخستین

چکاوک بیدار باشم؟

خودم کاشتمش هسته ی رطبی که نیمروزی تابستانی خوردم

به سایه ی سدری که یادگار زنده ی نیای سومم بود

و ندیده بودمش که بروید که و آبش بدهد کی

اما

خودم کاشتمش

این همه راه آمدم نیامده باشم که پیرزنی تاریک

مرا به کوچه ی بن بستی اشاره دهد به خانه ای که در پشتی اش به گورستان

قدیمی شهری

که روزگاری دور روستای کودکی من بود یک راست باز شود

و من همیشه

در شخم های تازه ی پاییزی همیشه نخستین شنونده ی آواز  بامدادی

نخستین چکاوک بیدار بودم

درنگ کرده برمیله ی بلوری پروازش

آمده بودم از تو نشانی خشت نخستین بپرسم

نه این که بخوانم بر لوحه ی فرسوده ی گوری که

در روز دوم مهر 1310 به روایتی 12 شمسی ناکام و ناگهانی

این همه راه آمدم که کوچه ی قیدیمی پایم را پیدا کنم

و کودکی جدا شود از

جمع بیکارهای میدان

به سمت خواهش چشمم


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=2836

نظـــرات شمـــا