کد خبر : 3502       تاریخ : 1392/07/23 09:27:58
جعبه های خالی پر رؤیا

جعبه های خالی پر رؤیا

نگاهی به نمایشنامه ی "رؤیای آمریکایی"

*مینا درعلی - اصطلاح" تئاتر ابزورد" نخستين بار توسط مارتين اسلين در يك مقاله مطرح شد .اين اصطلاح نه در آن زمان و نه امروز يك اصطلاح عام نيست و در معاني متفاوت به كار مي رود .

حوادث بي علت و منطقي كه معمولا از سر تصادف روي مي دهد،ناممكني نوميد كننده ،تكرار در جريان ها و گفتاري كه عبث بودن را به همراه دارد ،شيفتگي هاي اغراق آميز در عشق و دوستي و انجام امور خاص فردي و جمعي از جمله معاني دريافت شده از اين نوع تئاتر مي باشد .

ابزورد چيزي جدا شدني از روان انسان ها نيست و به نوعي درونيات يك فرد يا يك گروه را مي رساند و بيانگر افراط و تفريط هاي روحي و رواني است .

آلبی یکی از نویسندگان ابزوردی است که در ۱۹ مارس ۱۹۲۸ در نیویورک چشم به جهان گشود. پدر و مادرش هنگام نوزادی او را به خانواده بزرگ و ثروتمند آلبی سپردند. رید آلبی، صاحب چند تماشاخانه بود و همسر مانکن اش از او۲۳ سال کوچک تر بود. شرایط خانواده آلبی به گونه ای بود که ادوارد در ناز و نعمت بزرگ شد و در مدارس گران قیمت به تحصیل پرداخت.

نخستین نمایشنامه ای که ادوارد آلبی به نگارش درآورد "ماجرای باغ وحش" نام دارد که آن را در سال ۱۹۵۸ به عنوان هدیه ۳۰ سالگی به خودش تقدیم کرد. این نمایشنامه ابتدا با بی اعتنایی از سوی تهیه کنندگان امریکایی مواجه گشت، اما پس از چند ماه همراه نمایشنامه "آخرین نوار کراپ" اثر ساموئل بکت ، همان سال در برلین بر روی صحنه رفت. همین مساله موجب توجه بیشتر مخاطبین به این نمایش شد زیرا بکت در آن زمان به عنوان یکی از درام نویسان پیشرو شهرت زیادی داشت و همین موضوع به دیده شدن نخستین اثر یک نمایشنامه نویس جوان کمک می کرد. در عین حال هم زمانی بر پرده رفتن این دو نمایش موجب شد، ادوارد آلبی به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان ابزورد شناخته شود.

پس از این نمایش آلبی درام "مرگ بسی اسمیت" را به نگارش درآورد که مرثیه تصنیف خوان سیاهپوستی را روایت می کند که قربانی تبعیض نژادی شده است. این نمایش هم در برلین بر روی صحنه رفت و با استقبال خوبی رو به رو شد.

آلبی در سال 1961 سومین نمایشنامه خود را با نام "رؤیای امریکایی" منتشر کرد و با اجرای آن در کشورهای اروپایی شهرت بسیاری برای خود دست و پا کرد.

"چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد" و"جعبه شنی "از دیگر آثار وی است .

خلاصه ی نمایشنامه "رؤیای آمریکایی" از این قرار است که خانواده ای آمریکایی به دنبال جانشینی برای فرزند خوانده ی خود هستند که به علت بیماری خاصی مرده است.این خانواده در صددند که مادر بزرگ خانواده را به خانه سالمندان بفرستند و در این میان اتفاق هایی رخ می دهد که معلوم می شود همه ی کاراکتر ها به نوعی در حذف هم و رو کردن بعد پنهانی همدیگر نقش پر رنگی را دارند.

 

"رؤیای آمریکایی" سومین نمایشنامه ی آلبی است که با نگاهی به جامعه ی آمریکا و نقد آن نوشته شده است .آلبی مانند دیگر نمایشنامه نویسان ابزورد سعی می کند که واقعیت انسان را به نمایش در بیاورد البته توجه خود را به سمت توهماتی معطوف می سازد که انسان را از واقعیت  جدا می سازد .

رؤیای آمریکایی نیز از این قاعده مستثنی نیست و ما در طول نمایش با فضا و کاراکتر هایی روبرو می شویم که در عین حال که ادعای اخلاقیات را دارند کاملاً دچار فرو پاشی اخلاق شده اندو دست به اعمالی زده اند که توسط یکدیگر بر ملاو فاش می شود.

آلبی در این نمایشنامه سعی بر این دارد که جامعه  آمریکا را به نقد بکشد و از این رو کسی که مورد ظلم قرار گرفته و نیمی از وجود خود را از دست داده ،به شکل یک آرمانی رؤیایی مطرح می کند ، رؤیایی که در ظاهر می آید تا به فریاد همه برسد .این آرمان آمریکایی به مرد و زن و سایر کاراکتر های نمایش  به گونه ای کمک می کند تا آنها از نیروی شر موجود در اطراف خود نجات یابند .

در این نمایش ما با انسان هایی روبرو هستیم که دچار عذاب وجدانند .آلبی با ایجاد موقعیت های خاص ، وضعیت این آدم  ها را عوض می کند و به نوعی با ایجاد یک موقعیت اگزیستی سعی در معنا بخشی به زندگی بی مفهومی را دارد که کاراکتر ها دچار آن هستند .

مرد جوان درون نمایش، نمادی از جامعه ی آمریکا است . جامعه ای که بر پایه ی مادیات دارد خودش را نابود می کند ، همه معنویات را از بین می برد و زندگی را بی معنا می کند !

هر چند دنیایی که آلبی به آن می پردازد به شکل استعاری از جامعه آمریکا می گوید اما این نگاه تراژیک به گونه ای پرداخت شده که می توان آن را منطبق با هر جامعه ای کرد و این نگاه انتقادی را بر جوامع دیگر نیز ارجاع داد و از آن برای خلق یک جهان فکری مشترک استفاده کرد.

در این نمایشنامه هم مانند سایر نمایشنامه های پوچ گرا ما با عنصر زمان در ارتباطیم، عنصری که توسط کاراکتر ها در حال کش آمدن است. این کش آمدگی به گونه ای است که گویی همه برای زمان بعد دیگری چون آینده را در نظر ندارند و هیچ کدام هم متوجه این واقعیت وحشتناک نیستند که آینده چیزی جز پوچی نیست و بدین لحاظ واقعیت "حال" توسط کاراکتر ها بی معنا و بی مفهوم می شود.(در طول نمایش با صحنه هایی روبرو می شویم که "مامی" بحث های بیهوده و کش داری را بر سر رنگ و نوع کلاه خود با اطرافیان دارد.)

تلاش کاراکتر های آلبی کاملاً منطبق با جهان بینی او هستند. جهان بینی ای که می گوید زیر ساخت های اخلاقی،سیاسی ، اجتماعی آن چنان منهدم شده اند که جامعه ی حال را بی معنا و بی مفهوم کرده اند.

کاراکتر های این نمایش نامه از نسل هایی مختلف انتخاب شده اند. نسل هایی که رؤیا و واقعیت شان توسط نسل های پیشین خود پرده برداری می شود و توسط نسل آینده این واقعیت کاملاً منهدم می شود. از دو نسل میانی و گذشته نسل جدیدی پا می گیرد که پشت پا به همه چیز می زند و با نگاهی مادی گرایانه دنیای گذشتگان را به پایان می رساند. در اواخر نمایش مرد جوان برای پایان دادن به ماجرا می گوید: که پول بهترین وسیله برای ایجاد تفاهمه!

*کارشناس ارشد ادبیات نمایشی

 

 

 

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=3502

نظـــرات شمـــا