کد خبر : 446       تاریخ : 1392/03/30 13:00
خورشید فقیه: اصلاح طلبی با طرح درخواست های منطقی

خورشید فقیه: اصلاح طلبی با طرح درخواست های منطقی

منطقی و عاقلانه آن است که در برخورد با دولت روحانی که احتمالا یک دولت ائتلافی با گرایشات اصلاح طلبانه و میانه روانه خواهد بود، مرتکب همان اشتباهاتی نشویم که در ارتباط با خاتمی شدیم.

بالاخره پس از طی چند ماهِ پر از اضطراب و انتظار و بیم و امید، دکتر حسن روحانی، با حنجره و هنجارهای به ظاهر اصلاح طلبانه سید محمد خاتمی و صد البته با آرای تائید آمیز 18میلیونی مردمِ به تنگ آمده از 8سال سیاست های ویرانگر اصولگرایانِ حاکم بر کشور، به اریکه قدرت اجرایی مملکت نزدیک شد تا با یک پرش 3-2ماهه، خود را به خیابان پاستور تهران برساند و زمام بخشی از امور مُلک و ملت را به دست گیرد.

این که بعد از پایان حاکمیت اصلاح طلبان در سال 1384 که با یک سزارین سیاسی صورت گرفت برمملکت و مردم چه گذشت و شاهد چه حوادث خوب و بدی بوده ایم، موضوع این نوشتار نیست و بهتر همان که یاد و خاطره اش را فقط به منظور تجربه اندوزی خود و آیندگانمان به سینه تاریخ بسپاریم و خویشتن را در هم اکنونمان نظاره گر باشیم، البته با حفظ درس هایی که از آن آموخته ایم تا خدای ناکرده این بار هم در پایان راه با یک کارنامه ی مردودی در منظر و ماوای جهانیان ظاهر نشویم.

روی سخنم در این گفتار، بیشتر با آن هایی است که در سال 84فقط 10تا 12سال داشتند وکم خبر و کم اطلاع از آنچه در آن ایام گذشت و اکنون تبدیل شده اند به جوانان برومند 18 تا 20ساله ای که سرشار از احساس و انباشته از نیازها و آرزوها و مطمئنا با کوله باری از دانشی که اگر با تجربه ی پیران و پیشینیان شان درهم آمیزد، می توانند حال و آینده ای روشن و پُر از امید و نشاط را برای خود و اسلاف و اخلافشان رقم بزنند.

سئوالی که این سال ها و به کرات از نو آمدگانِ عرصه های اجتماعی کشور می شنویم، این است که : چرا و چگونه پدید آورندگان نهضتِ امید بخش و مسرت زای اصلاح طلبی سال 76ایران، در سال 84، خود و مملکت را دو دستی تقدیمِ تقدیرِ رقم زده شده از سوی اصولگرایانی کردند که حاصل کردار و گفتار 8 ساله شان فقط یأس بوده است و یک افسردگی مزمن اجتماعی؟

به باور من، یکی از علت های اصلی بروز چنین اتفاقی، در وهله اول، نشناختن وزن و توان دولت اصلاحات خاتمی در معادلات و ساختارهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران توسط دوستاران اصلاحات و به طور کلی بوجود آورندگان نهضت اصلاح طلبی ایران بود. به همین جهت، قبل از آن که بحران آفرینی های هر روز 9بحران اصولگرایان باعث تضعیف و نا کارآمدی دولت اصلاحات بشود، فشارها و مطالبات بیش از حد توان دولت از سوی طرفداران آن بود. یعنی در واقعیت امر، خاتمی و دولت او، مچاله شده در چنگالی بود که یک سویش اصولگرایان و سوی دیگرش خود اصلاح طلبان قرارداشتند. بنابراین و با چنین تجربه ارزشمندی که از گذشته کسب کرده ایم، منطقی و عاقلانه آن است که در برخورد با دولت روحانی که احتمالا یک دولت ائتلافی با گرایشات اصلاح طلبانه و میانه روانه خواهد بود، مرتکب همان اشتباهاتی نشویم که در ارتباط با خاتمی شدیم. اجازه دهیم تا دولت، به جای پریدن از روی دره های خطرناک پیش روی و پذیرش ریسک پرت شدن در ته دره، فرصتِ یافتنِ راه هایی بی خطرتر برای رسیدن به مقصد پیدا کند. ولی با این وجود، هرگز هم نباید با گذشتن از مطالبات به حق و قانونی خود، راه خانه را پیش گیریم و منتظر بمانیم که دولت با از بین بردن فرصت های موجود و مماشات با صاحبان قدرت، ما و خواسته هایمان را نادیده انگارد. پیوسته باید در زیر ذره بین ما و پاسخگویمان باشد، اما با شیوه های منطقی و معتدلانه.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=446

نظـــرات شمـــا