کد خبر : 47305       تاریخ : 1394/06/24 12
از این نماینده تا آن نماینده/طنز

از این نماینده تا آن نماینده/طنز

یک آدم جالب به نام احمد توکلی در کشور وجود دارد که از ابتدای خلقت تا به حال نماینده مجلس است. ایشان اخیراً فرموده‌اند: «احمدی‌نژاد اصلاً صلاحیت ندارد.» همین شخص محترم از جمله کسانی است که با «اوسوم» اصولگرایی پاتیل مملکت را به هم زدند تا از توی آن احمدی‌نژاد بیرون بیاید.

اسماعیل منصورنژاد
آقای پزشکیان نماینده مجلس درباره بررسی متن «برجام» (یا برجات) و کلاً متن توافقنامه هسته‌ای توسط نمایندگان مجلس گفته: «برخی متنی را که نمی توانند بخوانند، می‌خواهند بررسی کنند.» آخه برادر من، اگر می‌توانستند بخوانند که بررسی‌اش نمی کردند. می‌خواهند بررسی کنند که تویش چی نوشته و عکس هم دارد یا نه. شما حداقل بگذارید آنها متن را بخوانند تا دفعه بعد هرگاه خواستند اعتراضیه بنویسند، به جای NPT ننویسند MPT . یا در جلسه از آقای عراقچی نپرسند که پس از توافق ژنو، به ازای تعطیلی هر سانتریفیوژ، چند نفر از حوزه انتخابیه‌ نطنز بیکار می‌شوند. اگر حداقل یک بار این متن را بخوانند، دفعه بعد می‌فهمند که سانتریفیوژ تشت گچی نیست که حتماً یک فحله باید مدام آن را به هم بزند تا گچ نمیرد و اگر خدای نکرده گچکاری تعطیل شد، کارگر هم بیکار می‌شود.
یک نماینده مجلس به نام سلطانی هم پریده وسط حرف منتقدین بابک زنجانی و فرموده «بابک زنجانی متحول شده.» صد هزار شکر. ولی القصه: قدیم‌ها یک همولایتی داشتیم به نام «غلومشاه» که اگر نگوییم کمتر، در حد همین نماینده محترم پاسخگو بود. یک روز پدرش از غلومشاه می‌پرسد: «غلو! اوت سی خر دا؟» (یعنی به الاغ آب دادی؟) غلومشاه هم که مدتی در شهر کارگری می‌کرده و برخی اصطلاحات را می‌فهمیده، جواب می‌دهد: «آره». پدر غلومشاه هم که کلاً نمی‌فهمیده «آره» یعنی چه، می‌گوید: «آره» که مِیگَی یعنی «ها» یا «نه»؟ حالا حکایت بابک زنجانی که «متحول» شده است. «متحول شده» یعنی چه برادرجان؟ یعنی پولها را پس می دهد یا نمی‌دهد؟ یعنی بنده هم که به بانک بده‌کارم، ماه آینده بروم بانک و بگویم «متحول شده‌ام»، مشکل حله و از پرداخت اقساط معافم؟
عجله کار شیطان است. هنوز حرف این نماینده محترم تمام نشده بود که جراید نوشتند: «بابك زنجاني زير همه‌چيز زده است.» بنده نمی‌دانم چطور می‌شود در آن واحد زیر «همه چیز» را زد و این که «همه چیز» شامل چه چیزهایی می‌شود و اصولاً ابعادش تا کجاست و با دست زیر آنها می زنند یا با پا، ولی همین جمله نشان می‌دهد که طرف تازه «متحول» شده که بزند زیر همه چیز.
یکی از نگرانی‌های عده‌ای در داخل، کلاً خلقت زن است. گاهی وقت‌ها آن قدر روی این موجود زووم می‌کنند و طوری اظهار نظر می‌فرمایند که آدم به نتیجه می‌رسد به فرض محال اگر خداوند زن را خلق نمی‌کرد، عده‌ای شبها با خیال راحت می‌خوابیدند. ولی جای شکرش باقی است که آقای عبادی نماینده مردم «بیرجند، خوسف و درمیان» بالاخره یک نقطه امیدی در جهان پیدا کرده و فرموده: «زنان اروپا عاشق سبک زندگی اسلامی ایرانی‌ها هستند.» البته آن طرف ماجرا هم عده‌ای نگرانند که چرا زنان ایرانی به شیوه «غربی‌ها» رفتار می‌کنند.
یک آدم جالب به نام احمد توکلی در کشور وجود دارد که از ابتدای خلقت تا به حال نماینده مجلس است. ایشان اخیراً فرموده‌اند: «احمدی‌نژاد اصلاً صلاحیت ندارد.» همین شخص محترم از جمله کسانی است که با «اوسوم» اصولگرایی پاتیل مملکت را به هم زدند تا از توی آن احمدی‌نژاد بیرون بیاید. همین شخص جالب قبلاً گفته بود: «اضطراراً در انتخابات 88 به احمدی نژاد رأی دادم.» یعنی آن وقت‌ها هم می‌فهمیده که صلاحیت ندارد، ولی «اضطراراً» به او رأی داده که اصلاح‌طلبان رأی نیاورند. مثلاً اگر اصلاح‌طلبان رأی می‌آوردند، قرار بود چه اتفاق ناخوشایندی بیفتد که در دوره احمدی‌نژاد نیفتاد؟ درست است که اصلاح‌طلبان نمی‌توانستند طی چهار سال مملکت را شخم بزنند، پول مملکت را به دستمال کاغذی تبدیل کننند، دنیا را علیه ما بسیج کنند، روزی یک «کاغذ پاره» در سازمان ملل علیه مملکت به تصویب برسانند، چند تا از اطرافیان رییس جمهور را مزین به پرونده فساد مالی بکنند و بفرستند زندان یا بازداشتگاه، سقف اختلاس و دزدی را از استاندارد جهانی بالاتر ببرند، دکل چندهزار تنی را با ارتفاع 80 متر گم و گور کنند و باند و برج مراقبت فرودگاه قشم را هم به یک نفر بفروشند؛ و گرنه «اضطرار» یعنی چه برادر؟ یعنی چون اصلاح‌طلب‌ها نمی‌توانستند از این معجزات بکنند، «اضطراراً» به احمدی‌نژاد رأی دادید؟ همین دولتی که به خاطر «اضطرار» جنابعالی هرکاری دلش خواست انجام داد و دست آخر مملکت را چپّه کرد و داد تحویل روحانی، کم مانده بود ساختمان ریاست جمهوری را هم بفروشد. خدا وکیلی دو ثانیه بنشین و فکر کن که «اضطرار» یعنی چه اخوی؟ الان هم که فرموده‌اید «احمدی نژاد اصلاً صلاحیت ندارد»، به خاطر این است که به قول برادر رحیم‌مشایی «دوره‌اش تمام شده» و خودتان فهمیده‌اید به درد نمی‌خورد. ولی خوش انصاف، همین شخص همه‌تان را نجات داد و اگر او نبود، مجبور بودید «اضطراراً» هشت سال یکی دیگر را تحمل کنید که درد بیشتری داشت. حداقل نمک می‌خوری، نمکدان را نشکن.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=47305

نظـــرات شمـــا