کد خبر : 474       تاریخ : 1392/04/02 11:15
گزارش پیرزن از دلخوشی مردم

گزارش پیرزن از دلخوشی مردم

موو بوي غومضا ، سر همچي با هم دعوا و جنگ و مرافه داريم. از خوراك بگير تا فوتبال تا تلبزيون تا همي انتخاوات شورا و رئيس جمهوري، اصلا بوي غومضا ابليسيين كه لنگه ش تو دنيا ني.

موو بوي غومضا ، سر همچي با هم دعوا و جنگ و مرافه داريم. از خوراك بگير تا فوتبال تا تلبزيون تا همي انتخاوات شورا و رئيس جمهوري، اصلا بوي غومضا ابليسيين كه لنگه ش تو دنيا ني. مو خو روز اول سيش گفتم: مو مي خوام سي آدمي راي بدُم كه عاقل باشه ، بالغ باشه. چنگ تو چيش مردم  نزنه، چنگ تو چيش دنيا نزنه. سيش گفتم: تو مي خي سي كي راي بيدي؟ گفت: نمي گُم. گفتم: قره بيگي وختي مردم اومدن پُي صندوق راي و راي خوشون دادن اوخت تكليف تو هم معلوم مي شه.

آغا زد و مردم همت كردن و راي دادن و همي آغي شال سفيدو راي اُورد. حضرت عباسي كاردش بزدي ، خينش در نمي اومد. شو شنبه صدي كل وبُنگ تو ولات پيچيد. سيش گفتم: عصات بسون تا بيريم ما هم سي خومون سيل مردم كنيم.درد سرتون ندم عصامون اسديم ،پاپُيك رفتيم تا ميدون ايمام.رفتيم تا غلغله آدمن. بچه، زن، مرد، جوون، پير رخته بيدن تو هم و بزن و برقص راه انداخته بيدن كه بيو برسيل. بوي غومضا گفت: اينا خو مردم نيسن.گفتم: پس مي خي بيكي فتو شاپن.خو مردمُن نه. اينا همي مردمين كه تو قبولشون نداري.گفت: پليس بُيد بيفته تو اينا تا، ئي كارا نكنن. گفتم: پليس اي كارا نمي كنه. پليس هم از مردمن . اداره پليس هم بچه مردم توش خدمت مي كنن. سي چه بزنه سي مردم كه صبا گرفتاري سي خوش درس كنه. خلاصه بچه ها تو ميدون آروم و قرار نداشتن از دل خوشي.وختي رفتيم خونه، بوي غومضا هم تا صبح پَل پَل مي كرد و آروم و قرار نداشت.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=474

نظـــرات شمـــا