کد خبر : 5725       تاریخ : 1392/08/26 14:05
دندون مصنوعی

دندون مصنوعی

تو کیچه، میشتی رقیه دیدُم داره میاد هلِ خونَمون و چیلشم پره خندن.گفتم: چتن ؟ انگاری افتادی ری خنده، نکنه اهل اونا زدنت.گفت: عامو از اهل اونا بدتر زدنُما.گفتم: چه بیده؟ گفت: بیل تا بیام داخل سیت تعریف کُنم. قلیونی چاق کردیم ، نشستیم سیمون تعریف کرد.

تو کیچه، میشتی رقیه دیدُم داره میاد هلِ خونَمون و چیلشم پره خندن.گفتم: چتن ؟ انگاری افتادی ری خنده، نکنه اهل اونا زدنت.گفت: عامو از اهل اونا بدتر زدنُما.گفتم: چه بیده؟ گفت: بیل تا بیام داخل سیت تعریف کُنم. قلیونی چاق کردیم ، نشستیم سیمون تعریف کرد.

گفت: یه چند مدتی ناخدا احمد زار صفر، پسینا از توکیچه که رد می شد می دیدُم دسمال سفیدی ری دهنشه.سلام می کُردم ، سر تکون می داد که جواب سلامم بده.تا ایکه یه روزآخری گفتم: ناخدا سلام .دیگه سر تکون نداد گفت؟ علیکُم سلام.شطوری؟ بعد فهمیدم که همه دندوناش کشیده که بره دندون عملی بیله.

یه رو، بَرحسب اتفاق، مو و بوای بچه هام رفته بیدیم دندون پزشکی. سی کردیم تا ناخدا احمد هم نشسته ری صندلی دندون پزشکی.دکتر ازش پُرس می کرد ناخدا خوبه دیگه؟ راحتی؟ ناخدا هم چیلش فچ می کرد، دندوناش می زد قد هم، می گفت چق چق چق. بعدش چک و چیلش زُر و دُر می داد می گفت دستت درد نکنه آغای دکتر علد علد شد. ناخدا احمد یه آدم لاغر مُردنی بید. همیشه هم استخون کولش از زیر جومش می زد در. لباس نویی همو روز بر کرده بید.همی جوری که ناخدا احمد سیل تو آینه می کرد و دکتر هم پرس و سوالش می کرد، دیدم یه چی، مث باشه خوش انداخت ری ناخدا احمد و دوتا پنجِه هاش انداخت دور لپ ناخدا احمد و زور داد. ناخدا احمد غاره می داد و آخ آخ می کرد و می گفت: چه می کنی؟ چیلم پاره کردیا ؟ سیل کردیم تا زنشن و دندون عملی ناخدا احمد از تو دهنش می کشه در. بعد در اومد گفت: بدبخت تو نون شو نداری، می ری پیل قرض می کنی دندون عملی بِیلی که بیری زن بسونی ؟ مگه مو میلِمت.

خلاصه دندون نهاد تو جیبش و در رفت. دکتر گفت: پول دندون چی می شه ؟زن ناخدا گفت: برو از زن نوُش بسون، تا هشتا بشی دنون نو سی پیرمردا نیلی تا برن زن بسونن.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=5725

نظـــرات شمـــا