کد خبر : 6437       تاریخ : 1392/09/13 09:29:08
آش نذری

آش نذری

شو عاشورا، سکینه عباس اومد پُی سرم .گفت: بیو والله سی خومون بیریم شمع زنی.ما روسریمون سر کردیم و اُو وچی هم نهادم سی بوی غومضا و راه افتادیم و رفتیم.خیابون و مسجد و کیچه ها شلوغ که جا و راه نبید. موتوریا هم مث تیر شهاب کر آدم رد می شدند.

شو عاشورا، سکینه عباس اومد پُی سرم .گفت: بیو والله سی خومون بیریم شمع زنی.ما روسریمون سر کردیم و اُو وچی هم نهادم سی بوی غومضا و راه افتادیم و رفتیم.خیابون و مسجد و کیچه ها شلوغ که جا و راه نبید. موتوریا هم مث تیر شهاب کر آدم رد می شدند. ماشینا صدی بلند گواشون بلند نهاده بیدن و نوحه پخش می کردن. دخترا و پسرا هم خو هر کموشون صد قلم آرایش کرده بیدن و انگار اومده بیدن عروسی. یادم میاد جوون که بیدیم تو ماه محرم فاطمه حسینعلی یه کم کوچیکی صورتش بند انداخته بید همه می گفتن: چیلش کج میشه تا چهل روزم کسی باش حرف نمی زد.حالا کار نداریم دنییکو عوض شده . خلاصه مطلب تا صبح پای منبرا و مساجد زُر ودُر می خوردیم.صبحدم که تموم شد سکینه گفت: امسال بید آش چهار محل داشته باشیم.گفتم : حالا سی مروا سالی از یه محلی یه کاسه آشی بسون.آش چهار محلی  سی چتن؟گفت: نه جونا، میلیم اش تو فریزر، یه خوردش هم بیسی می کنم سی دخترم تو شیراز و سی پسر عاموم تو تهرون.گفتم: عامو ول کن نساز همچی . بیا بریم بخوسیم تا صبح بیدار بیدیم.گفت: نه الا و باالله مو باید آش چهار محل بسونم .آغا اول رفت دم محل بهبهونی.التماس والتجا تا دوتا کاسه آش گت دادنش. حالا بعد چقه لو پر توک و نیو خوردن .گفت: ای والله تو هم برو  دو کاسه دیگه بسون.گفتم: عمرا اگه مو برُم.روسریش در آورد و با مینار رفت که نشناسشن. اونجا هم دوتا کاسه آش اسد.اینا همه امانت می نهاد یه جُی که بعد بره بیارتشون.اومدیم دهدشتی هفت هشت ده تا کاسه هم از محله دهدشتی اسد .تو خیابون برخورد کردیم  با آقای سمندری .سکینه عباس گفت:آقای سمندری یه صوابی تو شو عاشور بکن ، بخاطر غریبای دشت کربلا . اقای سمندری گفت: چنن؟ گفت: هیچ بیو آشا سیمون ببر خونه.او بدبخت هم تو چکنم و چه نکنم گیر کرده بید و روش نشد  بگه نه گفت: باشه در خدمتیم.اسدیم رفتیم خونه تا یه دیگ گُتی هم از جفره سیش بیسی کردن.دو تا دیگ  هم از مسجد جبری سیش آش اُوردن.

بعدش هم گرفتیم خوسیدیم.صباش زنگ زد سی ما.گفت: دی غومضا  فلیزرت جا نداره؟مو نمیفهمم آشا چشون کنم؟زنگ زدم شیراز میگن آش سیمون آوردن جا نداریم .تهرونیا هم جواب نمیدن.

سرتون درد نیارم .دو رو بعدش بوی ترشال آش تمام کیچه ورداشته بید.سکینه هم مجبور شد هر چی آشن ، بریزه دله خمامی.

آبان 92


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=6437

نظـــرات شمـــا

سعیده گفت:
لطفا بگین غومضا یعنی چه ؟ هر چه میخونم نمیفهمم
1392/10/09