کد خبر : 7861       تاریخ : 1392/10/17 14:10
کوچیکی فکر

کوچیکی فکر

مو بیدم ودی خدر و عروسش و بچش که هاسی ماشین می رُند. رسیدیم نزدیکیای بندر ریگ. دی خدر گفت: ویسین، ویسین.گفتم: چتن؟ چه می خی؟ دس به اُو داری؟ دی خدر گفت: نه، نه می خوام دومَن بشم سیل ئی دیمیتا کنم.گفتم: کُمو دیمیتی؟

مو بیدم ودی خدر و عروسش و بچش که هاسی ماشین می رُند. رسیدیم نزدیکیای بندر ریگ. دی خدر گفت: ویسین، ویسین.گفتم: چتن؟ چه می خی؟ دس به اُو داری؟ دی خدر گفت: نه، نه می خوام دومَن بشم سیل ئی دیمیتا کنم.گفتم: کُمو دیمیتی؟ گفت: همینا که دم جاده رقاط کردن.می خوام دسشون بزنم بینیم دیمیتن یا مجسمه؟گفتم: سی چه می خی بفهمی؟ گفت: شک ورم داشته باشه که اینا خوش خوشکی سوز شده یا کاشتنش.رفت دومن ، دس دم درختا کرد اومد گفت: اینا خو همشون خشک شدن.اول گمون کردم مجسمه باشه،گفتم شُید می خوان ئی مجسمه ها بیلن که بگن ئی صحرا ایقه کم اُووِن که دیمیت توش نمی تونه پا بیگیره. تا مسافِری که رد می شن بفهمن چقه مردم ئی ولات سختی می کشن.پسرش گفت :شما دوتا چتونن، پلورده می کنین؟ اینا عامو مسئولیِ گناوه سی قشنگی کِرِجاده کاشتنا.دی خدر گفت: آخه یه خوردی پیش خوشون نگفتن که ئی زمین شوره زار نخل توش سوز نمیشه؟ سی چه پیل حروم می کنن؟ پسرش گفت: دی تو عجب حرفی می زنیا. کی پرس کی کنه. هِلِ حروم چننا. سه هزار میلیارد پا در میاره میره معلوم نی کجا، بعد بیان پرس کنن که سی چه ئی درختا کاشتین.یه بودجه ای اومده بُید خرج بشه. اولش دُمبِِل دیمبو راه می اندازن. نوار و قیچی میارن، افتتاح می کنن.دو روز اول همه چی دُرسن. بعدش دیگه میره دس خدا. دی خدر گفت: آخه نبُید فکری ، آهزاری باشه که اگه ئی صحرا توش نخل سوز می شد ، بوی بوی بواهاشون توئی صحرا نخلسون دُرُس می کردن تا نون و اووی سیشون دُرُس بشه؟پسرش گفت:دی سی مو بگو فکر یانی چه؟ دی خدر گفت: فکر همون که از تو عقل در میاد. پسرش گفت: خو دیگه ولش کن .چُی سی خوت بیریز بخور که نزدیکیای گناوه هسیم.

آذر 1392


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=7861

نظـــرات شمـــا