کد خبر : 78747       تاریخ : 1395/08/24 12:10:41
فرار از مدرسه

فرار از مدرسه

کلیپی دیدم که در آن یک دختر کوچولوی دبستانی در دوبلین ایرلند زنگ زده به شرکت تخریب ساختمان و گفته بروید مدرسه ما را خراب کنید. او اصرار کرده که حتما معلم ها هم توش باشن!

عبدالرسول عمادی
کلیپی دیدم که در آن یک دختر کوچولوی دبستانی در دوبلین ایرلند زنگ زده به شرکت تخریب ساختمان و گفته بروید مدرسه ما را خراب کنید. او اصرار کرده که حتما معلم ها هم توش باشن!

این احساس دخترک اروپایی را برخی فیلسوفان اروپایی هم داشته اند و پیشتاز همه آنها ایوان ایلیچ است که در وین متولد شده و در ایتالیا تحصیل کرده است.

او هم مانند دخترک دوبلینی معتقد به خراب کردن مدرسه است البته نه حتما بر سر معلم ها بلکه او می گوید که معلم ها را هم از دست مدرسه نجات بدهید.

فلاسفه بسیاری در طول تاریخ تعلیم و تربیت خواهان اصلاح در نظامهای آموزشی بوده اند اما ایلیچ تنها فیلسوفی است که معتقد به برچیدن مدرسه است.

ایلیچ در کتاب خود با عنوان: "مدرسه زدائی از جامعه" ایده تعطیلی تمام مدارس برای همیشه را مطرح کرده است. او درس خوانده کلیساست. در دانشگاه نیز شیمی و سپس فلسفه خوانده و از پنجاه سالگی به نشر اندیشه هایش رو آورده است.

او معتقد است كه آموزش اجباري در قالب قوانين و ساختار اجباری و نامنعطف مدرسه و دانشگاه موجب افزایش حرص دانش اموزان و دانشجويان در رسيدن به مدارك مي شود بدون اينكه چيزي به دانش و مهارت عملي آنها اضافه گردد و دولت ها هم با اموزش اجباري و حتي رايگان باعث مدرك گرايي و گسترش بی لیاقتی در ميان تحصيل كردگان مي شوند.

ایوان ایلیچ در کتابش می گوید آموزش کلیشه ای مدارس باعث می شود تا شاگردان بیش از آن که محتوا برایشان مهم باشد فرآیندها اهمیت پیدا کند به جای آن که محتوای مساله و پاسخ اهمیت داشته باشد راه حل را مهم بدانند آنان به جای این که امنیت را مهم بدانند در اثر آموزه های مدرسه پلیس را مهم می دانند و به جای این که به حفظ توانایی های خود تا آخر عمر بیندیشند به خدمات مددکاران اجتماعی و بیمه ها فکر می کنند.

واقعا آیا مدرسه این گونه است که ایلیچ می گوید؟

به عبارت دیگر آیا آن گونه که به یک مدرسه ایده آل می اندیشیم و اصلاح طلبان نظام های تعلیم و تربیت فکر می کنند نمی توان مدرسه ای داشت که ایده آل های ایوان ایلیچ را محقق کند؟ و آیا روح مدرسه با آزادی اراده و خلاقیت در تناقض است؟

حتما ایلیچ درست نمی گوید زیرا او مدرسه را مطلقا زندان پنداشته است. زندانی که اراده آدمی را به بند می کشد اما مدرسه منطقا و مطلقا اینگونه نیست.

ما هم می بینیم که در پشت ماشین های گران قیمت نوشته اند حاصل فرار از مدرسه.

ما هم می شنویم که آن که مدرسه را دو دستی چسبیده اکنون پوشه ای دارد و آن که از مدرسه فرار کرده پورشه ای!

از همه مهم تر ما کسی را در تاریخ فلسفه خودمان داریم به نام امام غزالی که از مدرسه به تعبیر زرین کوب فرار کرده و به بنای شیشه ای فلسفه زمانه خودش سنگ هم زده است و شاید اگر در زمان غزالی لودر بود او قرن ها قبل توصیه دختر دوبلینی را عملیاتی می کرد.

با همه نقدی که همه ما به مدرسه داریم اما کمتر کسی از ما در ثبت نام فرزندش در مدرسه تردید می کند و در جایی مثل تهران گاهی بزرگترین دغدغه تمام عمر یک آدم پیدا کردن مدرسه مناسبی برای ثبت نام فرزندش است.

گفتم مدرسه مناسب!

مدرسه مناسب چگونه مدرسه ای است؟

مدرسه مناسب از نظر والدین مدرسه ای است که در آن بچه آنها به فساد اخلاقی دچار نشود و درس را هم به حدی بخواند که در کنکور در نهایت موفق شود. اگر مدرسه ای این خصلت را داشت مدرسه مناسبی است از نظر والدین.

اما این مدرسه دقیقا همان کارهایی را می کند که ایوان ایلیچ می گوید بچه را محتاج و نیازمند و وابسته بار می آورد و امیدوار به این که دستش را نهایتا به ضریح درآمدی بی دغدغه فکر و اندیشه و مهارت و خلاقیت بند کند.

مدرسه مناسب از نظر اسناد بالا دستی کشورها هم دست یافتنی نیست مثلا مدرسه ای که یک کودک انسانی را در نهایت خلیفه الله کند.  چون مدرسه هایی که این گونه خلیفه هایی را پرورش می دهند هم دیده ایم که گاهی خلیفه هایشان چیزی می شود مثل ابوبکر بغدادی...

در زمان هایی که مدرسه های رسمی مثل الان نبود اگر معلمی در گوشه ای از جهان بود شاگردانی از گوشه هایی دیگر از جهان می رفتند و در کلاس درس او حاضر می شدند.

مهاجرت های بسیاری از علمای بزرگ ما در نوجوانی و جوانی با عسر و حرج و سختی هم برای درک محضر معلمان برگزیده خودشان بوده است.

اکنون هم مهاجرت نخبگان از کشورهای عقب مانده به سمت کشورهای پیشرو در علم به همین علت است.

البته آقای ایوان ایلیچ درست می گوید وقتی که مدرسه شاگردان را دسته ای و فله ای می بیند و معلم ضبط صوت محفوظات است و برنامه آموزشی یعنی نشستن بر روی نیمکت ها پشت ها به میز و دست ها به زانو و کتاب هم محتوای مقدسی پنداشته می شود که مفسر رسمی اش معلم است.

آقای ایلیچ درست می گوید. کبوتر را هم اگر چند روزی بالش را بستید پرواز را از یاد می برد.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=78747

نظـــرات شمـــا