کد خبر : 8548       تاریخ : 1392/11/03 09:19:12
قانون

قانون

بچه ی دی رضا آدم صاف صادقییِن.چن روز پیش تو اداره سیشون کلاس نهاده بیدن.درسشون هم مبارزه با پولشویی بیده.گفته بیدن بلای مملکت ما پول شویین.آدِمی پدر سوخته پیل شوری می کنن .شما هر وقت دیدین کسی پول شویی می کنه فورا بُید مچش بیگیرین ،بسپارینش دسِ قانون تا قانون پدر صاحب پول شور در بیاره.

بچه ی دی رضا آدم صاف صادقییِن.چن روز پیش تو اداره سیشون کلاس نهاده بیدن.درسشون هم مبارزه با پولشویی بیده.گفته بیدن بلای مملکت ما پول شویین.آدِمی پدر سوخته پیل شوری می کنن .شما هر وقت دیدین کسی پول شویی می کنه فورا بُید مچش بیگیرین ،بسپارینش دسِ قانون تا قانون پدر صاحب پول شور در بیاره.

بچه ی دی رضا ، مدام هوشوار بید که مچ ئی آدما بیگیره.یه روز ، شور و شین تو ولات در می گیره. مردم سیل می کنن تا بچه ی دی رضا کنگیزه یکی گرفته وکِشِ تُرِش می کنه و مردک هم تقلا می کنه که خوش از دسش در بیاره و در بره.

بچه ی دی رضا  چنون می کشیدش ری زمین ولو و پرتوکش می کرد که بیو بر سیل.او بکش ای بکش.

مردک می گفته: می چه کردم؟ چه گُنِی ازم سرزده که ایجوری سرم میاری؟ بچه ی دی رضا می گه : چه کردی؟ بگو چه نکردم. اقتصاد مملکت بهم زدی، خیانت کردی، جنایت کردی .همی شما هسین که مملکت وا می پیچونین. بعدش می گین چه کردم. مملکت قانون داره ، حساب وکتاب داره، موری هم که تو مملکت پردربیاره وبخواد فضولی کنه قانون حسابش می رسه.بلایی سرت بیارن که دعفه دیگه بفهمی یه من دوغ چن مَن کره داره.یاالله دو بزن تا بدمت دس قانون. زور الکی هم نزن. خیال هم نکن که از دس قانون می تونی در بیری. مردک می گه: والله ، بالله مو گُنی ندارم. تو مو با یکی دیگه عوضی گرفتی. بخدا مو آدم بدبختی هسم. از صُب تا شو جون می کنم کِلِ نونی دربیارم سی زنِ بچَم. بخدا اگه مو صول وگمونم برسه که کاری کرده باشم.

خلاصه. مردک تُرتُرتُر، می کشه، می بره نظمیه.اونجا میدتش دس نظمیه. میگه: آغا یه خلافکار بزرگ گرفتم. میگن: چه کرده؟بچه ی دی رضا در میاد میگه:آغا ئی فلان فلان شده پول شویی می کرد. مردک می گه: بخدا مو کاری نکردم.بچه ی دی رضا می گه: روز روشن خلاف کردی بعد می گی مو کاری نکردم.خُم دیدم پول شویی می کردی. رئیس نظمیه می گه: خب بفرما که این آغا چطور خلاف می کرده؟ بی زحمت برای ما سیر تا پیازش بگوتا پرونده اش تکمیل کنیم بفرسیمش عدلیه. بچه ی دی رضا می گه: بنده داشتم رد می شدم ، ئی آغا هم دیدم نشسه دم اُو. دزدکی هم ای هل و او هلش سیل می کرد. تو دل خم گفتم: ئی که ای کارا می کنه مشکوکن. آسا،آسا، رفتم هلش بالِی سرش رسیدم تا ها، داره پولشویی می کنه. قشنگ پیلاش در می اُورد، یکی یکی تو اُو می زد و می شست. همونجا مچش گرفتم .سیل کنین چقه رنگشم زرد شده از کار خلاف! مردک گفت: عامو بخدا کیف پیلی مو، افتیده بید توجوغ اُو لجنی.مو هم دم اُو نشسه بیدم، پیلم که چپل شده بید می شستم. ئی گنان؟...

دی ماه 1392

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=8548

نظـــرات شمـــا