کد خبر : 8549       تاریخ : 1392/11/03 09:21:37
اندرزهایی از قابوس نامه برای زندگی

اندرزهایی از قابوس نامه برای زندگی

این هم می تواند از شوربختی ملتی باشد که از گنجینه های ارزشمند معنوی برخوردار باشد و به دلایل متعدد از جمله آموزش های غلط، از این گنجینه ها بی بهره بماند وهر روز بیشتر از دیروز زندگی اش فقیرتر و حقیر تر شود. یکی از گنجینه های ارزشمند ما کتاب «قابوس نامه» اثر «عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار» از هفتمین پادشاه خاندان زیاری است.

این هم می تواند از شوربختی ملتی باشد که از گنجینه های ارزشمند معنوی برخوردار باشد و به دلایل متعدد از جمله آموزش های غلط، از این گنجینه ها بی بهره بماند وهر روز بیشتر از دیروز زندگی اش فقیرتر و حقیر تر شود. یکی از گنجینه های ارزشمند ما  کتاب  «قابوس نامه» اثر «عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار» از هفتمین پادشاه خاندان زیاری است. مقاله ارزشمندی توسط دکتر مریم پرهیزکاری و راضیه مقربی راد درباره سبک زندگی اسلامی در قابوس نامه در همایش سبک زندگی اسلامی ارایه شد که بخشی از آن تقدیم حضور خوانندگان عزیز می شود.

« عنصر المعالی،  از سال ۴۴۱تا ۴۶۲ ه.ق در منطقه ای به نام کوهستان حکومت می کرده است. این خاندان در قرن چهارم و پنجم هجری در شمال ایران به خصوص گرگان و طبرستان و گیلان و دیلمان و رویان قومس و ری وجبال حکمروایی داشته اند (یوسفی۱۳۷۸ : ۹). عنصر المعالی قبل از رسیدن به پادشاهی هشت سال به ندیمی سلطان مودود  و - دختر سلطان محمود غزنوی همسرش  بوده- (یوسفی ،۱۳۷۸: ۹) از او پسری به نام ((گیلان شاه)) داشته است و قابوسنامه را در ۴۴باب برای پسر خود نوشته . مستشرق ریچارد .ن.فرأی حدس می زند این کتاب در آغاز به نام مؤلفش ((کایوس نامه )) نام داشته و پس از مؤلف به ((کاپوس نامه ))، به علت شهرت زیادی که پدر بزرگ مؤلف داشته بدل شده است . و بعدها این نام بصورت عربی ((قابوسنامه ))در آمده است . درمقدمه  قابوسنامه به توضیح و حواشی دکترامین عبدالمجید بدوی تاریخ تالیف قابوسنامه ۴۵۷ ه.ق ودر گزیده قابوسنامه  در مقدمه به انتخاب و توضیح غلامحسین یوسفی تاریخ تالیف کتاب  ۵ ۴۷هجری قمری ذکر شده است که طبق تحقیقات دکتر یوسفی تاریخ دوم به واقعیت نزدیک تر است . با توجه به این که عنصر المعالی ، به گفته خودش در زمان تالیف کتاب شصت و سه ساله بوده پس در سال ۴۱۲ هجری قمری متولد شده و به احتمال قریب به یقین لااقل تا حدود۴۹۲هجری قمری در دربار شیرزاد در هند به سر می برده و سالیان دراز یعنی نزدیک هشتاد سال زندگی کرد. این کتاب ارزشمند بر اساس نگاهی تاریخ نگرانه نسبت به زندگی انسان نوشته شده و انسان را متوجه ناپایداری حیات کرده و بنابراین اندرزهایی داده است که انسان را هر زمانی به کار می آید. از جمله می خوانیم.

« در گذر زمان انسان نباید به جوانی خود مغرور شود باید همواره به یاد خدا باشد و بداند که مرگ پیر و جوان نمی شناسد هر کس وقتی معین برای عزیمت به آخرت دارد پس همواره باید به یاد خداوند باشد.  و همچنین می گوید: «هر چند جوان باشی خدای عزّ و جل را فراموش مکن و از مرگ ایمن مباش که مرگ نه به پیری بود نه به جوانی »( عنصر المعالی ،۱۳۷۸ :۵۸)

«تاجُوانی جُوان باش ، چون پیر شدی پیری کن»( همان:۵۹)

«مثال عمر مردمان چون آفتاب است و آفتاب جوانان در افق مشرق بوَد و آفتاب پیران در افق مغرب ، و آفتاب که در مغرب بُوَد فرو رفته دان» ( همان :۶۰)

« جهد کن تا به پیری به یکجا مقام کنی که به پیری سفر کردن از خرد نیست خاصه که مرد بی نوا باشد که پیری دشمن است و بی نوایی دشمن است .پس با دو دشمن سفر کردن نه از دانایی بود» ( همان:۶۲)

«حدیث مردن خود امیر المومنین ...من آن روز مردم که بزادم » ( همان :۸۹)

این نامه های ارزشمند همچنین حاوی نکات ارزشمندی درباره ی آداب  و هنر سخن گفتن است. در این باب  آمده است:

«و بدان که از همه هنرها بهترین [هنری] سخن گفتن است »(همان: ۳۷)

«سخن بی سود همه زیان بُوَد و سخن که از وی بوی هنر نیاید ناگفته بهتر که حکیمان سخن را مانند به نبید کردند که هم از او خمار خیزد و هم بدو درمان خمار بُوَد» (همان : ۳۸)

«اگر کسی با تو بستیهید به خاموشی آن ستوه او را بنشان ؛ و جواب احمقان خاموشی دان»( همان :۴۱)

«تنِ خویش را بعث کن بفرهنگ و هنر آموختن »(همان :۴۱)

«باید که مردم سخن گوی و سخن دان باشد اما تو ای پسر سخن گوی باش و دروغ گوی مباش»(عنصر المعالی ،۱۳۷۸ :۴۷)

«سخن بُوَد که بگویند به عبارتی که از شنیدن آن روح تازه گردد و همان سخن به عبارتی دیگر تُوان گفتن که روح تیره گردد»(همان :۴۹)

«اما سخن را بزرگ دان که از آسمان سخن آمد»(همان :۵۰)

«سرد سخن مباش که سخن سرد تخمی است که از او دشمنی روید»( همان:51)

«هیچ سخن مشکن و مستای تا نخست عیب و هنر آن تو را معلوم نگردد» ( همان: ۵۱)

«پس سخنگوی باش نه یافه گوی که یافه گویی دوم دیوانگی است »( همان: ۵۲)

«سخن ها بشنو و قبول کن خاصّه سخن ها و پندهای ملوکان و حکیمان ...سخن این قوم را به گوش دل باید شنودن و اعتماد کردن»( همان:۵۳)

  • پرهیزکاری، مریم و راضیه مقربی راد، سبک زندگی اسلامی از منظر قابوس نامه: همایش ملی سبک زندگی اسلامی، بوشهر 1392.

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=8549

نظـــرات شمـــا