کد خبر : 8605       تاریخ : 1392/11/02 10:01:19
می خواهم نوای سازم گل سرخی برای صلح باشد
گفت و گو با "ایرج جمالی" نوازنده ی سنتور

می خواهم نوای سازم گل سرخی برای صلح باشد

پیغام: ازاجراها و افتخارات وی می توان به کسب مقام اول در بخش موسیقی متن تئاتر سال 91 ، راهیابی به بخش پایانی مسابقات سنتورنوازان جوان(89)، اجرای چندین کنسرت در بوشهر، اجرای تک نوازی در تهران، بوشهر و خارگ و آهنگسازی و نوازندگی در چندین برنامه تلویزیونی سیمای بوشهر اشاره کرد.

پیغام: ایرج جمالی متولد 24 تیرماه 1370 بوشهر– نوازنده ، مدرس سازسنتور و مدیر مرکز موسیقی بتهوون - ازهنرمندان جوان و ارجمندی ست که از سال 1379 درعرصه ی موسیقی گام نهاد اما به شکل جدی و مستمراز سال 1383 این هنر اصیل را پی گرفت . از جمله  استادان او می توان از حماسه حق پرست ( در بوشهر ) و اردوان کامکار ، سیامک آقایی و مجید کیانی نام  برد.

ازاجراها و افتخارات وی می توان به کسب مقام اول در بخش موسیقی متن تئاتر سال 91 ، راهیابی  به بخش پایانی مسابقات سنتورنوازان جوان(89)، اجرای چندین کنسرت در بوشهر، اجرای تک نوازی در تهران، بوشهر و خارگ و آهنگسازی و نوازندگی در چندین برنامه تلویزیونی سیمای بوشهر اشاره کرد. گفتنی است ایرج جمالی فرزند هنرمند برجسته ی بوشهری ضیاء جمالی – عکاس و روزنامه نگار- است که در عرصه ی دیگری از هنر، گام نهاده  و لذت دریافت های ژرف و ستایش انگیزش از گستره ی نُت و نوا  را  با دوستداران موسیقی قسمت می کند.

 

در نوازندگی سنتور از کدام یک از هنرمندان برجسته تأثیرگرفته اید؟

 

  • بی شک هر هنرمندی در ابتدای شکل گیری زندگی هنری خود نیاز دارد که وام دار هنرمندان قبل از خود باشد واسطوره ای برای خود برگزیند ومسیر او را سر لوحه کار خود قرار دهد ولی در عین حال من از نوازنده یی خاص  نیز به تمامی الگو نگرفته ام، بیشتر سعی کرده ام آن چه را که نیاز دارم الگو برداری کنم و کمتر تحت تأثیر نام کسی قرار گیرم . هر چند نمی توانم ثأثیر گذاری بزرگانی همچون فرامرز پایور ، پرویز مشکاتیان و اردوان کامکار را در روند نوازندگی ام انکار کنم ولی یکی از کسانی که شوق دوباره ای در من برای نوازندگی ایجاد کرد بی شک سیامک آقایی بوده و هست که با نوازندگی دل انگیزش مرا واله ی خود کرده  است.
  •  

 

 

به باور شما مطرح ترین و تأثیر گذار ترین  نوازندگان سنتور در سال های گذشته و حال حاضر کدامین نوازندگان با چه ویژگی هایی هستند؟

-هر کس که به این عرصه گام گذاشته بی شک به دنبال مطرح شدن  نبوده و تمام تلاشش زنده نگاه داشتن و احیای هنر موسیقی اصیل ایرانی بوده است ، پس نمی توان مطرح ترین را انتخاب کرد زیرا تمامی آن ها مانند حلقه های یک زنجیرهستند که شاید اگر یکی این آن حلقه ها نبود دیگری هم به وجود نمی آمد. از این گذشته چون تاریخ شفاهی واکثرآثار صوتی مربوط به یکصد سال اخیر است نمی توان مقایسه خوبی انجام داد. با این همه می توان از هنرمندان این قرن به بزرگانی چون : سنتورخان یا محمد حسن خان ، سماع حضور، میرزا علی اکبر شاهی، حبیب سماعی، حسین صبا ، ابوالحسن صبا ، رضا ورزنده، فرامرز پایور ، مجید کیانی، پرویز مشکاتیان، پشنگ و اردوان کامکار و سیامک آقایی اشاره کرد که هر یک وام دار نسل قبل از خود بوده اند، ولی دو تن از نوازندگانی که می توان تکنیک های نوازندگی را با حضور آنان زمان بندی کرد یکی استاد حبیب سماعی و دیگری استاد فرامرز پایور است. تغییر ایجاد ساز و تعداد حرکت ها و احیای مجدد سنتور در زمانی که "تار" ساز عامه پسند به شمار می رفت توسط حبیب سماعی بی شک قابل پذیرش است . لهجه ی سازاستاد سماعی زیبا و تکنیک های نوازندگیش منحصر به فرد بود. اما از تأثیرگذارترین نوازندگان بی شک باید از استاد "فرامرز پایور" یاد کرد که با ظهورش علاوه بر ساز سنتور ، موسیقی ایرانی را هم متحول نمود. استاد احترام خاصی برای هر نت قائل بود و شفافیت صدا برایش نکته ای بسیار مهم بود، ازاین رو "نمد" را به سر مضراب سنتور را اضافه کرد تا کمی از صدای  زنگ دار سنتور کم کند و شفافیت و دقت به آن ببخشد که این باعث به وجود آمدن رنگ صوتی جدیدی در سنتور شد. حرکات رقص گونه ی مضراب و پیچیدگی نت ها ، سرعت عمل و اصلاً نت نویسی سنتور به صورت دقیق از نکاتی بود که تا قبل از استادپایور نبوده یا کمرنگ بوده و این چنین بود که نام او کنار هنرمندان بزرگ قرار گرفت اندکی بعد شاهد هستیم که با ظهور اسطوره ی سنتور نوازی استاد " پرویز مشکاتیان " دُراب یا سر مضراب ها بیشتر شده ، پویایی ملودی مهم تر شده ، واخوان به سنتور اضافه شده ، هارمونی در سنتور بیشتر محسوس است و باز هم به دشواری های نوازندگی سنتوراضافه می شود. در ادامه بی شک  پشنگ کامکار با بنا نهادن سبکی جدید در نوازندگی سعی درهموفونی ( دو صدایی) کردن داشته که در ادامه برادرش اردوان کامکار این راه را تکمیل کرده و با به کار گیری عنوان "سنتور نوازی نوین" گام جدیدی را در نوازندگی این ساز برداشته و دنیایی جدید را آفریده است.

 

 درباره ی جایگاه اردوان کامکار در سنتور نوازی نوین ، شیوه ی نوازندگی و همچنین  ویژگی های اجرای ایشان در اثر داریوش مهرجویی ( سنتوری) توضیحاتی ارائه دهید.

- استاد اردوان  کامکار روند تکاملی بسیار زیبایی در نوازندگی دارد. وی کمتر تحت تأثیر مدرس قرار گرفته زیرا او تنها مدت کمی شاگرد برادرش بوده و در ادامه خود برای فراگیری این ساز تلاش کرده است و بیش از آن که پیرو کسی باشد پیرو ذوق پویای خود بوده است. او را بنیان گذار سنتور نوازی نوین می دانند. سنتور نوازی نوین دو رکن بسیار مهم دارد: ا-  ایجاد صدای هموفونی ( ملودی و آرپژ هم زمان) یعنی هر دو دست مجزا از هم به نقش آفرینی می پردازند وسعی در ایجاد هارمونی دارند .2- سرعت پاساژیک و دگرگونی ناگهانی قطعه. او هیچ  وقت تحت تأثیرتعصب قرار نگرفت و با رعایت اصول و چهار چوب به خلق آثارش پرداخت. جنس نوازندگی کریستالی ، فرم مضراب گیری، قدرت مانورو فرم آهنگ سازی ایشان مثال زدنی ست. "آلبوم دریا" را که در  جوانی عرضه کرد یکی از پیچیده ترین آلبوم های موسیقی ایرانی چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ محتواست تا آلبوم "ریزدانه های الماس" که دراین آلبوم هر مضراب ایشان حکم دانه های ریز الماس را دارد. نوازندگی او گاه طغیان گرو آشوب برانگیز است و گاه آرام و صاف چون آسمان آبی پس از باران. فیلم داریوش مهرجویی ( سنتوری) تأکید بر که نشان دادن ساز چقدر می تواند تأثیر گذار باشد.

پس  از پخش این فیلم شاهد بودم که استقبال از ساز سنتور چند برابر شد تا جایی که حتی برای تهیه مضراب سنتوربه دردسر می افتادیم . استاد کامکار با اجرای زیبا و تأثیر گذار نقشی مهم ایفا کرد. برای اولین بار بود که سنتور در موسیقی روز ظاهر می شد و نقش پر رنگ و مهمی را ایفا می کرد که این ها همه ناشی از هوش و درایت بالای اردوان کامکار در انتخاب قطعات است.

 

از تاریخچه ی شکل گیری سنتور بگویید .

- سنتور با شکل هندسی کنونی کاملاً سازی ایرانی است که ساخت آن را به دوره ساسانیان و بونصر فارابی نسبت داده اند. آن چه از سنگ نگاشته ها و کتیبه ها بر جای مانده ، این است که سنتور را به صورت ایستاده می نواختند که توسط یک بند آن را به دور گردن می انداختند و با دو مضراب ایجاد صوت می کردند . بی شک سنتور فعلی در زمان ما تغییر یافته و تکامل یافته ی سنتورهای ابتدایی است. در آن دوران به دلیل کشف نشدن رشته سیم ، تارهای سنتور را به وسیله ی نخ ابریشم یا روده ی تنیده شده ی حیوانات می ساختند. درآن شرایط طبیعتاً محدوده ی صدایی کمتر و تکنیک نوازندگی ابتدایی تری نسبت به زمانه ی فعلی بوده است . با پیشرفت علم و کشفیات جدید با توجه به حساسیت بیشتر صوت، رشته سیم ها به سنتور اضافه و تغییراتی در تکنیک نوازندگی ایجاد شد. نکته ی مهم این است که این روند رو به رشد باید ادامه داشته باشد تا بتواند پاسخگوی آیندگان باشد و نباید در این زمینه تعصب داشت، چون اگر در گذشتگان هم این تعصبات وجود داشت دیگر سنتور از رده خارج می شد و  کسی از آن استفاده نمی کرد.البته تغییرات نباید به سرعت و ناآگاهانه باشد و با گذر زمان با توجه به نیازها و رعایت اصالت به روند تکاملی آن باید ادامه داد. یکی از بزرگ ترین افتخارات ما ایرانی ها در زمینه ی هنر موسیقی این است که با وجود محدود شدن، این هنر بعد از دوره ی ساسانیان باز به راه خود ادامه داد و بی شک در حال حاضر یکی از کشورهایی هستیم که تنوع سازی بسیار زیادی داریم که فقط معطوف به سازهای رسمی ما نمی شود. درگوشه و کنار ایران با سازهایی مواجه می شوید که مختص هر منطقه است ؛ چنین تنوعی را در کمتر جایی می توان دید.

 

 

 

بی شک همه هنرها ، وجه اشتراکات بسیاری دارند که آن ها را زنجیره واربه هم وصل می کند، برای مثال تا بحث از "حرکت" درهنرمی شود ذهن به سمت هنر سینما می رود ولی در اکثر هنرها حرکت به معنای وسیع کلمه وجود دارد، مثلاً در نقاشی و عکاسی حرکت هست . یا وقتی حرف از ریتم و ضرب می زنیم ذهن مان درگیر موسیقی می شود ولی در عکاسی و در شعر وزن وجود دارد. رنگ هم درذهن ما نقاشی را تداعی می کند، در هنر موسیقی هم رنگ موضوع مهمی است .  برای آهنگساز هر ساز یا صوت رنگ خاصی دارد. برای مثال  اگر قرار باشد قطعه ای با فضای تاریک و مه آلود بسازیم از سازهایی با دامنه صدایی بم استفاده می کنیم . سنتور هم رنگ خاص خود را دارد . سازی ست با صدای شفاف و درخشان و جزء آن دسته سازهای زهی کوبه ای به حساب می آید که حتی اگر در یک گروه موسیقی بزرگ فقط یک سنتور باشد باز آن جلوه خود را در میان اکثر سازها دارد و به راحتی قابل تشخیص است. برای مثال در آلبوم "شب سکوت کویر" استاد کیهان کلهر چه استفاده ی بجا و زیبایی از سنتور داشته و سنتور را طوری تنظیم کرده که مخاطب با شنیدن صدای سنتور به یاد ستارگان آسمان کویر می افتد. فرود هر مضراب برسیم های سنتوریک ستاره از ستارگان کویر را تداعی می کند.  سنتور سازی ست به زلالی آب که قطرات باران را در ذهن مجسم می کند. اهمیت ساز سنتور در موسیقی ایرانی به اندازه ی اهمیت ساز پیانو در ارکسترهای کلاسیک اروپا است.

 

در روند نوازندگی تان آیا به نوآوری ها و خلاقیت هایی در شیوه ی نوازندگی  رسیده اید؟

-از ویژگی های شخصیتی ام می توانم به تنوع طلبی اشاره کنم .اصولاً به نو شدن می اندیشم و تلاش ام بر این است که نو بمانم و بی شک این خصوصیت من بر فعالیت های هنریم تأثیرگذاشته است. در حالی که به "اصالت" عشق می ورزم به همان اندازه به  کشف کردن اعتقاد دارم.  دغدغه های من در موسیقی دقیقاً همان دغدغه ای است که یک کاشف نسبت به اسرارآفرینش  دارد. تلاش برای نوآوری از زمان دوستی من و امیر دانایی ( نوازنده ی گیتار الکتریک و سرپرست گروه آریاز) شروع شد. هر دومان تشنه ی سبک طرف مقابل مان بودیم. امیردرشگفت از موسیقی اصیل ایرانی و من هم مبهوت موسیقی فلسفی "راک" . روزها و شب ها در فروشگاه  او به گفت وگو می پرداختیم وبا هم بحث می کردیم. من کشف جدیدی کرده بودم و به یک سری تکنیک های جدید پی برده بودم مثل بالانس صدایی در سنتور یا میوت( خفه کردن) های پی در پی و ناگهانی سنتور که این برای من رنگ جدید از صدای سازم بود که تا قبل از آن نشنیده بودم و یا بهتر بگویم شاید بوده ولی من نشنیده بودم ولی جرأت آن را نداشتم که این تکنیک را نمایان کنم چون از انتقادهای اطرافیان هراس داشتم. تا این که DVD کنسرت گروه سنتور نوازان را دیدم ودر نتیجه دست به ساخت قطعه ای با آن  تکنیک های جدید به همراهی گیتار الکتریک زدم.

همیشه این نکته را به خود یادآوری می کنم که همان طور که نوازندگی طی دهها سال تغییر یافته باید طی این سال ها با رعایت چار چوب ، به نوآوری یا بهتر بگویم ادامه ی بقا دست بزنم.

 

شما در اجرا همراه با  گروهی مطرح چون گروه موسیقی "آریاز" به عنوان تک نواز سنتور، سه تار و دف حضوری موفق داشتید. آیا ایده ی همراهی با گروه های مطرح موسیقی در سطح کشور را دنبال خواهید کرد؟

-در سطح استان چندین بار در صدد تشکیل گروه برآمدم ولی  به دلیل عدم صدورمجوز از سوی نهادهای مسئول و ایجاد بی انگیزگی نزدیک به یک سال و نیم است هیچ کنسرتی در بوشهر برگزار نشده است. ناگفته نماند که یک ماه پیش به زادبوم همسرم – گرگان - رفته بودم که درآن مدت کم چند کنسرت بزرگ از جمله اجرای گروه رستاک ، علیرضا قربانی، محسن یگانه و ... را شاهد بودم. جای امیدواری باقیست که گروه های با کیفیتی چون لیان و همنوا وجود دارند و به ارائه ی هنرشان می پردازند. به آنها و ماندگاریشان باید آفرین گفت و من به آنها می گویم جاودان و همیشه باطراوت بمانید. اما در خارج از بوشهربا چند تن از دوستان تشکیل گروه داده ام که خبرهای خوبی در راه است. نکته این جاست آنان که همشهری من نیستند علی رغم کیفیت بالای نوازندگی شان، مرا بیش از همشهریانم  پذیرفته اند.

 

چگونه می توان موسیقی اصیل ایرانی را جهانی کرد، آیا شیوه ی تلفیقی در موسیقی می تواند پاسخگوی این ضرورت باشد؟

-اولین اصل این است که تعصب را باید کنار گذاشت. به نظرمن این مهم ترین مشکل ما ایرانی هاست که در دیگر کارهایمان هم درگیر این موضوع هستیم و این معضل از پیشرفت ما جلوگیری کرده است. باید با سیاست عمل کرد و موسیقی  روز را شناخت . مثلاً در گذشته کمتر کسی موسیقی هند را می شناخت و کمتربا ساز سیتار آشنایی داشت. آن نوازنده خوش ذوق هندی هنری در اولین همکاری خود با گروه بتیلزاشاره کرد که این فعالیت درقالب یک آهنگ در یکی از آلبوم های گروه بتیلز شکل گرفت. آن قطعه طوری تأثیرگذار بود که گروه بیتلز را وادارکرد که در آلبوم بعدی خود بیشترین بخش را به تلفیق سبک خود با موسیقی هندی اختصاص دهد. آن آلبوم جزء یکی از پرطرفدارترین آلبوم ها درزمان خود شد. آن نوازنده ی بزرگ سیتار به شهرت جهانی رسید و همه او را شناختند و او پس ازبه نشرموسیقی هندی پرداخت و به این شکل بود که هم موسیقی کشورش و هم سازش را جهانی کرد. پس یکی از راه های مطلوب ، نگاه کردن به تجربیات گذشتگان است. مطمئن باشید بدون هیچ تعصبی می گویم که موسیقی ایرانی پتانسیل بالایی دارد که موسیقی جهان را به احترام وا می دارد . پس بهتر است تعصبات خود را بیشتر بر روی میراث فرهنگی و تاریخی نشان دهیم تا فرهنگ مان را به غارت نبرند، مثل مولانا که از سوی ترکیه مصادره شد!

 

 

نقش پدررا  در زندگی هنری تان چگونه می بینید؟

-  فلک را عادت دیرینه این است       که با آزادگان دائم به کین است

سخن از پدر گفتن دشوار است، وقتی بودنش را هر روز  آرزو می کنم  . " ضیاء جمالی " نام بزرگی است که همیشه با من پیوند خواهد داشت  و بی شک بسیار دشواراست انسان ارجمندی  چون او بودن. پدر برای من چنان  هدیه ی معنوی بر جا نهاد که بالاترین سرمایه های مادی  هم با آن قابل قیاس نیست. در آغازبرپایی کلاس های سنتوریادم است که با چه عشقی  سازسنتور لاکوک - که اولین سازم بود- را برای من تهیه کرد. او وقت می گذاشت  و ساعت ها درکلاس کنار من می نشست. گاه اگر مضراب سنتورم می شکست سریع برایم مضراب تهیه می کرد. پدر در تمام کتاب های موسیقی که برای من هدیه می گرفت، می نوشت " به یادگار خریده شد برای این که ایرج در موسیقی غرق شود و عقده های فرو خورده مرا نداشته باشد " . او تلاش می کرد هیچ کمبودی  نداشته باشم و من در کودکی نمی دانستم که پدر تا کلاس فقط سنتورم را حمل نمی کند بلکه بار سنگین زندگانی مرا با خود حمل می کرد. او با نوازندگی ابتدایی من به شوق می آمد، با من بحث می کرد، با ساز من به خواب می رفت و با اشتیاق تر از من به خرید کتاب های موسیقی می پرداخت. اگر از لحاظ مادی در سطح بالایی نبود، ولی غنی از مهر و وفا بود. او بود که به پیکر من روح هنر دمید و این به تنهایی بزرگ ترین ثروت من در زندگانی است که اگر صد بارهم دوباره زندگی را آغاز کنم باز این راه را انتخاب می کنم. ای کاش صد بار زندگیم را می دادم تا یک  لحظه می دیدمش، چرا که دلم برایش تنگ است. او یکی از قدیمی ترین افراد فعال درعرصه های عکاسی  و روزنامه نگاری  بود و به ویژه  بخش عمده ای از عشق و علاقه اش  در عکاسی خلاصه می شد. فعالیت های پدر در10  سال  اخیر اوج گرفت که عرصه های قلم و تصویر را در کنار هم  و به صورت هم زمان ادامه داد. روانش شاد.

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

 

تدریس ساز سنتور را از چه زمانی آغاز کردید و ارزیابی شما نسبت به علاقه و رویکرد جوانان به سمت آموختن این ساز چیست؟

 

- یکی ازخصلت های من این است که وقتی چیزی را یاد می گیرم مایلم سریع آن را به دیگران منتقل کنم.

سال86 بود که تدریس  را به صورت آزمایشی شروع کردم و به توان خودم در زمینه ی تدریس پی بردم و تقریباً  از سال88 تدریس  را به صورت کاملاً حرفه ای شروع کردم. باید تأکید کنم لذت بخش ترین کار برا ی من  تدریس  موسیقی است  و این کار را کاملاً با عشق  انجام می دهم . قریب به یکسال  و نیم است که فعالیت خودم را در" آموزشگاه موسیقی  زریاب"  به مدیریت "عماد پورستینی"  نوازنده ی چیره دست گیتار آغاز کرده ام و از این که با این دوست هنرمندم  در این زمینه فعالیت می کنم بسیار خرسندم. اعتقاد دارم مردم  ما درک درستی از موسیقی  دارند و روز به روز به  سمت موسیقی ای که بار معنایی دارد نزدیک تر می شوند. نکته ی مهم این است  که تمایل کودکان  به کلاس های سنتور و حمایت والدین شان هر روز  بیشتر می شود

 

 

آیا تاکنون کنسرتی با بهره گیری از توان هنرجویان تان برگزار کرده اید؟

- بله. اردیبهشت ماه سال جاری کنسرت دوره ای آموزشگاه زریاب برگزار شد که من هم برای هنرجویان سنتور بخشی تدارک دیدم که با استقبال مطلوبی مواجه شدیم . در این کنسرت برای اولین بار گروه کودکان مقطع سنی زیر 12 سال را روی سن بردم . من سعی کردم در این کنسرت به بازسازی  قطعات محلی ایران و قطعات خاطره انگیز " شیدا" بپردازم. قطعات محلی را برای کودکان تنظیم کرده بودم که با گویش های متفاوت آن  قطعات را خواندند و قطعات خاطره انگیز شیدا را برای هنرجویان بزرگسال  نوشته بودم. تلاش کردم در آن اجرا از خوانندگان با استعدادی استفاده کنم  که فضای مناسبی برای ارائه ی هنرشان بود. آقایان  بزرگمهر صفوی  و آریو انصاری خوانندگانی بودند که در این کنسرت به هنرنمایی پرداختند. در رابطه با  کنسرت های آینده قرار است که اگر شرایط مهیا باشد تا قبل از پایان  سال کنسرتی برگزار کنم  که در آن هنرجویان به تکنوازی بپردازند.

 

از شیوه های تدریس و مقاطع سنی که در کلاس هاتان حضور دارند بگویید؟

سعی می کنم  بیشتر به آموزش هنرجویان زیر 15 سال بپردازم  و در حال حاضر  هم حجم زیادی از هنرجویان بین 5/3 تا 12 سال هستند  ویا برنامه ریزی به این نکته توجه می کنم  که بعد از 3 تا 4 سال آینده هنرنمایی گروهی از نوازندگان کودک و نوجوان را در سطح استان  شاهد باشیم .در رابطه با شیوه ی تدریس ، همواره سعی کرده ام  با ایجاد امید ،  انگیزه وحس رقابت، هنرجویان را به جلو سوق دهم.  همیشه ازعلم  روانشناسی  در کلاس استفاده می کنم زیرا اعتقاد دارم صرفاً یک نوازنده ی خوب  نمی تواند  یک مدرس خوب باشد ومن سعی کرده ام  به  ترکیب این دوبرسم .

 

ایده ی شکل گیری مرکز موسیقی " بتهوون" به مثابه مکانی برای عرضه ی محصولات مرتبط با موسیقی و ارائه سازهای مختلف چگونه و در چه روندی به اجرا درآمد؟

- سال ها بود که مثل خیلی  چیزها که در بوشهر یافت نمی شوند  محصولات  موسیقی  را به سختی می یافتم، در نتیجه فکر شکل گیری یک مرکز موسیقی به  ذهن من خطور کرد و دراین مدت کم توانستم محصولات مختلفی از قبیل: انواع آلبوم های موسیقی ، کتاب و ساز و را درفروشگاه گردآوری کنم و نمایندگی برندهای مختلفی از جمله : یاماها، ژوپیتر، مینل، حبیبی، درویشی، در گاهی و نمایندگی آوای  باربد ، ماهور، گلچین و ایران گام را کسب کنم و با افتخار می گویم که در حال حاضر این فروشگاه  یکی از متنوع ترین فروشگاه ها در جنوب کشورمحسوب می شود که امیدوارم رضایت هنرمندان و هنردوستان بوشهری را جلب کند.

یکی از حرکت های ارزشمند این مرکز موسیقی ، ارسال پیام  به موبایل های مشترکان و اطلاع رسانی  پیرامون عرضه ی آخرین آلبوم های موسیقی و نیز

تبریک تولد هنرمندان است . حرکت بکری ست  که به نوعی هم زمان حرمت به هنر ، هنرمند و مخاطب تلقی می شود.

همان طورکه می دانید متأسفانه اطلاع رسانی پیرامون انتشارآلبوم های جدید در ایران از طریق رسانه چندان مقدورنیست. ما سعی کردیم از طریق s.m.s  مخاطبان را ازانتشارآخرین آلبوم ها با خبر کنیم. درباره ی ایده ی تبریک تولد هنرمندان از طریق s.m.s  ، سال ها فکر می کردم که چرا فقط  در روز  درگذشت هر هنرمند از وی یاد می کنیم، از این رو تصمیم گرفتم با ارسال پیام هم آلبوم های موسیقی هنرمندان را معرفی کنیم و هم زادروزشان را گرامی  بداریم .

چه توصیفی از موسیقی دارید؟

-موسیقی از آغاز تا پایان هستی در ما جاریست . از آغاز با موسیقی گریه زاده می شویم و با موسیقی گریه زندگی مان را به پایان می رسانیم.

همیشه به امید آن روز به ادامه موسیقی ادامه می دهم  که نوای سازم گل سرخی برای صلح باشد.

 

کلام ناگفته؟

- از خدای بزرگ و مهربانم که در تمام لحظات ، بودنش را می بوسم ، سپاس گزارم که مرا با تمام خطاها و نقص ها پذیراست . از پدر و مادرعزیزم که شرایط  را برایم مهیا کردند، ازهمسر مهربان  و خواهر ارجمندم که به من امید می دهند و از تمامی  استادان و نیز دوستانی که به من لطف  دارند تشکر می کنم و به همه شان می گویم:

هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

گفت و گو : امید غضنفر

 

 

 

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=8605

نظـــرات شمـــا

ق.ا. گفت:
بدون هیچ گونه اغراقی و از ته دل میگویم.تو این26سالی که زندگی کردم و جاهایی که رفتم و کسایی که دیدم....تا الآن کسی با شخصیت این مرد بزرگ ندیده ام چند وقت پیش ایشون میگفتن که طی چند سال آینده قصد دارد برای ادامه زندگی به تهران برود.فقط میتونم بگم با رفتن این استاد عزیز از بوشهر....بوشهر فرد بزرگ و بسیار ارزشمندی رو از دست میده نعمتی بسیار بزرگی هست برای ما افتخار می کنم که هنرجو و شاگرد اخلاق ایشون هستم
1394/03/31
navy گفت:
با سلام خدمت استاد عزیز و پر اشتیاق در عرصه موسیقی اقا ایرج جمالی من از شاگردان استاد ایرج هستم که مدت 2سال در خدمت ایشان بعنوان هنرجو در حال تمرین و دریافت اطلاعات ایشان هستم خیلی به ایشان اردت دارم بسیار جوان محترمی هستند و با اینکه من از نظر سن و سال از ایشان بزرگتر هستم هیچ وقت به خود نتوانتسته اجازه دهم که ایشان را از خود کوچتر بدانم ایشان چنان پخته تر از سن و سال خود هستند که بی شک این نشان از افتادگی و وقار و بزرگ شدن در یک خانواده اصیل میتواند باشد ایشان اگر هرهدفی بجز موسیقی را نیز دنبال میکردند به همین اندازه موفق بودند . من همیشه از این ناراحتم که این مدت که از عمرم سپری شده چرا به موسیقی سنتور که بصورت گوشی بمدت زیادی نوازندگی میکردم بیشتر توجه نکردم این را برای ان دسته از هنرجویان می نویسم که قدر لحضات عمر خود را ندانسته و از این شاخه به ان شاخه می پرند و نمیدانند در این مسیر که هستند چه هدفی را دنبال میکنند. قدر لحظه های خود را بدانید و به راحتی ان را به حدر ندهید که در پشیمانی دیگر سودی نیست البته تا ریشه در اب هست امید ثمری هست
1394/10/17