کد خبر : 89173       تاریخ : 1396/05/12 12:48:07
 مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد
یادداشتی برای بدرقه ابدی حاج مصطفی خواجه

مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد

اما همیشه در زندگی زخم هایی هم هست. متاسفانه ضارب پدر که دلم نمی آید بگویم قاتل پدر، بسیار پسر دوست داشتنی و مهربانی است ولی از دیر باز دچار بیماری و افسردگی است. معالجات پزشکی وی بهبودی نبخشید. حاج مصطفی همیشه در کنارش وظیفه پدری را به جا می آورد.

حمید آب آذر

خیلی عالی تاریخ را روایت می کرد. نمی خواهم بگویم تولستوی بود اما در روایت هایش همه شخصیت ها را درست در جای خودشان می نشاند. واقع گرایی را در راندن تاریخ خوب یاد گرفته بود پیرمرد.

یک بار در وسط روایت هاش به من گفت: نه! نه !اینجاشو بد گفتم. درسته که من از رفتار این شخصیت در تاریخ منطقه بلوک خوشم نیامده است اما باید تعصب را کنار گذاشت و حق مطلب را به آیندگان گفت.
با این که تحصیلات کلاسیک نداشت و تاریخ نویسی را در دانشگاه نخوانده بود اما عجیب فن این علم را می دانست. نظم خاصی در روایت داشت. اصلا سردرگم نمی شدی در شنیدن روایت های چند لایه اش.
حاج مصطفی آداب دان بود. همیشه با لباس زیبا و تمیز در مجالس حضور می یافت. خوش بیان بود و فاخر حرف می زد اما شوخ طبعی و لطیفه گویی هاش وسط گفتگوی جدی اش از او روایتگری جذاب ساخته بود.
اگر کتاب تاریخی «کودتای فاریاب» وی را بخوانید، توانایی های او را در نوشتن تاریخ در خواهید یافت.

 

زندگی پر مخاطره سیاسی و اجتماعی در دهه چهل و پنجاه  و اوایل شصت در کنار پدر بزگوارش حاج غلامرضا خواجه کدخدای فاریاب به او آموخته بود که در برخورد با دوستان و دیگران و  مخالفانش، صبور، محافظه کار، منصف و با گذشت باشد. این اواخر در گفتگوهایش آن اندک تعصبی هم  که من احساس می کردم نسبت به مخالفان فکری اش در تاریخ پرماجرای خانواده اش داشت رنگ باخته بود.

حاج مصطفی به واسطه تجربه اجتماعی و هوش سرشاری که داشت توانسته بود به عنوان یک مصلح اجتماعی در منطقه بلوک نقش ایفا کند . چه بسیار اختلافات بین اقوام و خانواده ها را که می توانست به آتش خانمانسوزی تبدیل شود با همراهی دیگر پیران منطقه با قدرت بیان و ارایه راهکارهایش به صلح پایدار تبدیل می کرد.
چقدر فرهنگدوست بود. هر جا جوانان برنامه ای فرهنگی خصوصا برای بلوک راه می انداختند حاج مصطفای
پیر، جوان تر از دیگران حضور داشت. چه اعتماد به نفسی می داد به ما جوانان در فعالیت های فرهنگی.
اما دریغ و صد دریغ از سرنوشت محتوم.
همه فرزندان حاج مصطفی چون پدر فرهنگ دوستند و دانشگاهی. و چون پدر مهربان و مردمدار اند.همه نشان از پدر دارند حتی نوه ها.

اما همیشه در زندگی زخم هایی هم هست. متاسفانه ضارب پدر که دلم نمی آید بگویم قاتل پدر، بسیار پسر دوست داشتنی و مهربانی است ولی از دیر باز دچار بیماری و افسردگی است. معالجات پزشکی وی بهبودی نبخشید. حاج مصطفی همیشه در کنارش وظیفه پدری را به جا می آورد.  اصلا در شرایط عادی و سلامت، مرغی را هم نمی کشت تا چه رسد به پدر کشی. وقت حادثه، جنون آنی فاجعه را آفرید.  او چند ثانیه بعد متوجه می شود که چه بر سر پدر آورده است. به قصد کشتن خود اقدام می کند که با تدبیر برادران چاقو از وی گرفته می شود در حالی که در این فاصله خود را نیز مجروح می کند.

آری این ها وسیله رفتن است. آدمی باید به نزد خالقش باز گردد. اکنون حاج مصطفی تاریخ دان، پیر بلوک بوشکان،این مرد وطن دوست، شاهنامه خوان، صلحجو، مهربان و شوخ طبع به دیار باقی پرواز کرد.  و ازو نام نیک و مانایی بر جای مانده است.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=89173

نظـــرات شمـــا