کد خبر : 935       تاریخ : 1392/04/25 13:40
رمضان؛ ماه خودسازي و خودشناسی
دکتر عباس عاشوری نژاد

رمضان؛ ماه خودسازي و خودشناسی

خودسازي از خودشناسي آغاز مي‏شود. نخست بايد خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت؛ چرا كه با خودشناسي، خداشناسي تحقّق مي‏يابد و اگر خدا را شناختيم، خود را ساخته‏ايم.

بهترین ، سریع ترین و مطمئن ترین راه سعادت انسان در تعالیم،  فرایض،  مناسک  و  آیین های تحریف نشده ادیان الهی آشکار و نهفته است. یکی از فرایض بسیار انسان ساز دین مبین اسلام، روزه ماه مبارک رمضان است. اما، افسوس و صد افسوس که این فریضه نیز مثل بسیاری از فرایض، مناسک و آیین ها  آن چنان که شایسته است مورد توجه و استفاده قرار نمی گیرد. این ماه،  ماه نخوردن نیست ماه انسان سازی است، ماه انسان شدن است. از خداوند می خواهیم  که به ما حداکثر توفیق بهره مندی از برکات این ماه مبارک را بدهد. اینک با هم  بخشی از برکات این ماه را می خوانیم:   

خودسازي از خودشناسي آغاز مي‏شود. نخست بايد خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت؛ چرا كه با خودشناسي، خداشناسي تحقّق مي‏يابد و اگر خدا را شناختيم، خود را ساخته‏ايم.

در آغاز بايد ديد چرا پديد آمده‏ايم؟ و هدف از پيدايش و خلقت ما چيست؟ خداوند در قرآن كريم تصريح كرده‏است كه: «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون؛ من جن و انس را نيافريدم، جز براي اين كه عبادت كنند».

در تفاسير زيادي «ليعبدون» به معناي «ليعرفون» آمده‏است؛ يعني هدف از خلقت شناخت است و گرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نيايش كردن نيست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اي از عبادت است كه شايد از عبادت اجتماعي اهميتش كم‏تر باشد، زيرا در آن جا انسان فقط به خود مي‏انديشد، و عبادت در معناي گسترده‏تر با ديگران و به ديگران انديشيدن است.

عبادت، دردشناسي و دردزدايي است. عبادت، در جمع زيستن و براي جمع زيستن است.

اين كه عبادت بيش‏تر به صورت جمعي مطرح مي‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تأكيد مي‏شود، براي اين است كه شناخت انسان به خويش منحصر نشود و به ديگران نيز سرايت كند. ما آفريده نشده‏ايم كه تنها گليم خود را از آب بيرون بكشيم بلكه بايد در متن قرار بگيريم نه در حاشيه. در جمع زندگي كنيم نه در دير. به فكر چاره‏جويي از ديگران باشيم نه تنها چاره‏جويي از خويشتن.

 

به هرحال، بحث ما درباره شناخت نيست كه بحثي است طولاني و از آن مي‏گذريم. اما آن‏چه گفتني است، اين است كه انسان چگونه بايد خود را بسازد و چگونه بايد خود را آماده كند تا انساني الهي گردد؛ تا قابليت خليفة اللّه شدن پيدا كند.

خودسازي به اين است كه منش خود را به گونه‏اي تغيير دهيم كه پروردگار مي‏خواهد، و به عبارت ديگر: اگر هم طبيعت ما مايل به تكبر و خودخواهي است، بايد نفس خويشتن را چنان رياضت دهيم كه از فراز كبر و نخوت فرودآيد و به تواضع و فروتني گرايد.

اگر طبيعت ما، به بخل تمايل بيش‏تري دارد، چون اين صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پيامبران و اوليا و خردمندان مي‏باشد، پس بايد از آن دست برداشت و سخاوت‏مند شد. خلاصه بايد صفات سلبيه (منفي) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتيه را چون جامه‏اي تميز و زيبا در بر كرد.

بايد قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشايند و مكروه است، پاك كرد و بايد تمام اعضا و جوارح را در راه رضايش به كار گرفت.

خويشتن را بايد با حلم و بردباري عادت داد كه درجه و مقام آدمي را والا كند و در ميان مردم مايه شرف و عزت باشد و با نيكان و بزرگان هم صحبت شود و از هرچه مايه پستي و تن‏پروري و تنبلي است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدايش نزديك و مقرب مي‏كند، به آن سوي سوق دهد و عاقبت خير و نيك فرجامي، ثمره و نتيجه‏اش باشد.

بايد به عفّت و پاكدامني روي آورد و از آن‏چه مايه نفرت و خجلت باشد و شخصيّت انسان را لكّه‏دار و ننگ بار سازد، دوري جست.

بايد صبر را پيشه خود ساخت تا به يقين و رضا برسد و تسليم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها و سختي‏ها و تنگدستي‏ها و رويدادهاي تلخ روزگار، او را از پاي درنياورد.

بايد به سوي تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكيه بر دو بال تقوا و عمل، به اوج عزّت و عظمت و خداخواهي رسيد.

بايد در مقابل لذّات زودگذر دنيايي به سلاح تقوا، ورع، پارسايي و زهد مسلح شد تا رستگار شويم و به بهشت رضوان نايل آييم كه: «و رضوانٌ من الله اكبر».

بايد آن چنان بر خويشتن مسلّط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود ديگران و نه فحش و ناسزاي آنها در روحيه فولادين و باصلابتش تأثير گذارد.

بايد خود نگهدار بود از آن‏چه نارضايتي حق در بردارد، نه آن‏چه خويشتن بخواهد يا نخواهد كه در برابر امر مولا خودي نيست كه مطرح باشد.

بايد از شرّ و بدي و رذايل اخلاقي و عادت‏هاي ناپسند و منش‏هاي زشت و كارهاي قبيح، دور شد چنان‏كه به خيرخواهي و راست‏گويي و امانت و فضيلت و اخلاق نيكو و خصال پسنديده، متخلّق شد.

بايد به فكر امروز و فرداي خود بود و براي فردا كه ديرهم نيست آماده شد و براي جهان جاويدان و ابدي، توشه برداشت.

بايد با استقامت و پايداري، نه از حوادث و رويدادهاي تلخ ترسيد و نه از ملامت ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد، بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پيوسته از او خواست كه توفيق هدايت در صراط مستقيمش به وي بخشد: «إهدنا الصّراط المستقيم».

بايد محبّت، دوستي، همكاري، غم‏خواري، ايثار، گذشت، بخشش و نرمش را جاي‏گزين نفرت، خشم، كينه، خودپسندي، خودمحوري، آز و تندخويي نمود.

سيد محمد جواد مُهري


  منبع: سایت تبیان
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=935

نظـــرات شمـــا