کد خبر : 9720       تاریخ : 1392/12/11 09:36:26
بوشهری ها هنوز زنده اند
به مناسبت گرامیداشت " روز بوشهر "

بوشهری ها هنوز زنده اند

پیغام: هنوز در معادلات شان ، شهر و همشهریان شان جایگاه ارجمندی دارد، به دیگران به چشم ابزار نمی نگرند، غریبه ها را دوست دارند، به پاس هنر، به سینما می روند، بازیگران تئاتر را احترام می گذارند، با موسیقی بندریِ، می خندد و گریه می کنند....

*دکترعباس عاشوری نژاد

 

بوشهر، شهر بزرگی است یعنی در این روزگارِ عجیب و غریب  که اغلب مردمانِ شهرهای کوچک و بزرگ، تحت تاثیر برخی از واقعیت ها و بسیاری از توهمات حاکم بر مناسبات جهان، راه و رسم زندگی را فراموش کرده اند، مردم این شهر، هنوز زنده اند.

مردم این شهر در حالی هنوز زنده اند که مردمان بسیاری از شهر های بزرگ مرده اند و یا در حال مردن تدریجی اند و جان کندن را زندگی نام نهاده اند. مردمان، آن گاه مرده اند و گمان زندگی می برند که عشق از زندگی شان پَر کشیده باشد  و هرچه به جز عشق از ثروت گرفته تا قدرت و هر نام و نشان دیگر، حاکم بر زندگی شان شده باشد.

مرگ، آن گاه حاکم بر زندگی انسان ها می شود که رسم ها و آیین های زندگی بخش  به فراموشی سپرده شود، مردمان آن گاه مرده اند که بسیاری از ارزش های کوچک را فراموش کرده باشند. من گمان می کنم که  معنا ، لذت و حقیقت زندگی در بسیاری از ارزش های به ظاهر کوچک مثل عاشقانه بوسیدن فرزند و یا برداشتن تکه نانی در پیاده رو و سلام بی بهانه به یک غریبه و دادن آب به گنجشک و نوازش یک شاخه ی حتا خشکیده ی درخت و کارهایی از این دست نهفته است، این معلم ساده ی کازرونی، مدت هاست که نشانی از زندگی را در کارهای مثلاً بزرگ مثل حل و فصل کردن جنگ های جهان و حمله ی طالبان به آمریکا و انقلاب و کودتای مصر و شورش شام و ازین دست حکایت ها نمی یابد.

 او دیر زمانی است که به حال زنان و کودکانِ رها شده در خانه و خیابان گریسته است، او زندگی و لذت واقعی زندگی را در حاشیه ها این جهانِ بزرگ یافته است، در متن روستاها و ایلات، در حاشیه ی مدرسه، در حاشیه ی خانه و در حاشیه ی شاعران نام آور، در متن شعرها و ترانه های کودکان و مویه های پیرزنان و آواز های غریبانه ی پیرمردان، در متن زندگی سهراب و نیما و منوچهر و قیصر و در قصه های جلال و سیمین و چوبک و هدایت و مارکز و کوییلو و بورخس.  در حاشیه شعرها و قصه های آنان که سنت ها و حاشیه ها را فراموش نکرده اند و انسان را ارج می نهند و مردم بوشهر هنوز در مجموع، انسان و زندگی را ارج می نهند، بسیاری از آن ها هنوز شاعرانه زندگی می کنند و قصه های دیروزشان در متن زندگی امروزشان جاری است و این یعنی این که، آنان هنوز زنده اند.  هنوز در معادلات شان ، شهر و همشهریان شان جایگاه ارجمندی دارد، به دیگران به چشم ابزار نمی نگرند، غریبه ها را دوست  دارند، به پاس هنر، به سینما می روند، بازیگران تئاتر را احترام می گذارند، با موسیقی بندریِ، می خندد و گریه می کنند، شاعران گذشته و امروز را ستایش می کنند، به گفته های محققان و پژوهشگران گوش می سپارند، هنوز ماهی و میگو را بر انواع فست فودها ترجیح می دهند، زیارت دریا را فراموش نکرده اند،حق همسایه را به جا می آورند، در کار خویشانِ خود کمتر فضولی می کنند، فقیر نوازی می کنند و در صورت عدم استطاعت، با احترام به گدایان، جوابِ رد می دهند،  شاخه های درختان را نمی شکنند، دستِ دهنده دارند، برای اموات خود خیرات می دهند، برای سلامتی زندگان صدقه می گذارند، دست بچه ها را می گیرند و با آن ها بازی می کنند، به دعای مادران و پدران خود اعتقاد دارند و دلجویی از آن ها را در اولویت  قرار می دهند، شب یلدا را آبرومندانه برگزار می کنند، عید نوروز را عزیز می دارند، در ایام محرم عاشقانه عزاداری می کنند و به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) وفادارند، جشن عروسی هایشان هنوز گرم و شکوهمند است.

  *عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=9720

نظـــرات شمـــا