هفته نامه پیغام

کد خبر : 110510       تاریخ : 1398/06/26 14:31
خودت باش آزاد باش

خودت باش آزاد باش

گفتم: مگه زندگی همین نیست خندید و گفت: شوخی می کنی!؟ گفتم : یعنی چی !؟ گفت: یه نگاه به سرتا پات بنداز، شدی عروسک خیمه شب بازی و من از خواب پریدم

سراسیمه وارد اتاق شد و گفت:  سهمم رو می خوام

با بی حوصلگی نگاهی بهش انداختم  و گفتم: چی؟ سهمت!؟ از کی تا حالا سهامدار شدی!؟

گفت: من همیشه سهامدار بودم  

گفتم : کی خریدی که ما خبر نداریم !؟

گفت: از روزی که به دنیا امدم سهم داشتم

گفتم: نکنه زن ها از زمین ارث می برن و ما خبر نداریم  شاید شانس آوردی و پدر، برادر، دایی و یا عمو هات روشنفکر شدن!؟

گفت: ویندوزت کهنه است رفیق باید عوض کنی بجنب!!!

گفتم : چرند و پرند نگو!؟

گفت: دیگه مطمین شدم وقتشه...

گفتم : دیوانه شدی !؟

گفت: سخت ترین قسمت کار همینه عزیز، نابود کردن برچسب دیوانه بودن، باور کن                                                                                       

 گفتم : گنج پیدا کردی!؟

گفت : چه گنجی بهتر از خودم!

گفتم: خودت!؟ مگه گم شده بودی!؟

گفت: آره،  من آن نبودم که یه عمر تو گوشم خوندن

گفتم : حالا که خودت رو شناختی سهمت رو می خوای!؟

گفت : هر کی خودش رو بشناسه سهمش رو می خواد

گفتم : بگو ببینم کی هستی !؟

گفت: یک زن 

گفتم: چشمت روشن اینکه واضحه !!!

گفت: اشتباهت همینجاست

گفتم : گیجم کردی، منظورت چیه؟

گفت : خیلی ساده خودت باش، آزاد باش و گرنه دیر میشه...

گفتم : چی دیر میشه!؟

گفت : زندگی

گفتم:  مگه زندگی همین نیست

خندید و گفت: شوخی می کنی!؟

گفتم : یعنی چی !؟

گفت: یه نگاه به سرتا پات بنداز، شدی عروسک خیمه شب بازی

و من از خواب پریدم

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=110510

نظـــرات شمـــا