کد خبر : 10372       تاریخ : 1393/01/04 16
مشکلات زندگی، مردم را نسبت به کارهای هنری بی میل کرده است

مشکلات زندگی، مردم را نسبت به کارهای هنری بی میل کرده است

پیغام: از یاد برده ایم که هنرمند اگر زندگی اش از راه هنرش تامین نشود اگر قرار باشد پیکره تراش باشد و برای گذران زندگی شاگرد بنایی کند بسیاری کارهایش در ذهن می ماند و اجازه بروز نمی یابد مخترع اگر با سختی و بدبختی زندگی کند هزاران اختراعش به منصه ظهور نمی رسد

جوان است و جویای نام و آرزومند آینده ای خوب که آرزو بر جوانان عیب نیست خداوند هنری را در وجودش به ودیعه نهاده که باعث حظ بصر آدمیان گردد. هنری دارد که به بشر القا می کند می توان زیبایی آفرید، می توان از قطعه ای چوب خشک و بدقواره شکل شکیل آهویی ، درنایی یا هر چه خریدارش سفارش دهد بوجود آورد.

هنرش را می فروشد تا زندگی کند اما کو خریدار هنر، جمله سعدی که می فرمایند: هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند در مغزم جولان می دهد.» مانده ام اگر امروز سعدی این جمله را می خواست دوباره گویی کند یا برای اولین بار بگوید چه می گفت . فکر نکنم دلش براین جمله راضی می شد که روزگار هنرمند امروز را ببیند و باز هم چنین بگوید که گفته است به نظر می رسد جمله آن روز را بدین صورت که «هنرمند هر جا رود زجر ببیند و بر جایی که لیاقتش هست ننشیند یعنی نمی گذارند بنشیند».

 متاسفانه آن قدر در مسائل روزمره غرق شده ایم که فرزندان خود و هنرشان و توانشان را به فراموشی سپرده ایم دیگر چشمانمان زیبایی را نمی بیند حس زیبا شناسی خود را از دست داده ایم ، گویی از یاد برده ایم که زندگی یعنی زیبایی و زیبا پسندی از یاد برده ایم که خدواند زیباست و زیبایی را دوست دارد.

از یاد برده ایم که هنرمند اگر زندگی اش از راه هنرش تامین نشود اگر قرار باشد پیکره تراش باشد و برای گذران زندگی شاگرد بنایی کند بسیاری کارهایش در ذهن می ماند و اجازه بروز نمی یابد مخترع اگر با سختی و بدبختی زندگی کند هزاران اختراعش به منصه ظهور نمی رسد. به طور کلی اجتماع سر در لاک امروزی فراموش کرده است چگونه باید هنرمندش را قدر بداند آیا پیش بینی فرخزاد در جنگ قادسیه در نامه ای که به بردارش نوشت را به یاد می آورید. شود بنده بی هنر شهریار/نژاد و بزرگی نماید به کار.

که صد البته بزرگی به نژاد و دودمان نباید باشد ولی بر بلندای اجتماع اگر بی هنران نیز شهریاری کنند ظلم است بر هنر .

بارها این جمله را از بسیاری دهان ها شنیده ام «هنر نزد ایرانیان است و بس» اما داشتن هنر به تنهایی نه گره ای از کار هنرمند می گشايد و نه باعث اعتلای نام ایران می شود. هنر باید موقعیت بروز یابد، باید عرضه شود، در بوته نقد قرار گیرد تا بالنده شود، این نخواهد شد مگر مردم هنر هنرمندشان را و مسئولان زندگی هنرمندان را بیشتر پیگیر باشند.

 هر چند این سطور نوشتار را از حالت گزارش خارج نمود اما دردی است که دلم را خسته نموده و باید بروزش می دادم.

فرزاد نوروزی جوان 24 ساله ای که به کار پیکره تراشی با چوب مشغول است، وی فوق دیپلم و دانشجوی کارشناسی است.

این هنرمندان جوان می گوید: چند سال پیش نمونه ای ازاین کار را دیدم و علاقه مند شدم و به دنبال یادگیریش رفتم دوره اش را در استان مرکزی گذراندم و فکر می کنم خلق کردن پیکره ای از چوب خشک و کج و معوج باعث لذت خودم و دیدگان هموطنانم می شود.

در همین زمینه "اکبر یزدانی" خبرنگار ما  با این هنرمندان جوان به گفت و گو نشسته که در ادامه می خوانید:

 

آقای نوروزی به خاطر علاقه تان به سراغ این کار رفتید یا  برای کسب درآمد این حرفه را انتخاب کردید؟

 این هنرمند جوان گفت علاقه خودم که در این کار حرفه اول را می زند اما اگر خریداری باشد که این کارها را بخرد هنرم را می فروشم تا زندگی کنم.اما به دلیل عدم مشکلات مالی و گران بود دستگاه ها و وسایل کار و نبودن کارگاه و جايي مشخص توان تولید انبوه آن را تاکنون نداشته ام.

 

آیا تا حال در نمایشگاهی هم شرکت کرده اید؟

 بله در نمایشگاه های نوروزی صنایع دستی بوشهر و نمایشگاه استان شرکت نموده ام.

 

 

استقبال مردم از این کارهنری چطور بوده است؟

به خاطر زیبایی و هنری بودن کار اکثراً آن را می پسندند و چون کار دست است افرادی که هنر را می شناسند و می دانند چقدر باید وقت بگذاری و تراش بدهی سنباده بزنی تا چوبی را به این شکل درآوری تشویق می کنند. یک روز آقایی قیمت کار را از من پرسید وقتی قیمت را گفتم در جواب به  من گفت: پسرم این کار  بسیار با ارزش است و نمی شود قیمتی بر روی او گذاشت و با خرسندی کار مرا را خرید.

 

از کار و درآمد آن راضی هستید؟

از نظر کار که به آن عشق می ورزم اما درآمد کار هنری زمانی تحقق می یابد که مردم به دید هنری کارت را اجرا نهند که متاسفانه به دلیل مشغولیات ذهنی مردم  و دیگر مسائل روزمره کمتر کسی پیدا می شود که این کار را به چشم ببینید و بیشتر در مواقع تعطیلات مسافران که از استان های دیگر می آیند  خریداری می کنند.

 

 آیا  نهادهای ذی ربط در این زمینه شما را حمایت کرده اند، چه تقاضایی از آنها دارید؟

در این جا از معاونت صنایع دستی که در این کار مشقوق من بودند قدردانی می کنم ، اما تاکنون کمکی که قابل گفتن باشد و باعث اعتلای این هنر در بوشهر شود از طرف کسی نداشته ام و از آنجایی که کار و تولید انبوه آن نیاز به مکان و لوازم دارد که با وجود شرایط فعلی در توان من نیست.

درست است الان به لحاظ غرق شدن در زندگی روزمره مردم به کارهای هنری و هنر هنرمندانشان رغبتی نشان نمی دهند اما گفته سعدی «پر بیراه هم نیست هنرمند به جد قدر  می بیند اگر هنر شناس هنرش را ببیند» مسئولی که قدر هنر را بداند و نیز بداند که هنر یعنی زندگی، یعنی تولید کار، مطمئناً دیدش نسبت به هنر بازتر خواهد بود کمکی که مسئولان می توانند به یک هنرمند تئاتر یا نویسنده یا هر هنرمند دیگری بکنند چیست؟ این که تشویق و ترغیبش نمایند تا تولیدش را بالا ببرد تا آنچه در ذهن دارد به منسه ظهور برساند و این امر نیازمند ساز و کار ارائه ي آن هنر است. کمک مسئولان می تواند مرا تشویق کند تا تولید کنم. یاد بدهم، جوانان و کسانی که به این کار علاقه مندند به سمت آن سوق دهم اگر مکان و لوازم کار داشتم خیلی از بچه ها و کسانی که علاقه مند به این کار بودند را می توانستم سرگرم کاری کنم که هم وقتشان به بيهودگي نگذرد و هم درآمدی از این راه نصیبشان شود تا گذران زندگی کنند با پنجاه ، شصت میلیون تومان می توان چندین نفر را وارد این کار کرد، آموزش داد و به تولید انبوه آن کمک کرد که متاسفانه من ندارم. جریان تاریخی توپچی بوشهر است و توپ در کردن آن قدیما شنیده اید که در قدیم وقتی کشتی ها به بوشهر نزدیک می شدند جهت خبر ورود کشتی توپ  به صدا در می آوردند و توپچی مخصوص حاکم هم با در کردن توپ جواب آنان را می داد و خوش آمد می گفت. یک کشتی انگلیسی با افراد شاخص انگلیسی وارد بندر شده توپ در می کند اما توپچی بوشهر توپ در نمی کند حاکم جهت مواخذه او صدایش می کند که چرا توپ در نکردی می گوید من به 21 دلیل از توپ در کردن معذور بودم می گویند خوب دلیل اولت چيست؟می گوید باروت نداشتم می گویند خوب 20 تای دیگش را لازم نیست بگويي من نیز دلایل زیادی دارم که مهمترین آن از آموزش ندادن و تولید نکردن این کار عدم تمکن مالی است. (می خندد که می خواهید بقیه را هم بگویم، می گویم نه همون باروت نداشتن کافی است.)

 

در بوشهر چند نفر هست که به این کار مشغول هستند؟

نمی دانم اما خودم کسی را در بوشهر ندیده ام. این مصنوعات را در نمایشگاه های ایام تعطیلات در استان می آورند اما بوشهری نیستند از شهرهای دیگر در نمایشگاه شرکت می کنند .

 

 

خاطره ای یا حرف خاصی داری برایمان تعریف کنی؟

در همین نمایشگاه اخیر در نزدیکی ما یک دیگ آش رشته گذاشته و بنده خدایی آش می فروخت جالب این که دخل شبانه او«یک شب فروش آش رشته» چند برابر دخل من در کل زمان نمایشگاه بود یک شب دو نفر در نمایشگاه روبروی  من ایستادند یکی از آنها گفت: این را نگاه کن چه آهوی قشنگی با چوب ساخته و رفیقش دستش را کشید که «هنرت سی چنن آش رشته را عشقن.» این حرف آن قدر برایم سنگین بود که می خواستم همه کارهایم را بریزم کف نمایشگاه، به دوستم گفتم جدی من چرا آش نمی فروشم چرا خودم را درگیر فروش و ساخت هنری کرده ام که کسی ارزشش را نمی دانند اما یادم به  حرف آن آقایی آمد که گفت این کار را قیمت نمی شود گذاشت. در ضمن مگر یک نمایشگاه چند تا آش فروش می خواهد.

دوستم خندید که تازگی داری از نظر عقلانی به مشکل می خوری اگه از من پرسیدی چرا خودت جواب می دهی؟ گفتم خوب جواب دیگری داری.گفت بله آخه تو منتظری قدرببینی و بر صدر نشینی گفتم برو بابا حوصله شوخی ندارم گفت شوخی نمی کنم .

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری صبر کن تا قدر شناس هنرت را بیابی. آهی از دلم برآمد که یا صبر ایوب.

سخن که به اینجا می رسد نگاهش می کنم دارم فکر می کنم خدایا این چه نوع عدالت است که در این مرزو بوم به آن می بالیم در حالی که میلیاردها تومان خرج کارهایی می شود که باید میلیاردها تومان دیگر خرج کرد تا تخریب آن را کم کنیم و پول مردم خرج اتينا می گردد و طرف پاسخگو هم نیست. در جایی که اختلاس ها و دزدی ها سر به هزاران میلیارد می زند که همه را جهت پیدا کردن پرتقال فروش سرگرم می کند، در جایی که برای بزرگی دزدی دزدانش باید از اعداد توان دار و نجومی استفاده کرد یک جوان آن هم با هنری چنین باید جهت بالندگی و تولید هنرش به دنبال پنجاه شصت میلیون تومان وام باشد و کسی دستش را نگیرد.

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=10372

نظـــرات شمـــا