کد خبر : 1219       تاریخ : 1392/05/09 14
مرکر

مرکر

تقریباً همه روزه نیروی انتظامی نبش شرقی فلکه ی قدس را به قُرق خود در می آورد برای شکار موتور سیکلت ها. حالا چگونه موتورها را در ماشین مخصوص قرار می دهند و گاهی شبیه روی هم تلنبار شدن بماند! .......

1- تقریباً همه روزه نیروی انتظامی نبش شرقی فلکه ی قدس را به قُرق خود در می آورد برای شکار موتور سیکلت ها. حالا چگونه موتورها را در ماشین مخصوص قرار می دهند و گاهی شبیه روی هم تلنبار شدن بماند! ولی همین عمل باعث ترافیک در حساس ترین نقطه ی تردد شهر می گردد، به یکی از افسران محترم گفتم: نمی شود به طریق دیگری در رابطه با موتوری ها این کار انجام شود؟ با نگاهی تند و با مکث فرمودند: چه کاره هستی ؟ خواستم نگاهی تند بیندازم و بروم ولی لبخند زدم و نگفتم  که چه کاره هستم!

نتیجه: این انسان خوب و محترم یعنی نباید فکر کند که من یک شهروندم و می توانم از ایشان  بپرسم و حتی نظرم را بگویم؟

2- از بس لامپ های کم مصرف نازک دل شده اند که به طرفه العینی می سوزند، گفتند: ایرانی اش بهتر از چینی است ، با خود گفتم : اگر بهتراست بگیرم قبلی خودمان هم اگرچه ایرانی بود، ولی زود سوخت. قیمت کردم گفتند: ده هزار تومان !

نتیجه : لامپی که کمتر از دو هزار تومان بوده و زود هم می سوزد، حالا ده هزار تومان ، بهتراست که مثل همان قبل از لامپ های غیر« کم مصرف» استفاده کنیم این طوری که حالا باب شده است ضررمان بیشتراست!

3- می روم بانک .... آفتاب تند است و ماه هم ماه مبارک رمضان، می خواهم قسط بدهم می بینم خودپرداز بانک خراب است. هر چه انتظارمی کشم، گفته اند درست شود ولی نمی شود. بعد از کلی معطلی کارمند یکی از باجه ها محبت می کند و با دستگاهی که دارند، کارت می کشد و کارم تمام می شود! این بانک که شعار ( پیشروترین بانک خاورمیانه ) را برای خود ساخته است، همیشه ی خدا در حال ایفای نقش ( واپس ترین بانک بوشهراست) حالا شما بیایید مقایسه ای داشته باشید بین عقب مانده ترین در بوشهر تا پیشرفته ترین در خاورمیانه !

نتیجه : نمی دانیم اگر واژه های «خوب» و «پیشرفت» و « عالی» و « ممتاز» و ..... نبودند ، ما ایرانی ها از هر صنف و در هر کسوتی  چه می کردیم تا موصوف به بعضی از رفتارهای دو گانه و شاید چندین گانه نباشیم؟!

4- دوران نوجوانیم بود ، زلزله ای آمده بود در شهر لار که  متعلق به استان فارس است. رادیو که اخبار می گفت: من می ترسیدم و می گفتم که از خانه بزنیم بیرون و در یک فضای باز شب ها بخوابیم، پدرم می گفت: کنار دریا زلزله کاری نمی کند، اگر چه سهمگین ترین زلزله ها مالِ دریاست و سونامی ها نتیجه ی این نوع زلزله هاست. اما باور می کردیم یک  زمانی هم بعد از جریان سه هزار میلیارد دلار اختلاس فکر نمی کردم در بوشهر ما هم در بانکی ؛ اداره ای، شرکتی و یا ..... همچنین کاری صورت بگیرد، اما چه کنم  و زهی خیال باطل که انفجار مهیب اختلاس در گمرک  همه را و از جمله مرا مات و غمزده کرد!

نتیجه: اما خودمانیم ، کسی فکر نکند چون بوشهر از مناطق محروم ایران است آخرین خلاف کاری هم مال محروم ترین ها خواهد بود! چر اکه با وضع موجود این «بلا» هنوز فرصت دارد تا چندبار و شاید صدها بار، ایران گردی نماید!

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=1219

نظـــرات شمـــا