کد خبر : 15870       تاریخ : 1393/02/08 10
زندگی قشنگن

زندگی قشنگن

ئی بوی غوامضاها جیگرم خین کرده. خورا ک که می خوام بسازُم، با احتیاط پیاز داغ می کنم که یه کل پیازی نسوزه. ادوه ، فلفل، نمک به قاعده می زنمش که چی کم وزیاد نشه. گوشت که می ریزم تو پاتیل هشوارهسم که گوشت دُرُس وحسابی سرخ بشه. ...

ئی بوی غوامضاها جیگرم خین کرده. خورا ک که می خوام بسازُم، با احتیاط پیاز داغ می کنم که یه کل پیازی نسوزه. ادوه ، فلفل، نمک به قاعده می زنمش که چی کم وزیاد نشه. گوشت که می ریزم تو پاتیل هشوارهسم که گوشت دُرُس وحسابی سرخ بشه. اُو که می ریزم توش، کیل کیل گیلاس می گیرم که اُوش کم وزیاد نشه. بادمجونم که می ندازم تومی توه ، یه جوری سرخ می کنم که قشنگ وبه قاعده ببرشه. خدا شاهدن دو سات ری پا ویمیسم وسیل خورش می کنم که خورش دُرُس جا بیفته. برنجم یه طوری دَم می دُم که دون بکشه ، نه سفت بشه ونه شله.سُوزیم دون دون پاک می کنم وچار اُو می شورم که خاکی ، چی ، دَم سُوزی نباشه. ظهر سفره می ندازم، خورش توکاسه می ریزم ، برنج تو دیس می کشم ، ته دیگشم تو بشقاب جداگونه می لم، نهاش. بوی غومضا پُی سفره می سونه وایراد گرفتن: زردچوش زیادن ، نمکش کمن، بادمجونش تا خوب سرخ نشده، خورشتش او تر نِکِون. برنجتم خوب دم نیومده.می گم: آدم حسابی مو خو جون کَندُم ،خوراک خو سیت ساختم.می گه: مو ئی چیا حالیم نیست.دیگ خورشی  ور می داره ور میده توسرا.او دفعی دیگه جونم اومده بید سر تیر دماغم. گفتم خوم بکشم از دس ئی مرد راحت شم. مرگ یه کشه، شیون یه کشه. اول گفتم سیم بزنم تو برق تا برق خشکم کنه. زَهَلم رفت برق بلندم کنه بزنتم زمین. بعد گفتم برم بالِی بون از بالا خوم بندازم دومن تا مغزم پشک بخوره.دیدم نه ئی کار چپلین.سرت کل کل بشه مغزت بیفته در.چیشت هم بیا صحرا و پَخشه دورت ونگ ونگ بکنه وکسی از حالت با خبرنشه.آخرش گفتم بهترین راش قرص خوردنن.یه چَپی قرص پیدا کردم رختُم تو بُتُم ویه گیلاس او هم کردم ریش. دیدم کم کم سرم هاسی زُر می خوره ودیگه نفهمیدم چه شد؟ فقط موقعی ازحال خوم با خبر شدم که توسردخونه هسم. کرده بیدنم توی کشوسردخونه، بو چپل مرده و خین و ئی چیا می یومد. راه نجاتیم نداشتم.از سردخونه درم اُوردن نهادنم ری تابوت وبردنم مرده شورخونه. لخت لخت نهادنم ری سنگ. مرده شور اومد دومن و بالام کرد بعد سی وَردَسش گفت: ای زن خاک توسرت بگیره خوت کشتی که چه غلطی بکنی؟ مگه خوشی تو دنیا کم بید که تو سنگ مرده شور خونه انتخاب کردی؟ خلاصه اُوی ری ما رختن ولکه سفیدی دور ما پیچیدن ودوارتی نهادمون توتابوت. تو قوم وخویشا لیک درگرفته بید وتو سر خوشون می زدن.دیدم  شوِرُم ویسیده و تو زنا چیش چیش می کنه که بعد مو کی بسونه سی خوش . گفتم ای دل غافل زندگی به ئی خوشی سی چه ول کردم تا اسیر دس خاک بشم؟ بردنم هِل قبر . گفتم: خدایا مگه باریدن بارون چش بید که ول کردم؟ مگه سرما وگرما چش بید ول کردم؟ مگه گُلِی قشنگ چش بید که ول کردم؟ می خواسم غاره بِدم تو را به ابوالفضل مو خاک نکنین زندگی قشنگن، خنده وگریه قشنگن ، روشنِی قشنگن ، آفتو قشنگن ،اما کسی محل مونمی نهاد.
دیر از گوشتون دیر از گوشتون موبُردن هِل قبر، سرازیر قبرمون کردن. دیدم شُوِرُم الکی داره نم اشکی هم می ریزه. دِدَش اومد تو گوشش گفت: کُکا غصه نخور، خوم بهتر ازاولی سیت پیدا کردم. سیل کردم تا از خوشحالی دسش کرده تو جیبش.گفتم: ای خاک توسرم بگیره چه غلطی کردم.
سنگا روم چیدن با بیل خاک ریختن روم، سنگ آخری که نهادن زهلم رفت، پا شدم ، پیشونیم خورد توسنگ.یه کشه ازخو پریدم تا زیر کولر که خوسیدم بلند شدم سرم خورده تو کولر. بووی غومضا گفت: چه آزارتن؟ گفتم: جون خوت. گفت: پلورده سی چه می کنی، ها؟ گفتم: جون کُمت. تودل خوم گفتم: زندگی به ئی قشنگی ول کُنم، برم زیر خاک، تو بعد ما کیف کنی، جون کُمت.
بهار 1392    

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=15870

نظـــرات شمـــا