پــیرزن دات کُمــپه
پــیرزن دات کُمــپه

بی عدالتی تو ای مملکت بیداد می کنه

الان سیتون ثابت می کنم که بفهمین مو چه می گم. چارتا بچه بدبخت آغا زاده می گیرن، می برنشون مَحکمه سُک و دارشون می کنن، کُنجیرشون می دن، ازشون حرف می کشن، او بدبختا هم می گن ما اختلاس کردیم، پیل بیت الچال خوردیم، می خوام بفهمم، چندهزار میلیار
1398/09/30

دیگه حَرف سِیم نمیا..

دیگه حرفم نمیاد. بخدا بمرگ بوی غلومرضا، به سر کچلش قسم، به عصاش قسم، به دسش قسم . امرو صبان که همه چی واپیچه، از ای هل سیل می کنی تا گیرونی و نداری و ناخوشی، مث اُو از ری سر مملکت در رفته...
1398/09/27

نون به نرخ روز خور ها!

گفتم: از حالا تا تا شیش مُی دیگه خو خیلی وَخت هِسی، اصلا تو ای گرما، کوت و شلوار، سیچه بَر کرده؟ زینب گفت: بُوِی جونی، می خواد از رقیبش عقب نمونه ها، الان او هم یه قبر دیگه پیدا کرده سی خوش ، بوا بوا می کنه. کوت و شلوار هم که بَر کرده، می
1398/06/27

پناه برخدا بوشهر شده تَش

پناه برخدا انگار ما جُی خارک می پزن، انگار ما بوشهریا بُید با ای گرما برسیم .چطور، بالاسونیا ای همه میوهی خوب خوب می خورن، از هلو بیگیر تا زرد آلو تا آلبالو گیلاس و شفتالو، اوقت گرما نمی خورن، اما سی دوتا کل خارک بُید جزغاله بیشیم؟
1398/05/09

سی چه اُو دریا چِپَل می کنین؟

او روز، دم دریا نشسه بیدم دیدم یه کشی یه مُینی از اُو دریا، سرش کرد دَر، پناه بر خدا اسَد با ما حرف زدن، چند تا بسم الله بسم الله کردم، گفتم شُیَد جن باشه. مُیکو گفت: زهلت نره ننه غلومرضا، مو جن نیسم جونا، مو نِنه مُی دریا هسم، مو از دس شما
1398/05/02

دارن کوُه صادر می کنن سی کشور عربا..

گوش دادم دیدم، صدُی بع بع کُوه و بَهره میاد، گفتم چه خبرن، گله ی بُزی اومده، بووی غلومرضا گفت: نه عاموا، صدا ازهلِ گمرکنا، دارن کوُه صادر می کنن سی کشور عربا. خیلی جهلم گرفت، سی بوی غلومرضا گفتم: دیگ پیاز داغی بسون پس ِ سر مو بیو، گفت: کجا
1398/04/19

ماجری گلو درد بوی غومضا..

شگر خدا، الحمدالله، بیمارستان خوبی تو بوشهر داریم. همه کاردون، همه کاربلد. موری، ببری جنبشون، تشخیص می دن که کجی موری، نقص و عیب داره، می فهمن معدی موری خرابن، جیگرش عیب داره، رحم موری عیبو شده، چه برسه به آدم که تا سیلش می کنن، می فهمن آدم
1398/04/01

کُپُن عید!

خدا را شگر، ما هُی مث موشک داریم عقب عقب، میریم جلو.
1397/12/28

عمو مهدی از مرغ و گوشت چه خبر؟

می گم آغی جهانبخشان شده راهنِمی بالاسونیا که میان بوشهر بگردن. می برتشون سیل عمارتا بکنن، دریا نشونشون می ده. بازار مُی فروشیا می برتشون. موزها سیل می کنند. او روز بُرده بیدشون موزه قصابی.
1397/12/06

عشق به شوور...

شُو اولی لباس خلبانی بر کردم. گفتم: بوی غلومرضا، می خی خلبانت بشم ببرمت پرواز عشق من؟
1397/11/17

تا جاپون یه تِنگ دیگه مُنده

شگر خدا خیلی پیشرفت کردیم ،فقط یه تِنگِ دیگه کنیم شدیم جاپون ،تازه بعدش از جاپون هم رد می کنیم .مو نشونه هاش می بینما ،سی محض همیین که می گم شدیم جاپون .الان مثلا تو خیابون تصادف می شه
1397/10/26

ُاُوهُوی بوشهر...

می گم بعضی از ما بوشهریاها، آدمی عجب طوری هسیم، یکیش همی سکینه بِگُمِن. اول توسون بید. سکینه اومد تو کیچه، چُپِ چُپِ عرق بید.
1397/10/15

آسانسور خراب گمرک...

گفتم: خدا نکنه. گفت: بگو خدا بکنه تا بلکم تو شکری، راحت بتمرگم،می خوام بفهمم چطور مال اداره بندر شو و روز میره و میاد واخصکش هم نیس، اما مال گمرک واپیچیده همش خرابن؟
1397/09/01

ای دلار هرچی می خی برو بالا

می گما با تو هِسُما، ای با تو هسما، مِی گوشت کِرِن .کره خرِ پدرسگِ بی پدر مادر با تونما، دلار بی حَیُیه بی همه چیز .با تو هِسُما.
1397/05/23

خوشی زِده زیر دِلم

دلار شده هفت تِمَن گفتم:چقد؟ هفتهزارتمن؟ گفت: نه جونا، هفتا تک تِمِنیا، گفتم: مو هم والله از ای همه خوشی عاجز شدم، می فهمی چن سالن تو ولات زن و مردا ازهم طلاق نمی سونَن؟ مرد و زن مث گرگ و میش کر هم زندگی می کنن، نه دعوی نه معوی
1397/04/13

سی امضاء کِلِ قاغذی....

از صبح گه تو اداره واپیچیده ، از ای اتاق می رفتم او اتاق سی امضاء کِلِ قاغذی، دیگه امضِی آخِرِش بید . تو اتاق پر آدم بید. گِلِه گِمنِی کردم، گفتم، عامو ای چه وَعضِنیین سِرِ مردم در اوردین و مردم آواره ی اداره ها کردین ؟
1397/03/03

نظافت در شهر

داشتم تو بازار راه می رفتم، دیدم یه مردی، تف انداخت ری زمین.........
1397/02/29
ارشیو

اخبــار استـان

عناوین بیشتر

اخبـار ایران و جهان

عناوین بیشتر