پــیرزن دات کُمــپه
پــیرزن دات کُمــپه

گرموی خرما پزون ...

علی زار خدر هم نشسته بید، بزی آدم ساده و بدبختین. ای هم داشت حرفی ما گوش می داد، یکشه دراومد گفت: مو هووی بوشهر خوب می کنم، زنا سی شوخی گفتن: علی چوری می خی، هوا خوب کنی؟ گفت: حالا می بینی مو راش بلدم.....
1396/05/11

کُکا گری

تو بالا خونه، ما می نشسیم ، تو خونه ی دومنیا هم کاکی بوی غومضا .
1395/12/10

هر چی از حدش گذشت کار دس آدم میده

بچی گتوغومضا، یه بمبولِی قشنگی اِسده بید، دم دهنش نهاده بید، داشت بمبلیکو پر باد می کرد، گفتم: ننه ی جونی، زیاد باد تو بمبوله نکن. گفت: می چه میشه بی بی؟
1395/11/09

عجب روزگاری شده

رفتم خونه دی علی عبدشا، دیدم قیلونش چاق کرده وسی خوش دید می کنه .
1395/09/28

نقل بالا سونیا......

چهار پنج تا پیرزن بیدیم وباقر زار صفر.داشتیم حرف دنیا و روزگار می زدیم .قلیون خشی هم مابینمون دس به دس می شد.
1395/05/21

دماغ سُخته

اگه بفهمین با ای مصو چه حشرِلُی داشتیم تو ای انتخابات،اگه بفهمین،مصو گمونم نشناسینش،با معصومه زار عیوضما،ما سیش می گیم مصو شَر شنی.
1395/01/16

بوام بی خیال بید

خدا رحمتش کنه کشورو زار قاسم.گُهی وختی که حوصله داشت قلیونی چاق می کرد، دُم در سرا می نشس واز روزگارش سیمون تعریف می کرد.
1394/09/03

همرنگ جماعت شدن!/طنز

سی آسی باشی همه چی نقل زندگیش گُف.آسی باشی گفت:مردم هر چی میگن دُرُس میگن.ممدگفت:آسی باشی یعنی چه مردم هر چی میگن دُرُس می گن؟...
1394/06/24

سی هفته دولت

قربونت برُم، دورت بگردم، قضات بسونم، مصطفی والله، ئی همه ای ولات واو ولات نگرد،خوت می فهمی جاده ها ایمنی ندارن.
1394/06/11

پناه بر خدا طوم همه چی واگشته!

پناه بر خدا اُنگاری همی چی دُنیِیکو واپیچیده،او زمون مهمون می اُومد، می خواسیم سیش مرغ بُکُشیم.به ای قبله قسم،خُدی تو سر شاهدن، از صبح چار پنج نفری دُم مرغ می دُویدیم تا بعد یکساعت بزور مرغکو می گرفتیم...
1394/04/15

اِفهم اِفهم یا غُلمَل ابن محمد

دیر از گوشمون،خدا اُو روز نیاره ،سی دشمنات باشه آغی میگلی نژاد، هراسون از خُو راس شدم، دور خوم هوف کردم، صلوات بیسی کردم،گفتم: همین الان یه مُنگ و دُرنگی سی غُلمَلی بکنم.
1394/04/10

شُوِیی که قارچاقی بید....

خدا رحمتش کنه عاموم، ژاندار بید.هر پاسگِه ی که منتقلش می کردن،همونجا یه خیمه وکپری سی خوش دُرُس می کرد و با زن وبچش زندگی می کردن.یادم میاد،یه سالی مُحلِ خدمتش پاسگه ی جفره بید.ئی که سیتون می گم مال زمون شاه بیده ها.شُوِیی که قارچاقی، چیزی
1394/04/01

هیچکی سی هیچکی قبُول نداره

میکانیک کلیل ماشین غومضا داد دِسش گفت:ماشین دُرُس شد.اُما سیت بگم میکانیکی که دَس زده قَد ماشینت ،هیچی حالیش نبیده.ئی آدم بُید برِه فرغون تعمیر کنه نه ماشین.بعد غومضا ماشین روشن کرد از دُم تعمیرگاه اومدیم دَر.گفتم:ننه والله، پات بیل ری گاز
1394/03/29

جوونا چقد سر بزیر شدن...

عزیزه ی میش مختار چن سالن از خونه در نیومده،میگه تو خونه بشینم قیلیون چاق بکنم وسی خوم بکشم بَهزِمِن که بیام دَر، سیل دنیا وروزگار کنم وغصه بخورم از بس آدما عوض شُدَن.سِی میکنی تا هر آدمی پنجاه تا نقاب داره،هرجا میره یه نقابش در میاره میزنه
1394/03/20

پیلُی کثیف

یه دفه صدُی هُوی کمکی تو ولات پیچید...بیگیرینش...بیگیرینش...دَهر نره ...تو از ای هل برو ما از او هَل می ریم. قلیونم نهادم هل اوهل .....
1394/02/30

دلواپس شما دلواپسا

صفیه در اومد گفت:اصلن می فهمی چنن؟مو دلواپسم.سیش گفتم:موام دلواپسم.گفت:توهم دلواپسی؟دلواپس چی؟گفتم:دلواپس شما دلواپسا.
1394/02/09

حقوقام همه رفته سی قسط...

خدیجه علی زار عیوض سرپرست خانوادن،تو اداره ی هم کار می کنه که اسمشم یادم رفته والله،دوتا لیمسانس داره،چند تا بچه هم داره که دوتاش دانشگاه آزاد درس می خونن.
1393/12/21

روزنومه بید.....

پسین تنگی بید با زنای ولات نشسته بیدیم تو کیچه سی خومون قلیون می کشیدیم.مو بیدم، دی سلمان بید، دی زاغو بید، دی عبدالرحمان بید، دی مُشکو بید،قلیونم هی دس به دس می کردیم......
1393/12/21

واتساپ و وایبر بازی...

ننه ی امیر نفرین می کرد که بوی خین ازش میومد،صداش فهمیدم که می گفت:الهی ننه پنجه ت کرم بزنه که نتونی ری موبایلت پنجه بکشی وواتساپ ووایبر بیاری.خدا که به حق ابوالفضل همه ی فیلتر شکنهای دنیا واپیچن که نتونی فیس بوک بگیری.امیدوارم به حق دردای
1393/12/16

بیمارستان قلب

چند ماه گذشت ودوارتی رفتم هِل حاج یحیی.گفتم:حاجی التماس دعا داریم.یه کمکی سی بیمارستان بکن.گفت:دکتر چه شانس بدی داری،هر وقت میای وضع مالیمون خرابن ودسمون تنگن.
1393/09/19

خونه ی سالمندان

ه کُشه بوام نادیم توویلچر بردیمش خونه سالمندان. هر کُشه ساعت 11 که می شد خانم رضا زاده زنگ می زد و می گفت: ترا به حضرت ابولفضل،ترا به امام رضا، بییِن بواتون ببرین، عامو بخداجیگر ما خین کرده.....
1393/08/07

قانون

خدا خیرش بده مَمَدِزارصفرپشت ماشین که می شینه انگار پشت موشک نشسه،پا میله ری گاز ولای ای ماشینا بازی می کنه وتند ازهمه ماشینا میزنه، میره جلو.
1393/08/07

تصادف

سر چهار راه، دم دكون اكو حاج پولاد، صِدُي قرهپشتي اومد. همه هراسون شدن. سيل كردم تا دو تا ماشين زدن قِدِ هم. شوفر اولي در اومد از ماشين گفت عامو مگه چيش نداري؟ سيچه با موبيل حرف زدي كه ايجوري سر ماشين مو بياري؟
1393/07/10

گمرک

-الو دی غومضا،سلام علیکم،چطوریا؟می شناسیم خو؟مو بچه ی زار غلوم کل نجف هِسُما. -ها مجید تونی؟احوالت چطوره؟بچهات چطورن؟کجایی،نه پیدِی.هنی تو گمرکی؟ وعضِ روزگارت خوبن؟
1393/06/25

مُو چه کار ایی چیا دارُم

- الو میگُم چه طوری دی غومضا؟ خبر هِمی که میگن پیلِی مردم خُوردن، داری - کُمو پیل خُوردنی؟ مُو خبر ندارم، خُوت بُگو قِضیش چنن؟
1393/05/28

مسابقه جام فوتبال

مسابقه جام فوتبال بید.اکبر زار مختار زنگ زد سی غومضا گفت:امشو با بچه هات وردار بیین خونه ما،شوم درس می کنیم، دور هم می خوریم بعد هم سی خومون سیل فوتبال آلمان و آنژارتیل می کنیم. جون خوت دیت هم با خوت بیار.
1393/05/14

مدرک جرم

خونگفتن چنن،چه بیده؟ -نه جونا،ما نفهمیدیم.هیشکی نفهمید. -می گم پسرو، نه بچه ی میش فاطمه کل غلومشان؟
1393/04/31
ارشیو

اخبــار استـان

عناوین بیشتر

اخبـار ایران و جهان

عناوین بیشتر