پــیرزن دات کُمــپه
پــیرزن دات کُمــپه

پناه برخدا بوشهر شده تَش

پناه برخدا انگار ما جُی خارک می پزن، انگار ما بوشهریا بُید با ای گرما برسیم .چطور، بالاسونیا ای همه میوهی خوب خوب می خورن، از هلو بیگیر تا زرد آلو تا آلبالو گیلاس و شفتالو، اوقت گرما نمی خورن، اما سی دوتا کل خارک بُید جزغاله بیشیم؟
1398/05/09

سی چه اُو دریا چِپَل می کنین؟

او روز، دم دریا نشسه بیدم دیدم یه کشی یه مُینی از اُو دریا، سرش کرد دَر، پناه بر خدا اسَد با ما حرف زدن، چند تا بسم الله بسم الله کردم، گفتم شُیَد جن باشه. مُیکو گفت: زهلت نره ننه غلومرضا، مو جن نیسم جونا، مو نِنه مُی دریا هسم، مو از دس شما
1398/05/02

دارن کوُه صادر می کنن سی کشور عربا..

گوش دادم دیدم، صدُی بع بع کُوه و بَهره میاد، گفتم چه خبرن، گله ی بُزی اومده، بووی غلومرضا گفت: نه عاموا، صدا ازهلِ گمرکنا، دارن کوُه صادر می کنن سی کشور عربا. خیلی جهلم گرفت، سی بوی غلومرضا گفتم: دیگ پیاز داغی بسون پس ِ سر مو بیو، گفت: کجا
1398/04/19

ماجری گلو درد بوی غومضا..

شگر خدا، الحمدالله، بیمارستان خوبی تو بوشهر داریم. همه کاردون، همه کاربلد. موری، ببری جنبشون، تشخیص می دن که کجی موری، نقص و عیب داره، می فهمن معدی موری خرابن، جیگرش عیب داره، رحم موری عیبو شده، چه برسه به آدم که تا سیلش می کنن، می فهمن آدم
1398/04/01

کُپُن عید!

خدا را شگر، ما هُی مث موشک داریم عقب عقب، میریم جلو.
1397/12/28

عمو مهدی از مرغ و گوشت چه خبر؟

می گم آغی جهانبخشان شده راهنِمی بالاسونیا که میان بوشهر بگردن. می برتشون سیل عمارتا بکنن، دریا نشونشون می ده. بازار مُی فروشیا می برتشون. موزها سیل می کنند. او روز بُرده بیدشون موزه قصابی.
1397/12/06

عشق به شوور...

شُو اولی لباس خلبانی بر کردم. گفتم: بوی غلومرضا، می خی خلبانت بشم ببرمت پرواز عشق من؟
1397/11/17

تا جاپون یه تِنگ دیگه مُنده

شگر خدا خیلی پیشرفت کردیم ،فقط یه تِنگِ دیگه کنیم شدیم جاپون ،تازه بعدش از جاپون هم رد می کنیم .مو نشونه هاش می بینما ،سی محض همیین که می گم شدیم جاپون .الان مثلا تو خیابون تصادف می شه
1397/10/26

ُاُوهُوی بوشهر...

می گم بعضی از ما بوشهریاها، آدمی عجب طوری هسیم، یکیش همی سکینه بِگُمِن. اول توسون بید. سکینه اومد تو کیچه، چُپِ چُپِ عرق بید.
1397/10/15

آسانسور خراب گمرک...

گفتم: خدا نکنه. گفت: بگو خدا بکنه تا بلکم تو شکری، راحت بتمرگم،می خوام بفهمم چطور مال اداره بندر شو و روز میره و میاد واخصکش هم نیس، اما مال گمرک واپیچیده همش خرابن؟
1397/09/01

ای دلار هرچی می خی برو بالا

می گما با تو هِسُما، ای با تو هسما، مِی گوشت کِرِن .کره خرِ پدرسگِ بی پدر مادر با تونما، دلار بی حَیُیه بی همه چیز .با تو هِسُما.
1397/05/23

خوشی زِده زیر دِلم

دلار شده هفت تِمَن گفتم:چقد؟ هفتهزارتمن؟ گفت: نه جونا، هفتا تک تِمِنیا، گفتم: مو هم والله از ای همه خوشی عاجز شدم، می فهمی چن سالن تو ولات زن و مردا ازهم طلاق نمی سونَن؟ مرد و زن مث گرگ و میش کر هم زندگی می کنن، نه دعوی نه معوی
1397/04/13

سی امضاء کِلِ قاغذی....

از صبح گه تو اداره واپیچیده ، از ای اتاق می رفتم او اتاق سی امضاء کِلِ قاغذی، دیگه امضِی آخِرِش بید . تو اتاق پر آدم بید. گِلِه گِمنِی کردم، گفتم، عامو ای چه وَعضِنیین سِرِ مردم در اوردین و مردم آواره ی اداره ها کردین ؟
1397/03/03

نظافت در شهر

داشتم تو بازار راه می رفتم، دیدم یه مردی، تف انداخت ری زمین.........
1397/02/29

طنز/ جادور عشق

طشت اووی اُوردم، یه بشکه ی اُووی هم نهادم کِرش، یه پاکت شیر خشک هم نهادم اوهَل ترش، بعد گفتم :عزیزدلم، قربونت برم، درد وبلات بخوره تو سرم، زیر پات خاکم کنن، بیو عزیزم .
1396/11/18

گرموی خرما پزون ...

علی زار خدر هم نشسته بید، بزی آدم ساده و بدبختین. ای هم داشت حرفی ما گوش می داد، یکشه دراومد گفت: مو هووی بوشهر خوب می کنم، زنا سی شوخی گفتن: علی چوری می خی، هوا خوب کنی؟ گفت: حالا می بینی مو راش بلدم.....
1396/05/11

کُکا گری

تو بالا خونه، ما می نشسیم ، تو خونه ی دومنیا هم کاکی بوی غومضا .
1395/12/10

هر چی از حدش گذشت کار دس آدم میده

بچی گتوغومضا، یه بمبولِی قشنگی اِسده بید، دم دهنش نهاده بید، داشت بمبلیکو پر باد می کرد، گفتم: ننه ی جونی، زیاد باد تو بمبوله نکن. گفت: می چه میشه بی بی؟
1395/11/09

عجب روزگاری شده

رفتم خونه دی علی عبدشا، دیدم قیلونش چاق کرده وسی خوش دید می کنه .
1395/09/28

نقل بالا سونیا......

چهار پنج تا پیرزن بیدیم وباقر زار صفر.داشتیم حرف دنیا و روزگار می زدیم .قلیون خشی هم مابینمون دس به دس می شد.
1395/05/21

دماغ سُخته

اگه بفهمین با ای مصو چه حشرِلُی داشتیم تو ای انتخابات،اگه بفهمین،مصو گمونم نشناسینش،با معصومه زار عیوضما،ما سیش می گیم مصو شَر شنی.
1395/01/16

بوام بی خیال بید

خدا رحمتش کنه کشورو زار قاسم.گُهی وختی که حوصله داشت قلیونی چاق می کرد، دُم در سرا می نشس واز روزگارش سیمون تعریف می کرد.
1394/09/03

همرنگ جماعت شدن!/طنز

سی آسی باشی همه چی نقل زندگیش گُف.آسی باشی گفت:مردم هر چی میگن دُرُس میگن.ممدگفت:آسی باشی یعنی چه مردم هر چی میگن دُرُس می گن؟...
1394/06/24

سی هفته دولت

قربونت برُم، دورت بگردم، قضات بسونم، مصطفی والله، ئی همه ای ولات واو ولات نگرد،خوت می فهمی جاده ها ایمنی ندارن.
1394/06/11

پناه بر خدا طوم همه چی واگشته!

پناه بر خدا اُنگاری همی چی دُنیِیکو واپیچیده،او زمون مهمون می اُومد، می خواسیم سیش مرغ بُکُشیم.به ای قبله قسم،خُدی تو سر شاهدن، از صبح چار پنج نفری دُم مرغ می دُویدیم تا بعد یکساعت بزور مرغکو می گرفتیم...
1394/04/15
ارشیو

اخبــار استـان

عناوین بیشتر